تبليغاتX
معرفت دینی - نقطه ای از چالشهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(1)
 
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
 
۱)) حد انتظار از دین ( انتظار حداقلی از دین و ناکار آمدی آن):

در بین نسل جدید روشنفکران که در عرصه دین و رابطه آن با مقولات دنیوی سخن گفته و قلم زده و نقادان او را از مروجین و طرفداران اندیشه جدایی دین از سیاست می شناسند دکتر عبدالکریم سروش است.

نامبرده ضمن رد جامعیت دین- توقع از دین را در پاسخگویی به نیازهای دنیوی و اخروی یک امر غیر معقول می داند. او معتقد است: وقتی کسی عاشق دین است برای او جامعیتی را می طلبد که دین واقعا واجد آن نیست. بسیاری از دینداران انتظار دارند که دین هم دنیای مردم را آباد کند هم آخرت آنها را. یعنی از دین متوقع اند که جمیع مسائل ریز و درشت دنیوی و اخروی شان را پاسخ دهد. اما این انتظار هیچ دلیل عقلی و شرعی ندارد. تاکید می کنم که حتی یک دلیل عقلی و شرعی برای این پندار در دست نیست. تنها علت وجود این رای در میان دینداران عشق آنها بدین است. یعنی دلشان می خواهد که این معشوق هر چه با کمال تر باشد. این تلقی اگر از عاشقان مقبول باشد از عاقلان قوم پذیرفته نیست.

از طرف دیگر نامبرده معتقد است که دین بر آورنده حداقل نیازهای انسان است. در این ارتباط می گوید: انتظارات دینی و دنیوی ما از حکومت دینی و فقهی از آ ن نظر که که دینی و فقهی است باید حداقل باشد و فکر بهبود دنیا و دین خود را باید از راه دیگر کنیم. بر همین اساس سروش ارزشها را به سه دسته درجه ۱ - درجه ۲- درجه ۳- تقسیم می کند و بیان می دارد: نیاز انسان به عدالت - مبارزه با ستم- جامعه آباد و آگاه ارزش درجه یک- حسن قناعت و قبح تکبر از ارزشها ( نیازها ) ی درجه دو- توکل- رضا به قضای الهی و شکر نعمت و حرمت ریا کاری و... نیاز و ارزشهای درجه ۳ می باشند از این ارزشهای عام( عدالت-مبارزه با ستم- جامعه آباد و آگاه و...) که بگذریم ارزشهای درجه ۲ و ۳ هم وجود دارد که منبعث و مشتق از آن ارزشهای عالی ترند مثل حسن قناعت- قبح تکبر و یا منبعث از روح دینداری و مختص به آنند و ذاتا دینی اند مثل توکل و رضای به قضای الهی و شکر نعمت و حرمت ریاکاری و... و یا از قبیل احکام عملی و جوارحی اند مثل حرمت شرب خمر وجوب حجاب بر زن- که پاره ای از اینها در ادیان مختلف - مختلف اند و یا در  دراشتقاقشان از ارزشهای عالی تر- نظر و تامل هست.

او در ادامه بحث- ماموریت دین را پاسداری از ارزشهای درجه ۳ می شناسد و بیان می دارد: خواه ما حکومت فقهی بنا کنیم ( آنطور که فقیهان گفته اند) و نسبت به حکومت دینی نگرش حقوقی داشته باشیم ( یعنی وظیفه حکومت را اجرای احکام بدانیم) خواه حکومت دینی بنا کنیم ( بمعنای ایجاد فضای مساعد برای انتخاب آگاهانه و آزادانه دین) در هر دو صورت انتظارات دینی و دنیوی ما از حکومت دینی و فقهی ( از آن نظر که دینی و فقهی است) باید حداقلی باشد و فکر بهبود دنیا و دین خود را از راه دیگر کنیم.

و در جای دیگر می گوید: اگر بپرسیم برای آنکه یک حکومت - حکومتی موفق باشد چه باید کرد؟ این سوال تحویل می شود به سوالاتی از این قبیل که اقتصاد جامعه باید چگونه باشد؟ زندگی و مسکن و بهداشت مردم باید چگونه باشد؟ و غیر تک تک این سوالات علمی اند و دین از آن نظر که دین است متکفل و متعهد پاسخ دادن به سوالات روشی و مدیریتی نیست. و اگر این سوالات را به دین ارجاع دهیم مرتکب خطا شده ایم.

منابع : رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی- سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی- اصغر افتخاری و علی اکبر کمالی  گروه انتشارات- عبدالکریم سروش- تحلیل مفهوم حکومت دینی - دین و حکومت ( مجموعه سخنرانیها) موسسه خدمات فرهنگی رسا

  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 15:4  توسط حسین شاهد  | 
طراح قالب
اكبر طاهري

 
  POWERED BY BLOGFA.COM