ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را |
فصل پنجم ( قسمت سوم )
حدود و اختیارات ولی فقیه
آیا تمام وظایف حکومتی که بر عهده امام معصوم بوده بر عهده ولی فقیه نیز میباشد. و بر این اساس ولایتی را که برای پیغمبر ص و ائمه ع می باشد برای ولی فقیه نیز ثابت است. فقیه ولایت مطلقه دارد؟
پیش از پاسخ به پرسش فوق باید مناصب و اختیارات امام معصوم ع را بیان کنیم سپس مناصب و اختیارات ولی فقیه را مورد بر رسی قرار دهیم. بر اساس روایات ائمه معصومین ع دارای سه منصب بوده اند :
۱))) بیان احکام و مرجعیت دینی.
۲))) مرجعیت در قضا .
۳))) زعامت و رهبری یا تشکیل و اداره حکومت.
دیدگاهها :
علما منصب فتوا و قضا را برای ولی فقیه ثابت می دانند و اختلافی در آن ندارند . تنها در منصب زعامت سیاسی - اجتماعی یا رهبری جامعه اسلامی اختلاف نظر وجود دارد.
برخی قائل به محدودیت هستند و ولایت فقیه را منحصر در امور حسبیه( امور حسبیه به اموری اطلاق می شود که باید انجام گیرد و شارع مقدس راضی به ترک آنها نیست. از قبیل ولایت بر غائبین - قاصرین - تصرف در اموالبی صاحب و ... ( مکاسب شیخ انصاری ص ۱۵۴ ) می دانند.
برخی هم معتقدند که اختیارات ولی فقیه در حد اختیارات پیامبر ص و ائمه معصومین ع و همه جانبه و گسترده است. توضیح این دو دید گاه در زیر می آید:
الف ))) ولایت محدود : قائلین به محدودیت معتقدند که ولایت فقیه مانند ولایت معصوم ع عام و همه جانبه نیست بلکه فقیه فقط در انجام آن دسته از کار های اجتماعی که مومنان عادل قادر به انجام آن هستند دارای ولایت بوده و انجام این امور در مرحله اول وظیفه فقیه است. این امور همان امور حسبیه است که در صورت نبود مومن عادل مسلمان فاسق نیز می تواند به انجام آن مبادرت ورزد.( مکاسب شیخ انصاری ص ۱۵۴ )
این نظریه از چند جهت دارای اشکال است :
۱))) این نظریه بوسیله بعضی از علما در شرایطی مطرح شده است که حکومت در دست طاغوتها بوده و علما در حوزه های علمیه به بحثهای علمی و فقهی مشغول بوده اند و یا به جرم ترویج نظریات تشیع در کنج زندانها یا در حال تقیه بسر می برده اند و هیچ یک از کارهای حکومتی را عهده دار نبوده اندو طبیعی است در محیطی که اداره جامعه و حکومت در دست حاکمان ستمگر بوده و قدرت اجرایی در دست فقها نبوده طرح ولایت مطلق دور از انتظار باشد . قطعا همان علما و بزرگان در وجوب طرد نا اهلان تردیدی نداشتند و آرزو می کردند که فقیه واجدالشرایط را بولایت و زمامداری بر گزینند. و به این وسیله ولایت و امامت ائمه معصومین ع استمرار یابد.
۲))) نظریه فوق در صدد بیان اندیشه ها و نظرات سیاسی اجتماعی اسلام در باب حکومت نبوده و منظور امور حسبیه بوده است. زیرا در جهان بینی اسلام به مساله رهبری اهمیت خاصی داده شده و حتی از نماز و روزه و جهاد و زکات و دیگر احکام اسلام مهم تر است.
۳))) این نظریه - که فقهی است - توسط دیگر فقها و مجتهدین مورد نقض و انتقاد قرار گرفته است از جمله صاحب جواهر این نظریه را مردود شمرده و آن را موجب تعطیلی احکام و حدود اسلام دانسته و آن را به کسانی نسبت می دهد که نه طعم فقه را چشیده و نه لحن امام معصوم ع را فهمیده اند ! ( جواهر الکلام ج۲۱ص۳۹۷ )
۴))) از نظر خردمندان نیز نظریه ولایت محدود مردود و مطرود است . زیرا بقول بو علی سینا چگونه باور کنیم خدای حکیم که از مژه چشم و گودی کف پا غفلت نکرده از رهبری مردم غافل شده ( شفا -- الهیات -- ابن سینا مقاله دهم فصل دوم ص ۴۴۱)
و یا دست حاکم اسلامی را بسته باشد؟!
ب))) ولایت مطلقه فقیه :
عده زیادی از علمای مشهور از جمله : صاحب جواهر - ملا احمد نراقی - میر زای نائینی - کاشف الغطاء - آیت الله بروجردی - حضرت امام خمینی ره و ... معتقدند که ولی فقیه در زمان غیبت همانگونه که حق فتوا و قضاوت دارد حق زعامت و رهبری و تشکیل حکومت و نظارت بر جریانات و حوادث واقعه در مملکت اسلامی را نیز دارا می باشد و می تواند فرمان جنگ یا صلح بدهد - مالیات بگیرد - حدود اسلام را اجرا نماید و با دولتهای دیگر پیمان نظامی - سیاسی - اقتصادی و ... منعقد نماید و هر کار مشروعی که برای اداره جامعه لازم باشد طبق موازین اسلام انجام دهد.
بنابراین ولایت مطلقه فقیه یعنی تمام شوون و اختیارات حکومتی ای که پیامبر و ائمه معصومین ع ر عهده داشتند ولی فقیه نیز آن اختیارات را دارد و می تواند همانند ائمه اطهار تشکیل حکومت داده و تمام کارهای حکومتی را عهده دار شود. حضرت امام خمینی ره می نویسد : ولایتی که برای پیغمبر ص و ائمه می باشد برای فقیه هم ثابت است و در این مطلب هیچ شکی نیست. ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص ۱۷۲ )
و نیز می فرماید : این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم ص بیش از حضرت امیر ع بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است باطل و غلط است . ( همان ص ۵۵ ) برای اثبات ولایت مطلقه فقیه دلایل فراوانی اقامه شده که در زیر بدو دلیل اشاره می کنیم:
۱))) عموم نیابت : فقها در زمان غیبت با تعبیرات مختلف بعنوان نمایندگان و جانشینان پیامبر ص و ائمه طاهرین معرفی شده اند که هر یک از آن تعبیرات از قبیل (( العلماء ورثه الانبیا ء -- الفقها ء امناء الرسل -- اللهم ارحم خلفائی -- علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل)) و امثال این تعبیرات ( تحقیقی پیرامون ولایت فقیه حبیب الله طاهری ص ۲۰۰و ۲۳۷ ) نشانه نیابت فقها از ائمه طاهرین در زمان غیبت است و لازمه نیابت آن است که نائب ( جانشین ) بتواند در تمام شوونی که منوب عنه حق دخالت داشته دخالت کند .
۲))) ولایت علما و فقها در زمان حضور ائمه ع : این نمایندگی و جانشینی در زمان حضور امام معصوم ع هم محقق شده است و شاهد بر این مدعا عهد نامه مالک اشتر است. در این عهد نامه حضرت علی ع مالک اشتر را ( که از علما و فقهای عصر خویش بود) مامور تشکیل حکومت مصر با تمامی اختیارات حکومتی از قبیل تنظیم قوای مسلح - گرفتن مالیات - سازندگی و آبادانی - نصب کار گزاران و مدیران مجرب و ... نمود .
در عصر غیبت نیز امام زمان عج مردم را جهت حل مشکلات و معضلات جامعه اسلامی به فقها ارجاع داده است و لازمه این امر و تحقق عملی آن تشکیل حکومت اسلامی است.
پایان قسمت سوم فصل پنجم-- التماس دعا
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|