تبليغاتX
معرفت دینی - مرگ بر ضد ولایت فقیه (( ولایت فقیه 5 الف ))
 
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
 

دلایل اثبات ولایت فقیه :

 

ولایت فقیه یکی از انواع ولایت تشریعی است.ولایت بر دو قسم است : تکوینی و تشریعی که ولایت تشریعی بر چهار نوع است :(( الف)): ولایت الله . (( ب)) . ولایت رسول الله . ((ج)): ولایت معصوم ع. (( د)) ولایت فقیه .( ولایت فقیه سید حسن طاهری خرم آبادی ص۱۷ ) در عصر غیبت فقیه جامع الشرایط عهده دار ولایت و رهبری جامعه اسلامی می گردد. و این از بدیهیات و ضروریات عقلی است . ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شودو چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنا که هر کس عقاید و احکام اسلامی را حتی اجمالا در یافته باشد چون به ولایت فقیه برسدو آن را به تصور در آورد بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت . ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص۶) .

 اما برای روشنتر شدن مساله به طرح دلایل عقلی و نقلی اثبات ولایت فقیه می پردازیم:

 

الف ) دلیل عقلی : اثبات عقلی ولایت فقیه مبتنی بر بیان چند مقدمه بدیهی و مورد قبول همه است که با کنار هم قرار دادن این مقدمات هر عقل سلیمی به ضرورت ولایت فقیه اذعان می کند:

(۱) تمامی احکام الهی ودستورات اسلامی اعم از عبادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و ... که بر پیامبر ص نازل شده و در زمان حضور ائمه ع باقی بوده در زمان غیبت نیز باقی و لازم الاجرا است زیرا پیامبر اسلام ص آخرین پیامبر و دین اسلام آخرین و کاملترین ادیان است.

(۲) حکومت جزء بافت اسلام بوده و عدم تشکیل آن مساوی با تعطیلی احکام الهی خواهد بود.

(۳) در بینش اسلامی مراجعه به حاکمان طاغوتی برای احقاق حق و رفع مخاصمه ممنوع و حرام است تا آنجا که گرفتن حق مسلم خود توسط حکم حاکم طاغوتی نا مشروع است.

(۴) برای حاکم در حکومت اسلامی شرایطی از جمله فقاهت و عدالت و مدیریت و ... معین شده و اگر کسی با نداشتن آن شرایط متصدی امور مسلمانان شود بعنوان حاکم طاغوتی محسوب می شود.

(۵) از حکمت خدای حکیم بدور است که بندگان را حیران و سرگردان باقی گذارد تا در هرج و مرج بسر برند و در نهایت طعمه دست گرگ صفتان فرعونی و طاغوتی شوند. ( تحقیقی پیرامون ولایت فقیه ص۱۹۷ تلخیص ).

 با توجه به مقدمات پنجگانه فوق هر عقل سلیم و بدور از اغراض شخصی و تعصبات خام و جاهلانه حکم می کند که وجود ولی فقیه در راس جامعه بمنظور اجرای احکام و قوانین حیات بخش اسلام ضرورتی انکار نا پذیر دارد.

 

ب ) دلایل نقلی : در اثبات ولایت فقیه روایات و احادیث فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به بیان دو مورد اکتفا می شود:

امام زمان عج در جواب سوال یکی از شیعیان می فرماید: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم ( وسائل الشیعه ج۱۸ص۱۰۱ بیروت ) در حوادث و پیشامدها به راویان حدیث ما رجوع کنید زیرا آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنها هستم.

منظور از ** حوادث واقعه ** مسائل شرعی نیست چون لزوم مراجعه به فقها در احکام شرعی از مسلمات است و امر تازه ای نیست حتی در زمان حضور ائمه ع نیز مردم بدستور خود آنان به فقها رجوع می کردند . بلکه منظور از ** حوادث واقعه ** پیشامدهای اجتماعی و سیاسی و گرفتاری هایی است که در جامعه اسلامی رخ می نماید.

همینطور منظور از راویان حدیث تنها گویندگان آن نیستند بلکه فقهایی هستند که بتوانند از طریق اجتهاد راه حل مناسبی را با واسطه حجت خدا معرفی کند و حجت الله کسی است که خداوند او را برای انجام اموری قرار داده و تمام کارها و افعال و اقوال او حجت بر مسلمانان است. اگر امر به کاری کرد یا نهی از عملی نمود و دیگران تخلف کردند خداوند در روز قیامت با آنها احتجاج خواهد کرد که چرا با وجود حجت خدا در امور حکومت اسلامی به دستگاه ظلم و ستم طاغوت روی آوردید؟ ( کتاب البیع امام خمینی ره ج۲ص۴۷۴ ).

امام حسین ع در خطبه مشهور خود در *** منا *** علما را مورد خطاب و عتاب قرار داده و با سرزنش آنان به خاطر از دست دادن حکومت و واگذاری آن به ستمگران می فرماید:

... مجاری الامور و الا حکام علی ایدی العلما ء بالله الا مناء علی حلاله و حرامه ... ( تحف العقول ص۱۷۲ بیروت ) اداره جامعه و اجرای احکام به عهده دانشمندان الهی است که در حلال و حرام خدا امین هستند...

از این سخن و دیگر روایات استفاده می شود که در زمان غیبت امام زمان عج ولی فقیه عهده دار زعامت و ریاست جامعه اسلامی است. چنانکه در انقلاب شکوهمند اسلامی حضرت امام خمینی ره بعنوان فقیهی جامع الشرایط که حقیقتا مدیری مدبر و سیاستمداری هوشمند و جامعه شناسی دقیق و عالمی عادل و عامل و ... بود دست به تشکیل حکومت زد و با اعمال تمام اختیارات حکومتی رسول الله ص و ائمه ع برای نخستین بار حکومت اسلامی را در زمان غیبت پایه گذاری نمود و حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه راه آن امام بزرگوار علم ولایت امر مسلمین را با همان شکوه و عظمت به دوش گرفت و به جهانیان تفهیم نمودند که اسلام در همه زمانها برای اداره زندگی فردی و اجتماعی بشر برنامه و طرح دارد و قادر به اداره جامعه می باشد.

 

چگونگی تعیین ولی فقیه :

تعیین حاکم و رهبر در جامعه اسلامی به چه کیفیتی صورت می پذیرد؟ آیا همچون نبوت در اختیار خدا و به نصب اوست ؟ یا به اختیار و انتخاب مردم است. در این بحث دو نظریه کلی : انتخابی و انتصابی مطرح است.

 

۱) نظریه انتخابی :

اهل تسنن معتقدند که تعیین رهبر و حاکم اسلامی در اختیار مردم است و برای تعیین و انتخاب حاکم اسلامی سه شیوه را بر گزیده اند :

 

الف ) تعیین حاکم اسلامی بوسیله بیعت اهل حل و عقد :  بدین معنا که پس از رحلت پیامبر ص و یا خلیفه ای از خلفا عده ای از بزرگان و ریش سفیدان جامعه جمع می شوند و شخصی را بعنوان خلیفه بر می گزینند . پس از ارتحال رسول خدا ص خلیفه اول از این راه به خلافت رسید.

 

ب ) استخلاف : به این معنا که حاکم و خلیفه فعلی شخصی را بعنوان جانشین بعد از خود تعیین نموده و مردم را به بیعت با او وادار کند آن شخص بعنوان رهبر شناخته خواهد شد. خلیفه دوم نیز از این راه به خلافت رسید.( احکام سلطانیه ما وردی ص۴).

 

 ج ) استیلا یا قهر و غلبه : اگر کسی با زور و لشکر کشی و قتل و غارت و قلدری و سیاست بازی زمام مسلمانان را بدست گیرد بعنوان امام مسلمین شناخته شده و اطاعتش بر مردم واجب است. ( الفقه الاسلامی و ادله دکتر زهیلی ج۶ص۶۸۲) بنابراین اگر شخصی غیر واجد شرایط رهبری نیز که در میدان زور و ظلم و ستم گوی سبقت بر دیگران را ربوده است بر مردم مسلط شد مردم نباید علیه او قیام نمایند زیرا این کار گرفتاری و خونریزی بدنبال دارد ! ( منهاج السنه النبویه کتاب البغاه ص ۵۱۸) چنانکه خلفای بنی امیه و بنی عباس با این روش بر مسند خلافت و رهبری جامعه اسلامی نشستند.

دلایل طرفداران این نظریه ( انتخابی ) بیشتر رخدادهای تاریخی است تا دلایل عقلی و شرعی و همچنین بجای در نظر گرفتن معیارها و شرایط اسلامی برای انتخاب حاکم اسلامی بیشتر منافع شخصی و اغراض سیاسی مورد توجه بوده است.

 

۲) نظریه انتصابی :

از دیدگاه این نظریه حاکم و رهبر جامعه اسلامی باید از طرف خدا منصوب شود.

تعیین و نصب حاکم اسلامی از طرف خدا بدو صورت است : تعیین و نصب خاص و تعیین ونصب عام.

 

الف ) تعیین و نصب خاص : این انتخاب بدین صورت اس که شخص معینی برای حکومت   و سرپرستی مشخص شود . نصب خاص در مورد پیامبران و ائمه معصومین است که از طرف خدا شخص نبی یا امام با اسم و مشخصات کامل به مردم معرفی شده است.

 

ب) تعیین و نصب عام : تعیین عام آن است که خداوند معیار و صفاتی را توسط پیامبر و ائمه ع بیان نموده است که هر کس واجد این صفات و معیار ها بود لیاقت و صلاحیت سرپرستی جامعه را دارد و اسم کسی بطور مشخص ذکر نشده است. این شیوه در زمان غیبت امام زمان عج کار برد دارد و فقیهی که واجد شرایط ولایت باشد می تواند رهبری جامعه اسلامی را عهده دار باشد. ( ولایت فقیه و حاکمیت ملت سید حسن طاهری خرم آبادی ص۸۷).

 

نقش مردم و آرا عمومی در تعیین ولی فقیه :

همانطور که ذکر شد ولی فقیه از طرف خدا با نصب عام به مقام ولایت و زعامت سیاسی و اجتماعی جامعه منصوب شده است و مردم نقشی در ثبوت ولایت برای فقیه ندارند. به تعبیر امام راحل قدس سره :

اگر احدی از مردم نیز به کمک فقیه نشتابد و او را در تشکیل حکومت یاری ندهد از منصب خود عزل نمی شود چرا که منصب آنان از ناحیه پروردگار است و اصل ثبوت و نصب زعامت ارتباطی با مردم ندارد گر چه وقتی مردم اعلام حمایت نکنند فقها در اصل تشکیل حکومت معذورند زیرا قدرت بر تشکیل آن ندارند. ( البیع امام خمینی ره ج۲ص۴۶۶).

در نصب و ثبوت امامت امامان معصوم ع نیز مردم دخالتی ندارندحضرت علی ع و دیگر ائمه از طرف خدا به امامت منصوب هستند. اگر چه مردم متاثر از جو سازیهای ستمگران بولایت ائمه تن ندهند و حق حکومت آنها غصب شود یا زمینه حکومت و ولایت آنان فراهم نگردد.

مردم و آرا عمومی در پذیرش  - تحقق و عملی شدن ولایت معصومین ع و ولایت فقیه نقش بسزایی دارند. نقش سازنده مردم در حکومتهای الهی بلکه در هر حکومت بر خاسته از مردم حقیقتی تردید نا پذیر است. تاریخ بیانگر این واقعیت است که هر زمان مردم دعوت پیامبران الهی را نپذیرفته و در قبال دین خدا به وظیفه الهی خود عمل نکرده اند پیامبران در اجرای فرامین الهی موفق نبوده اند. همانطور که حضرت نوح و لوط ع نتوانستند یک جامعه الهی تشکیل دهند. و هر زمان که مردم با پیامبران همگام می شدند و دعوت آنان را پاسخ مثبت می دادند تشکیل حکومت و جامعه الهی میسر بوده است. همانگونه که پیامبر اسلام ص پس از بیعت عقبه با انصار و هجرت به مدینه توانست با کمک انصار و مهاجرین پایه های حکومت اسلامی را در مدینه بنا نماید. امام علی ع نیز پس از آنکه مردم بسوی آن حضرت روی آوردند و با او بیعت کردند سرپرستی جامعه اسلامی را عهده دار شد و توانست حکومت عدل الهی را تشکیل دهد. ( حکومت اسلامی و ولایت فقیه آموزش و پرورش ْمن خدمت ص۶۴) .

تجربه انقلاب اسلامی ایران نیز این حقیقت را روشن ساخت که اگر مردم به فرمان رهبری الهی گردن نهند طاغوتها نابود می شوند. و حکومت اسلامی شکل می گیرد و احکام اجرا می گردد.

 

خبرگان و تعیین رهبر:

همانگونه که ذکر شد ولایت فقیه منصوب عام از طرف خداوند است ولی برای تحقق و به فعلیت رسیدن آن آرا عمومی مردم نقش بسزایی دارد. آرا عمومی گاهی بطور طبیعی در مورد فردی مشخص می شود یعنی اکثریت مردم فردی را واجد اوصاف لازم رهبری تشخیص می دهند و او را به رهبری و امامت می پذیرند. چنانکه در مورد حضرت امام خمینی ره چنین بود . اما اگر چنین اکثریتی برای پذیرش یک فقیه محقق نشد یعنی چند نفر از فقها واجد شرایط رهبری و زعامت بودند و اکثریت قاطع وجود پیدا نکرد یا مردم در تشخیص اصلح دچار مشکل شدند در چنین شرایطی نمی توان درنگ و توقف نمود تا به تدریج اصلح مشخص شود زیرا جامعه اسلامی حتی یک روز هم نباید بدون رهبر و زعیم باقی بماند. براین اساس در قانون اساسی پیش بینی شده است که مردم در انتخابات عمومی شرکت کنند و افرادی به نام خبرگان ( کارشناسان و آگاهان به مسائل دینی و سیاسی و اجتماعی ) را انتخاب کنند و به آنان نمایندگی بدهند تا از میان فقها اصلح را که صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را دارد به مردم معرفی کنند.

باید یاد آور شد که خبرگان در نصب و ثبوت ولایت برای ولی فقیه یا عزل وی از مسوولیت اداره جامعه نقشی ندارند زیرا فقها منصوب از طرف خدا هستند بلکه خبرگان از میان فقها شخصی را که واجد همه شرایط رهبری است تشخیص و به مردم معرفی می نمایند و به نمایندگی از طرف مردم ولایت او را می پذیرند . در مورد عزل وی نیز چنین است یعنی هر زمان ولی فقیه یکی از شرایط رهبری را از دست بدهد خود بخود از مقام رهبری معزول می شود و خبرگان مسوول تشخیص این امر است. ( ولایت فقیه و رهبری در اسلام جوادی آملی ص۱۸۹ ).

 

پایان قسمت اول فصل پنجم

  نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 21:1  توسط حسین شاهد  | 
طراح قالب
اكبر طاهري

 
  POWERED BY BLOGFA.COM