تبليغاتX
معرفت دینی - نقطه ای از چالشهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(6)
 
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
 

گفتار دوم-- سکولاریزم

جمع بندی و نتیجه کلی از پنج قسمت قبلی

(( جهت اطلاع دوستان عزیزم میرسانم قبل از این مطلب به مطلب قبلی که پاسخ بزبان تبرای حزب الله و پیروان و عاشقان ولایت و امامت به سکولاریزم است را مروری بکنند)).

الف)) معنا و مفهوم سکولاریزم: سکولاریزم در فرهنگ غرب در معانی مختلفی از قبیل: جدا انگاری دین و دنیا- غیر مقدس و غیر روحانی- عقلانیت- علم گرائی- و نو گرایی و مدرنیسم بکار می رود.

در اصطلاح نیز به معنای هر چیزی که به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه غیر مستقیم از خداوند و الوهیت دور است. همچنین این لغت به معنا هایی چون جدایی دین از سیاست یا جدا شدن دین از دنیا و دنیوی کردن - اعتقاد به اصالت امور دنیوی - غیر دین گرایی - نا دینی گری- دنیویت و دین جهانی بفارسی ترجمه شده است. در عربی هم مصدر جعلی علمانیت را نظیر عقلانیت مترادف آن قرار داده اند. در هر صورت امروزه یکی از معانی شایع سکولاریزم در جهان - خاصه در غرب- جدا انگاری دین از قلمرو سیاست- حکومت و اجتماع است. به این معنا که دین باید در مسائل مربوط به انسان و دنیا از قبیل اقتصاد- آموزش و حقوق دست شسته و خود را مشغول به تدبیر در امور جزئی و فردی از قبیل مراسم دعا- ازدواج و طلاق کند. از آنجایی که دین و مقدسات و آموزه های فرا تجربی مانند وجود متعالی- وحی- غیبت و جهان آخرت در ترازوی تجربه گرایان نمی گنجد ودر مقابل آموزه های این جهانی قرار دارد باید از اندیشه انسان تبعید شود. دین نه تنها از عرصه سیاست و اجتماع بلکه از حوزه اندیشه و عقلانیت نیز حذف می شود.

هاروی کاکس در وصف سکولاریزم چنین می گوید: رهانیدن از دریافت های دینی و شبه دینی واز هم پاشیدن ( طرد دین و آموزه های آن) همه جهان بینی های بسته و شکستن همه اسطوره های فوق طبیعی و نهادهای مقدس. محققین موارد زیر را ارکان ایدئولوژی سکولاریزم بر شمرده اند:

((۱)) عقل محوری و عقل بسندگی- یعنی برای یافته های علمی و عقلی جهت و اعتبار مطلق قایل بودن و عقل را ملاک و میزان همه چیز دانستن و آن را برای اداره جامعه و زندگی بشر و سعادت او کافی شمردن. ((۲)) بشر گرایی ( انسان محوری) در مقابل خدا محوری.((۳)) نسبی گرایی در معرفت و نیز در قلمرو ارزشهای اخلاقی.((۴)) مخالفت با سنت( ضد سنت گرایی: سنت دینی یا قومی).((۵)) تجدد گرایی ( مدرنیسم). ((۶)) ابا حی گری ( آزادی مطلق و بی حد و مرز).((۷)) الحاد و بی دینی ( آتئیسم و لائیسم).((۸)) علم پرستی ( سیانتیسم).

خلاصه اینکه سکولاریزم بمعنای کنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنه معیشت- سیاست و حکومت- حکومتی که دین را نه مبنای مشروعیت خود قرار می دهد ونه مبنای عمل خود و نتیجه آن دور کردن خداوند از جهان و تفسیر و تبیین امور عالم مستقل از مشیت و تصرف و تقدیر او. یعنی در واقع لادینی - بی اعتنایی به دین و میدان ندادن به دین در عرصه های اجتماعی حیات بشری است.

ب)) سابقه و علل پیدایش سکولاریزم: خاستگاه جغرافیایی و فکری سکولاریزم مغرب زمین است ودر پرتو حوادث و تغییرات شگرف و عمیقی که در فاصله قرن ۱۵ تا ۱۹ در عرصه حیات و اندیشه آدمی در اروپا جوانه زد - رشد و توسعه یافت. اندیشمندان و محققین علل پیدایی و پویایی سکولاریزم را در مغرب زمین بدو دسته تقسیم می کنند: عوامل درونی- عوامل بیرونی.

مراد از عوامل درونی: فکر دینی معینی که قرنها حاکم بر کلیسا بوده است مثل جزم گرایی در باورهای دینی که از طرف آباء کلیسا تبلیغ می شد و هر گونه تردید و باز فهمی در خصوص این باورها بمعنای ارتداد و کفر تلقی می شد. الهیات گرایی مطلق- یعنی الهیات رایج در کلیسا که مدعی تفسیر و تبیین تمام علوم اعم از خداشناسی و علوم طبیعی بود ومعتقد بود هیچ راز و مجهولی در دنیا نمانده است که کلیسا به حقیقت آن پی نبرده باشد. البته کلیسا با عقاید خاص مذهبی - یک سلسله اصول علمی مربوط بجهان و انسان را که غالبا ریشه های فلسفی یونانی و غیر یونانی داشت ( مثل مکانیک و متا فیزیک ارسطویی- هیات بطلمیوسی- طب جالینوسی وحتی تصویرهای خرافی که بصورت مسلمات عام و مقبولات عقلاء قوم در آمده اند) و تدریجا مورد قبول علماء بزرگ مذهب مسیح قرار گرفته بود در ردیف اصول عقاید مذهبی قرار داد و مخالفت با آن علوم رسمی را جایز نمی شمرد. بلکه بشدت با مخالفان آن عقاید مبارزه می کرد.

نمونه های زیادی از بر خورد و تفتیش عقاید کلیسا در حق اندیشمندان و محققان را در مغرب زمین داریم که بر خورد کلیسا با گالیله نمونه معروف آن است. عدم دسترسی مسیحیت به متن وحی و مبنا  قرار گرفتن دین تحریف شده توسط کلیسا یعنی فقدان متن و حیانی دست نخورده - سبب پیدایش باور و بر داشتهای نادرست و رواج عقاید خرافه آمیزی مانند عقیده به تثلیث و اقالیم سه گانه شد. در نتیجه باعث غیر عقلانی جلوه گر شدن عقاید دینی و احیانا القا تقابل عقل و دین شد.

همچنین آباء کلیسا برای خود عصمت- قداست و الوهیت قائل بودند. در واقع مطلق انگاری آراء و افعال کلیسا آنها را در مسند خدایی نشانده بود. آنها مانند خداوند- گناهان بندگان را مورد بخشایش قرار می دادند و مانع مجازات الهی در خصوص عاصیان می شدند. محکمه تفتیش عقاید بنا می نهادند و هر کس که با آراء کلیسا به نوعی همدلی نداشت مورد مجازات قرار می گرفت.در هر صورت عوامل فوق زمینه را جهت پیدایش سکولاریزم بوجود آوردند. آن گونه که حتی در درون کلیسا- کشیشانی علیه رویه معمول آباء کلیسا قیام کردند و جنبش اصلاح مذهبی را بنیان نهادند. از جمله می توان مارتین لوتر و کالوین را نام برد.

مراد از عوامل بیرونی: شرایط فرهنگی- سیاسی خاصی است که طی چند قرن با توجه به بستر موجود باعث بروز و ظهور اندیشه ها و فلسفه های معارض با دین و مذهب و ظهور پیامبران سکولاریزم شد. پیامبرانی که مدعی رسالتی برای بشریت بوده و خود را آورنده دین و آیین و ایدئولوژی می دانند. اما بر خلاف پیامبران آسمانی آنها را نه تنها خداوند فرو نفرستاد بلکه بخشی از رسالت آنها مستغنی ساختن انسان از خدا و به تعبیر نیچه اعلام مرگ خدایان است. کسانی چون اگوست کنت- کارل مارکس- زیگموند فروید- نیچه و سارتر را می توان از پیامبران سکولاریزم محسوب کرد.

ج)) اسلام و سکولاریزم:

همانطوریکه بیان شد یکی از اصلی ترین علل و عوامل پیدایی ایدئولوژی سکولاریزم در غرب - ضعف عمیق درونی دین تحریف شده مسیحیت بوده است.

اما اسلام دینی است که تفاوت عمده با مسیحیت رایج دارد. در اندیشه دینی مسلمانان باب تحقیق واجتهاد همواره پیش روی علما و محققین باز است. در دین اصل بر اجتهاد و تحقیق است. بویژه در عرصه نظر اساسا تقلید ناروا تلقی می شود. در این ارتباط استاد شهید مطهری می فرماید: اینکه اصول دین باید تحقیقی باشد نه تقلیدی و یا تحمیلی- تزی است که اسلام طرفدار آن است بر خلاف مسیحیت که اصول دین را برای عقل منطقه ممنوعه اعلام کرده است. اساسا اصول اسلام تعریف نشده است تا خرافات و موهومات در راستای منافع طبقه خاص به آن آمیخته شود.

در این دین معصوم فقط پیامبر ص و ائمه اطهار ع هستند ودر عصر غیبت کسی از رهبران دینی در جامعه اسلامی مدعی معصومیت نیست. پیامبر اسلام به صراحت و نص صریح قران عبد و رسول خداست ونه فرزند و تجسم خدا آنگونه که در مسیحیت مطرح است. همچنین اسلام و علمای دینی آن عملکرد ناشایست قرون وسطایی کلیسا را هر گز نداشته است.

عقل در قاموس اسلام عدل وحی و پیامبر درونی خوانده می شود. توصیه های جدی به تعقل و تدبر از سوی قران و عقیده بعقل در اسلام سبب ظهور مکاتب فلسفی بسیار غنی و مشارب کلامی در جهان اسلام شده است.

نگرش اسلام به منزلت رفیع علم و عالم از امتیازات این دین نسبت به دیگر ادیان است. توجه اسلام و مسلمین به حرمت دانش و دانشور هرگز مجال ظهور به شبهه تقابل علم و دین را در این عرصه نمی دهد.

در نگاه وحی اسلامی شجره ممنوعه درخت دانش نیست بلکه برتری علمی انسان مایه امتیاز او بر همه آفریدگان گردیده است. تا آنجا که همه هستی و حتی فرشتگان باید در برابر او کرنش کنند و صفات خدا گونگی انسان مرهون دانشوری اوست. در منظر قران کریم دانایان خدا ترس ترند. انما یخشی الله من عباده العلماء - لذا عناصری از این قبیل ظهور سکولاریزم بومی را در فرهنگ اسلامی ممتنع و بدون وجه می نماید.

اما علیرغم مطالب فوق جریان سکولاریزم بعنوان هدیه نا میمون غرب بخاطر وجود زمینه های زیر در میان مسلمانان توانست در حوزه اسلامی نفوذ کند.

((۱)) عملکرد استبدادی حکام سیاسی که معمولا با استناد و تمسک بدین حکم می راندند. در این میان می توان سلسله های بنی امیه- بنی عباس و عثمانیان را نام برد.((۲)) بکار نگرفتن تمام توان بالقوه در حوزه های دینی و سهل انگاری مراکز دینی در پاسخگویی به نیازهای روز آمد و بعضا اصرار نابجا بروشهای کهنه و نا کارآمد.((۳)) مشاهده وضعیت عقب مانده بلاد اسلامی در قیاس با کشورهای پیشرفته غربی از حیثیت فن آوری- خدمات و رفاه اجتماعی و عواملی از این دست.

به این جهت است که امروزه جریانی با الهام از تفکر فلاسفه غرب در جهان اسلام برای دنیایی ساختن اسلام پدید آمده و با طرح تصویری انحرافی از مقولاتی چون آزادی بیان و آزادی عقیده و... که از یک اعتبار اولیه برخوردارند سعی دارند دین را از عرصه اجتماع منزوی کنند. این جریان را تحت عنوان سکولاریزاسیون در جهان امروزی پیاده می کنند.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 13:10  توسط حسین شاهد  | 
طراح قالب
اكبر طاهري

 
  POWERED BY BLOGFA.COM