تبليغاتX
معرفت دینی - پرتوی از ولایت (4)
 
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
 

ادامه مطلب از صفحه نخست

مساله اساسی ای که بنده بارها بر آن تاکید کرده ام این است که اسلام گرایی در نظام اسلامی از مردم گرایی جدا نیست. مردم گرایی در نظام اسلامی ریشه ی اسلامی دارد. وقتی ما می گوییم نظام اسلامی امکان ندارد که مردم نادیده گرفته شوند. پایه و اساس حق مردم در این انتخاب خود اسلام است. لذا مردم سالاری ما- که مردم سالاری دینی است- دارای فلسفه و مبناست. چرا باید مردم رای دهند؟ چرا باید رای مردم دارای اعتبار باشد؟ این متکی بر احساسات تو خالی و پوچ و مبتنی بر اعتبارات نیست. متکی بر یک مبنای بسیار مستحکم اسلامی است. پس یکی از عرصه هایی که امام همواره بر آن تاکید می کرد و آن را در ساخت نظام اسلامی کار گذاشت و برای همیشه آنرا ماندگار کرد مساله حضور مردم در انتخاب مسولان نظام و منتهی شدن مسوولیتها به اراده و خواست مردم است.

عرصه دوم: عرصه تکلیف مسوولان در قبال مردم است. وقتی ما می گوییم مردم معنایش این نیست که مردم بیایند رای بدهند و مسوول یا نماینده یی را انتخاب کنند بعد دیگر برای آن مردم هیچ مسوولیتی وجود نداشته باشد. صرفا همین باشد که اگر کسی می خواهد برای مردم کاری بکند به این خاطر باشد که مردم بار دیگر به او رای دهند مساله این نیست. در اسلام و نظام جمهوری اسلامی- فلسفه مسوولیت پیدا کردن مسوولان درکشور این است که برای مردم کار کنند. مسوولان برای مردمند و خدمتگزار و مدیون و امانتدار آنها هستند. مردم محورند. کسی که در نظام جمهوری اسلامی مسوولیتی یدست می آورد باید همه ی هم و غمش برای مردم باشد هم برای دنیا ی مردم هم برای مادیت مردم- هم برای معنویت مردم- هم برای ایجاد عدالت در میان مردم- هم برای احیای شان انسانی مردم- هم برای آزادی مردم- اینها جزو وظایف اصلی حکومت است.

مردم سالاری دینی دو طرفه است:

مردم سالاری های غربی- یک قضیه ی یک طرفه هستند. یعنی در زمان انتخابات مردم با تبلیغات فریبنده به صحنه کشانده می شوند- صرف نظر از درصد شرکت کنندگان- و بعد از انتخاب شدن فرد مورد نظر حکومت راه خود را می رود و مردم که متولیان واقعی حکومت اند محلی از اعراب ندارند!!!! در اسلام مردم سالاری دو طرفه است یعنی هم مردم وظیفه دارند در صحنه های انتخاب و مسایل جامعه حضور جدی داشته باشند و هم منتخبان و حاکمان می بایستی وظایف خود را در قبال مردم انجام دهند و خدمتگزاری به مردم- نه منافع شخصی و جناحی و حزبی- را سر لوحه ی واقعی کارها و اقدام هایشان قرار دهند. شناخت نشانه های مردم سالاری دینی - ویژگیها و تفاوتهای این نظام را با نظامهای مدعی دمکراسی غربی بخوبی روشن می سازد.

بهترین چیزی که ممکن است امروز ما بتوانیم برای تصحیح اخلاق و رفتار و منش خودمان- یعنی مسوولان کشور- ملاک قرار بدهیم مردم سالاری دینی است همین چیزی که بارها گفته ایم و تکرار شده است. نباید اشتباه بشود این مردم سالاری به ریشه های دمکراسی غربی مطلقا ارتباط ندارد این یک چیز دیگر است. اولا مردم سالاری دینی دو چیز نیست اینطور نیست که ما دمکراسی را از غرب بگیریم و به دین سنجاق بکنیم تا بتوانیم یک مجوعه ی کامل داشته باشیم. نه - خود این مردم سالاری هم متعلق به دین است. مردم سالاری هم دو سر دارد که من در یک جلسه ی دیگر هم به بعضی از مسوولان این نکته را گفتم. یک سر مردم سالاری عبارت است از این که تشکل نظام بوسیله ی اراده و رای مردم صورت بگیرد یعنی مردم نظام را انتخاب می کنند دولت را انتخاب می کنند نمایندگان را انتخاب می کنند مسوولان اساسی را بواسطه یا بی واسطه انتخاب می کنند این همان چیزی است که غرب ادعای آن را می کند و البته در غرب این ادعا واقعیت هم ندارد. بعضی ها لجشان می گیرد از اینکه ما بارها تکرار می کنیم که ادعای دمکراسی در غرب ادعای درستی نیست خیال می کنند که یک حرف تعصب آمیز است در حالیکه نه- این حرف - حرف ما نیست تعصب آمیز هم نیست ناشی از نا آگاهی هم نیست- متکی به نظرات و حرفها و دقتها و مثال آوردن های خود بر جستگان ادبیات غربی است. آنها خودشان این را می گویند. بله- در تبلیغات عمومی آن جایی که با افکار عمومی سر و کار دارند اعتراف نمی کنند آنجا می گویند آرای مردم وجود دارد و هر چه هست. متکی به رای و خواست مردم است اما واقعیت قضیه این نیست خودشان هم در سطوح و مراحلی به این معنا اعتراف می کنند در نوشته هایشان هم هست و ما هم از این قبیل اعترافها را فراوان دیده ایم امروز هم که شما در کشور ایالات متحده ی امریکا نمونه اش را دارید می بینید این مردم سالاری است!!!!!! ما آن را نمی گوییم. آن بخش انتخاب مردم یکی از دو بخش مردم سالاری دینی است که البته آن هست. مردم بایستی انتخاب کنند - بخواهند- بشناسند و تصمیم بگیرند تا تکلیف شرعی در باره ی آنها منجز بشود. بدون شناختن و دانستن و خواستن تکلیفی نخواهند داشت.

سر دیگر قضیه ی مردم سالاری این است که حالا بعد از آن که من و شما را انتخاب کردند ما- در قبال آنها وظایف جدی و حقیقی داریم. بعضی دوستان این روایات را از نهج البلاغه و غیر نهج البلاغه جمع کردند که البته مجال نیست که من همه ی آنها را بخوانم دو - سه تایش را می خوانم.

و ایاک والمن علی رعیتک باحسانک او التزید فیما کان من فعلک او ان تعدهم فتتبع موعودک بخلفک فان المن یبطل الاحسان والتزید یذهب بنور الحق والخلف یوجب المقت عندالله و عند الناس- می فرماید: نه سر مردم منت بگذارید که ما این کارها را برای شما کردیم یا می خواهیم بکنیم - نه آنچه را که برای مردم انجام دادید در باره ی آن مبالغه کنید کار کوچکی انجام دادید- آن را بزرگ کنید. نه اینکه وعده بدهید و عمل نکنید. بعد فرمود: اگر منت بگذارید احسانتان باطل خواهد شد. نور حق را خواهد برد. یعنی همان مقدار راستی هم که وجود دارد آن را هم در چشم مردم بی فروغ خواهد کرد. اگر خلف وعده بکنید : یوجب المقت عندالله و عندالناس- در نظر مردم و در نظر خدا این مقت و گناه است. قال الله تعالی: کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون- هر چند این کلام امیر المومنین ع خطاب به مالک اشتر است اما خطاب به ما هم هست.

نکته ی دوم از همین قبیل وظایف مربوط به مردم سالاری دینی است: انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیتک-- یعنی در باره ی خودت - در باره دوستان و خویشاوندان و رفقای خودت رعایت انصاف را در قبال مردم و خدا بکن یعنی اختصاص و امتیاز به آن ها نده یعنی همین چیزی که دوستان عزیز فرنگی ماب ما به آن رانت خواری می گویند یعنی امتیاز ویژه. امکانات استفاده ی از یک شرکت و یک منبع مالی را در اختیار جمع خاصی قرار دادن- بمناسبت اینکه اینها دوست یا خویشاوند یا رفیق ما هستند این کار جزو کارهای ضد مردم سالاری است. هر کسی که این کارها را بکند این همان فسادی است که الان آقای رئیس جمهور به آن اشاره کردند. بله- باید با این فسادها مبارزه بشود. برادران و خواهران عزیز! تا این فسادها در مجموعه ی کارگزاران کشور وجود داشته باشد توانایی کار وجود نخواهد داشت و پیشرفت امکان ندارد هر کار هم بکنید امکان نخواهدداشت اینها شکاف ها و دره ها و حفره هایی است که وقتی بوجود آمد هر چه شما دستاورد داشته باشید و در آن بریزید آنها را پر نمی کند. دستاورد هم از بین می رود لذا اول باید اینها را علاج کرد. این فرمایش امیرالمومنین ع است: من لک فیه هوی من رعیتک- به رفقا و نزدیکان و آن آدمهایی که دوستشان داری نباید امتیاز ویژه داده بشود همه باید یکسان امتیاز ببرند. امتیازی که هست در اختیار همه باید قرار بگیرد. اگر بناست قرعه کشی بشود - اگر بناست سقف باشد- امتیاز برای کسی نباید باشد.

سوم: این هم یک نشانه ی دیگر مردم سالاری است :ولیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضی الرعیه-- دنبال کارهایی باش که از افراط و تفریط دور باشد و عدالت را در سطح وسیع تری شامل حال مردم بکند یعنی سطح تماسش با مردم و منافع مردم هر چه وسیع تر باشد و رضایت و خشنودی عامه و توده های مردم را بیشتر جمع کند. دنبال این نباش که رضایت گروهای خاص- یعنی صاحبان ثروت و قدرت- را بدست بیاوری. من و شما مخاطب این خطابیم. الان شما اگر وزیرید- اگر نماینده اید- اگر از مسوولان مربوط به نیروهای مسلحید- اگر مربوط برهبری هستید- اگر مربوط به قوه قضاییه هستید- هر جا هستید باید توجه داشته باشید که آن کاری که انجام می دهید در جهت میل صاحبان ثروت و قدرت نباشد که اینها در این فرمایش امیرالمومنین به خاصه تعبیر شده است. بعد می فرماید: فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه-- اگر دل صاحبان ثروت و قدرت را بدست آورید و مردم را ناراضی کردید نارضایتی مردم این گروههای خشنود شده ی خواص- یعنی صاحبان ثروت و قدرت - را مثل سیلابی خواهد برد. وان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه-- اما اگر رعایت میل دل صاحبان ثروت و قدرت را نکردید از شما ناراضی می شوند. بگذار ناراضی بشوند. وقتی مردم از شما راضی اند و برای آنها کار کردید بگذار اینها ناراضی باشند. یغتفر این نارضایی بخشوده است.

مردم سالاری فقط این نیست که انسان تبلیغات و جنجال بکند و بالاخره عده یی را به پای صندوق بکشاند و رایی از مردم بگیرد بعد هم خداحافظ. هیچ کاری به کار مردم نداشته باشد! بعد از آن که این نیمه ی اول تحقق پیدا کرد نوبت نیمه ی دوم است - نوبت پاسخگویی است. در باره همین گروههای خاص باز امیر المومنین ع در این بیان مطالبی دارند: لا تقولن انی مومر آمر فاطاع-- این جمله باز در همین نامه ی مالک اشتر است. فرمود: نگو به من ماموریت داده شده - به من مسوولیت داده شده و من صاحب فلان مسوولیت شده ام- آمر فاطاع- بنده مسوولم و دستور می دهم. باید اطاعت کنید. اینطور حرف نزن- فان ذلک ادغال فی القلب- این دل تو را خراب و نابود می کند. واقعش هم همین است. بعد چند خصوصیت دیگر را ذکر می کند: و تقرب من الغیر- این بر گشت خشم آلود مردم را به تو نزدیک می کند. وقتی این طور حرف بزنی مردم از خود خواهی و من من گفتن تو و خود را محور همه چیز دانستن و مسوولیتی برای خود قایل نبودن- برای همیشه نا خشنود می شوند.

مردم سالاری بر خاسته از متن دین:

در مکتب سیاسی امام- هویت انسانی - هم ارزش مند و دارای کرامت است- هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه ی ارزش مندی و کرامت داشتن این است که در اداره ی سرنوشت بشر و یک جامعه- آرای مردم نقش اساسی ایفا کند. لذا مردم سالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما- که از متن اسلام گرفته شده است- مردم سالاری حقیقی است- مثل مردم سالاری امریکایی و امثال آن- شعار و فریب و اغوا گری ذهن های مردم نیست. مردم با رای خود - با اراده خود- با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می کنند. مسوولان خود را هم انتخاب می کنند. لذا دو ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که امام - اصل نظام بر آمده ی از انقلاب را به رای مردم گذاشت.

شما این را مقایسه کنید با رفتاری که کودتا گران نظامی در دنیا می کنند- رفتاری که حکومتهای کمونیستی می کردند- و رفتاری که امروز امریکا می کند. امروز امریکا بعد از پانزده ماه که با اشغال نظامی عراق را گرفته است هنوز به مردم این کشور اجازه نمی دهد که بگویند برای حکومت خود چه چیز و چه کسانی را می خواهند. نماینده ی سازمان ملل دیروز مصاحبه می کند و می گوید چون امریکایی ها در عراق حضور نظامی دارند باید رای حاکم امریکایی در انتخاب عناصر دولت مراعات شود!!! دمکراسی اینها این است.

نام دمکراسی- اغوا گری است. دمکراسی حتی در کشورهای خودشان هم- یک مردم سالاری حقیقی نیست. جلوه فروشی به وسیله تبلیغات رنگین و پولهای بی حسابی است که در این راه خرج می کنند. لذا آرای مردم گم شده است. در مکتب سیاسی امام- رای مردم بمعنای واقعی کلمه تاثیر می گذارد و تعیین کننده است. این کرامت و ارزشمندی رای مردم است. از طرف دیگر امام با اتکا بقدرت رای مردم- معتقد بود که با اراده ی پولادین مردم می شود در مقابل همه ی قدرتهای متجاوز جهانی ایستاد. و ایستاد. در مکتب سیاسی امام - مردم سالاری از متن دین بر خاسته است. از - امرهم شوری بینهم- بر خاسته است.

از - هوالذی ایدک بنصره و بالمومنین- بر خاسته است. ما این را از کسی وام نگرفته ایم. عده ای می خواهند وانمود کنند که نقش مردم در اداره ی حکومتها را باید غربی ها بیایند بما یاد بدهند!!! غربی ها خودشان هنوز در خم یک کوچه گرفتارند!!!!!

۱)) دیدار اعضای مجلس خبرگان ۱۵/۶/۱۳۸۰

۲))در اجتماع بزرگ زائران حرم امام خمینی ره ۱۴/۳/۱۳۸۱

۳)) دیدار شرکت کنندگان در همایش جهان اسلام ۲/۱۰/۱۳۸۲

۴)) دیدار کارگزاران جمهوری اسلامی ایران ۲۰/۸/۱۳۸۱

۵)) دیدار مسوولان وزارت امور خارجه - سفیران و کارداران جمهوری اسلامی ایران۲۷/۵/۱۳۸۱

التماس دعا

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:9  توسط حسین شاهد  | 
طراح قالب
اكبر طاهري

 
  POWERED BY BLOGFA.COM