ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را |
((۲)) حاکمیت ارزشهای دینی و حاکمان پارسا:
در مردم سالاری دینی علاوه بر حضور و پیوند مردم با مسوولان حاکمیت ارزشهای دینی در جامعه و نیز حکومت حاکمان پارسا - عادل- قانون گرا و مقید به احکام الهی و بندگی خدا- از جمله ویژگیهای بسیار مهمی است که در حکومتهای شناخته شده در دنیا مشابه و حتی نزدیک به آن دیده نمی شود.
مقام معظم رهبری در دیدار مسوولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران بمناسبت عید سعید غدیر ۱۰/۴/۱۳۷۰
این چیزهایی که ناشی از اصل ولایت در اسلام است چه قدر برای انسانها مفید - پر درخشش- زیبا و جاذبه دار است. هر کس از هر جای دنیا به کشور ما نگاه کند همین چیزهایی که در زندگی امام بزرگوارمان بود و آنچه را که این ملت در طول این ده- دوازده سال به آن عادت کرده اند می بیند. ( امروز ۲۷ سال است ملت این ویژگی را می بینند). این معنای ولایت است و ما عرض می کنیم که اگر ملتها قطع نظر از مذاهب و ادیانی که بر آنها حاکم است بخواهند راه سعادت را پیدا کنند باید به ولایت اسلامی بر گردند.
البته این ولایت اسلامی به شکل کامل در یک جامعه ی اسلامی عملی است چون ولایت بر اساس ارزشهای اسلامی- یعنی عدالت اسلامی- علم اسلامی و دین اسلامی- است اما به شکل غیر کامل در همه ی ملتها و در میان همه ی جوامع عملی است. اگر می خواهند کسی را بعنوان رهبر و حاکم بر جامعه انتخاب کنند سراغ آن کسی که سرمایه داران معرفی می کنند نروند سراغ پارساترین و پاک ترین و بی اعتناترین انسانها بدنیا بروند آن کسی که قدرت را سرمایه ی شخصی خود بحساب نمی آورد و از آن برای سود شخصی خویش استفاده نمی کند. این رشحه یی از رشحات ولایت در اسلام است و دمکراسی های جاری عالم از آن بی نصیب اند. این از برکات اسلام است.
((۳)) ارزشهای حاکم در رقابتهای انتخاباتی:
در اسلام نوع رقابت با رقابتهای انتخاباتی غرب متفاوت است و این مساله از همان نگاه پارسا محوری و شایسته سالاری به مسوولیتها ناشی می شود. همین طور مشارکت مردم در امر انتخابات و سرنوشت خود واقعی است نه متاثر از احزاب و گروهها و سرمایه ها- و بر اساس تکلیف و ناشی از احساس مسوولیت در صحنه های انتخابات حاضر می شوند و لذا در صد شرکت کنندگان قابل مقایسه با لیبرال دمکراسی های غربی نیست.
مقام رهبری در دیدار گروه کثیری از آزادگان و قشرهای مختلف مردم در نخستین روز از هفته وحدت ۱۱/۷/۱۳۶۹
من همه را توصیه می کنم که این خط صحیح را دنبال کنند مواظب باشید در حالیکه ما دنیای اسلام را به وحدت دعوت می کنیم دشمن نتواند در میان صفوف خود جمهوری اسلامی اختلاف و تفذقه ایجاد کند. شرط پیروزی ها این است که جناحهای مختلف در جمهوری اسلامی احترام هم را حفظ کنند و با هم باشند. در جمهوری اسلامی انتخاب - انتخاب اصلح است- نه رقابت انتخاباتی. این دعواها و رقابتها - متعلق به دمکراسی های غربی است که از خدا و دین هیچ چیزی به مشامشان نرسیده است. کارهایی که بعضی ها انجام می دهند باب جمهوری اسلامی نیست در اینجا ممشا- ممشای اسلامی است و انتخاب - انتخاب اصلح.
مقام معظم رهبری در دیدار قشرهای مختلف مردم به مناسبت نیمه ی شعبان در مصلای تهران ۳۰/۷/۱۳۸۱
درس مهم دیگری که وجود دارد این است که حکومت آینده ی حضرت مهدی موعود عج - یک حکومت مردمی به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متکی به ایمان ها و اراده ها و بازوان مردم است. امام زمان تنها دنیا را پر از عدل و داد نمی کند امام زمان از آحاد مومن مردم و با تکیه ی به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار می بخشد و یک حکومت صد در صد مردمی تشکیل می دهد اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردم سالاری را روی آن گذاشته اند همان دیکتاتوری های قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است. یعنی دیکتاتوری گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد رقابت بین گروههاست و مردم در این میان هیچ کاره اند. یک گروه بقدرت دست پیدا می کند و در سایه قدرت سیاسی ای که همه ی زمامهای امور را در کشور در اختیار او می گذارد و با سوئ استفاده از این قدرت ثروت و پول و سرمایه را به نفع خود گرد آوری می کند و آنها را در راه بدست آوردن دوباره ی قدرت مصرف می کند. دمکراسی های امروز دنیا بر پایه ی تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست. امروز در دنیا هر جا شعار دمکراسی می دهند شما ببینید برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار می کنند. پول خرج می کنند. دمکراسی در پنجه ی اقتدار پول اسیر است. مردم سالاری امام زمان - یعنی مردم سالاری دینی- با این روش به کلی متفاوت است.
مقام معظم رهبری در دیدار مسوولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران ۱۹/۴/۱۳۷۹
هیچ نظامی در دنیا- حتی دمکراسی های غربی - چه در امریکا- چه در فرانسه- چه در جاهای دیگر- نمی تواند ادعا کند که مثل نظام ما مردمی است. برای خاطر اینکه در دمکراسی های غربی عده یی پای صندوقهای رای می آیند و رای می دهند مثلا حزب گفته: به آقای زید بن عمرو رای بده - او هم ورقه را که انداخت کار تمام می شود!!! آنهایی هم که شرکت کننده اند گاهی سی و هفت درصد واجدان شرایط را تشکیل می دهند. مثلا در انتخابات اخیر امریکا حدود سی و هفت درصد شرکت کننده بیشتر نبود- هیچ وقت به اندازه ی شصت و هفت درصد و هفتاد درصدی که شما در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس- چه مجلس پنجم- چه مجلس ششم و... ملاحظه کردید شرکت نمی کنند. بالاخره همانهایی که می آیند - می آیند رای می دهند و می روند اما در این جا اینطوری نیست در اینجا مردم به مسوولان عشق می ورزند و رابطه شان رابطه ی عاطفی است. نه فقط رابطه ی رای دادن. در اینجا وقتی یکی از مسوولان کسالتی پیدا بکند همه ی کشور دستها را بدعا بلند می کنند که خدا او را شفا بدهد. مثل اینکه برای بچه ی خودشان دعا می کنند! در اینجا وقتی که مسئول کشور اشاره می کند مردم در میدانهای خطر وارد می شوند و جانشان را فدا می کنند این حتی به دمکراسی های غربی ربطی ندارد تا چه برسد به نظام دیکتاتوری پرولتاریا ! خودشان می گویند یکی از اصئل حتمی شان دیکتاتوری است یعنی انتخابات بی انتخابات!!! در طول هفتاد و چند سال حکومت شوروی تا قبل از انتخابات روسیه در این اواخر یک انتخابات اتفاق نیفتاده بود ولی ما در ظرف بیست و یک سال - بیست و یک انتخابات داشته ایم! آیا اینها با هم قابل مقایسه است؟ در آنجا زندگی نمایندگان طبقه ی پرولتاریا - زندگی کاخ کرمیلینی است اما در اینجا ما روی زیلو می نشینیم و افتخار هم می کنیم. در اینجا مسوولان کشور- آنهایی که بتوانند - همت و افتخارشان این است که خودشان را به زندگی مردم نزدیک کنند. در نظام شوروی سابق وقتی استالینی سر کار بود تا نمی مرد هیچ علاج دیگری نداشت! سی سال حکومت می کرد تا بالاخره با حادثه یا بی حادثه یا از زور مصرف مسکرات قوی روسی می مرد و بعد مثلا خروشچفی سر کار می آمد بعد هم برژنفی روی کار می آمد. برژنف هم بعد از هیجده - نوزده سال می مرد و یک نفر دیگر بقدرت می رسید! این نظام با نظام جمهوری اسلامی که مبنی بر انتخابات و رای مردم است و هر چهار سال یک بار انتخابات مجلس و ریاست جمهوری برگزار می شود متفاوت است. در سطح رهبری از اینها هم بالاتر است. برای خاطر اینکه رهبری معنوی - تعهد معنوی دارد و خبرگان و مردم از او توقع دارند که حتی یک گناه نکند اگر یک گناه کرد بدون این که لازم باشد ساقطش کنند - ساقط شده است. حرفش نه در باره ی خودش حجت است نه در باره ی مردم. این نظام منعطف - زنده - پر نشاط و متحول- آیا با نظام بسته و غیر قابل انعطاف و شکننده ی دیکتاتوری پرولتاریا قابل مقایسه است؟!.
((۴)) چارچوب حاکم بر مردم سالاری:
در اسلام رای و اراده مردم در چارچوب هدایت قران و احکام الهی و آسمانی آن قرار می گیرد و در خارج از آن تحقق نمی یابد در حالی که در دمکراسی های رایج دنیا چار چوب سرمایه و منافع ثروتمندان - ولو در جهت اشاعه فساد و فحشا باشد- بر اراده مردم حکومت می کند.
مقام معظم رهبری پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری ۱۱/۵/۱۳۸۰
در منطق اسلام اداره امور مردم و جامعه با هدایت انوار قرانی و احکام الهی است. در قوانین آسمانی و الهی قران - برای مردم شان و ارج معین شده است مردم هستند که انتخاب می کنند و سرنوشت اداره ی کشور را بدست می گیرند. این مردم سالاری - راقی ترین نوع مردم سالاری ای است که امروز دنیاشاهد آن است زیرا مردم سالاری در چار چوب احکام و هدایت الهی است انتخاب مردم است. اما انتخابی که با قوانین آسمانی و مبرای از هر گونه نقص و عیب توانسته است جهت و راه صحیحی را دنبال کند.
آنچه که در دنیا بنام دمکراسی و مردم سالاری شناخته می شود در همه ی آنها چارچوب وجود دارد. در دمکراسی های غربی چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه داران حاکم بر سرنوشت جامعه- تنها در آن چارچوب است که رای مردم اعتبار پیدا می کند و نافذ می شود. اگر مردم چیزی را که بر خلاف منافع سرمایه داران و صاحبان قدرت مالی و اقتصادی - و بر اثر آن قدرت سیاسی- است بخواهند هیچ تضمینی وجود ندارد که این نظامها و رژیمهای دمکراتیک تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همه ی این خواستها و دمکراسی ها حاکم است. در کشورهای سوسیالیستی سابق- که آنها هم خودشان را کشورهای دمکراتیک می نامیدند- این چارچوب حزب حاکم بود. در خارج از چار چوب تمایلات و سیاستها و انگیزه های حزب حاکم رای مردم هیچ توانایی و کاربردی نداشت. بهر حال چار چوب وجود دارد.
امتیاز نظام اسلامی در این است که این چار چوب احکام مقدس الهی و قوانین قرانی و نور هدایت الهی است که بر دل و عمل و ذهن پرتو افشانی و آنها را هدایت میکند. مساله ی هدایت مردم یکی از آن مسایل بسیار مهمی است که در نظامهای سیاسی رایج دنیا- بخصوص در نظامهای غربی- نادیده گرفته شده است. معنای هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایی مردم به سرچشمه های فضیلت کاری بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقی باشد و هوسهای فاسد کننده یی که گاهی بنام آرا و خواست مردم مطرح می گردد از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه می کنید در بسیاری از دمکراسی های غربی زشت ترین انحرافات- انحرافات جنسی و امثال آن- بعنوان اینکه خواست مردم است صبغه ی قانونی پیدا می کندو رسمی می شود و به اشاعه ی آن کمک می گردد. این غیبت عنصر معنوی و هدایت ایمانی را نشان می دهد. در نظام اسلامی- یعنی مردم سالاری دینی- مردم انتخاب می کنند - تصمیم می گیرند و سرنوشت اداره ی کشور را بوسیله ی منتخبان خودشان در اختیار دارند اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه ی هدایت الهی- هرگز به بیرون جاده ی صلاح و فلاح راه نمی برد و از صراط مستقیم خارج نمی شود نکته ی اصلی در مردم سالاری دینی این است این هدیه ی انقلاب اسلامی به ملت ایران است این تجربه ی جدید و جوانی است اما تجربه ی قابل تامل و پیگیری و قابل تقلیدی است برای همه ی کسانی که دلشان برای فضیلتها و جامعه ی پاک و پاکیزه ی انسانی می تپد و از جرایم و رذایل اخلاقی و رواج زشتی های خلقیات بشری رنج می برند.
التماس دعا
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|