ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را |
سکولاریزه کردن حکومت دینی ( سکولاریزاسیون ):
فصل اول(قسمت سوم)
عملیاتی کردن سکولاریزاسیون:
البته سکولاریزه کردن حکومت دینی بهمین بحثهای فکری ختم نشده است. بلکه این نظریه ها مبنای عمل بسیاری از اشخاص و گروهها قرار گرفته و با تمسک به آن نهادهایی که حافظ هویت دینی حکومت هستند را مورد تهاجم قرار داده اند که بعنوان نمونه می توان به شعارهایی در باب تغییر قانون اساسی بمنظور تغییر نظام که رئیس جمهور آقای خاتمی آن را یک خیانت به ملت بزرگ ایران دانسته اند اشاره نمود. همچنین هجوم به نهادهایی چون شورای نگهبان- مجلس خبرگان و... و همچنین طرح تز حاکمیت دو گانه ( حاکمیت انتخابی و حاکمیت انتصابی ) با این منظور که رهبری و نهادهای زیر نظر او دارای حاکمیت انتصابی هستند و اشاعه اباحیت و ناکار آمدی نظام... همه در راستای عملیاتی کردن تز سکولاریزاسیون قابل تحلیل است.
در همین راستا راهکارهای عملیاتی را در اظهارات زیر می توان مشاهده کرد:
مهناز افخمی مدیر مطالعات ایران در واشنگتن چنین می گوید: قانون اساسی به گونه ای قالب ریزی شده است که جای زیادی برای انعطاف نمی گذارد در واقع برای نزدیکتر کردن کشور به آنچه که مردم می خواهند و آنچه گروههای اصلاح گراتر می طلبند کار زیادی نمی توان کرد مگر اینکه قالب را شکست یعنی حاکمیت ولایت فقیه را از میان بر داشت. زیرا قدرت ولی فقیه ظاهرا از خدا ناشی می شود نه از مردم و حرف آخر با اوست ودر واقع هیچ راهی برای ایجاد تغییراتی چشمگیر بدون شکستن ساختار حکومت مذهبی و گماردن حکومت مردم بجای آن وجود ندارد.
علی افشاری یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت در راستای مطلب فوق می گوید: این دولت اسلامی یک فرمان تثبیت شده نیست. و در جای دیگر اظهار می دارد: حاکمیت مطلق علمای اسلامی به حاکمیت مردم خدشه وارد می کند و باید از میان برود.
عباس عبدی در گفتگو با رادیو بی.بی.سی- علت اصلی کشمکش جناحی در ایران را دعوای حکومت انتصابی و حکومت انتخابی و اصل مربوط به ولایت فقیه در قانون اساسی را انتصابی دانسته و گفته: طرفداران اصلاحات طرفداران حکومت انتخابی هستند و راه حل از بین رفتن دعواهای جناحی بر گزاری یک همه پرسی با هدف ایجاد اصلاحات و تغییر در قانون اساسی است.
مطالب فوق مصداق مشت نمونه خروار است و برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر بیش از آن خودداری می کنیم. در هر صورت سکولاریزاسیون در عرصه اندیشه و در عرصه عمل بعنوان راهکار عملیاتی بعضی از گروهها و اشخاص اعم از مقیم خارج یا داخل- فضایی را ایجاد کرده است که گری سیک از اعضای برجسته و با سابقه سازمان سیا و مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور پیشین آمریکا پس از سفر به ایران !!! با ذوق زدگی طی مصاحبه ای اعلام می دارد:
چگونه خوشحال نباشیم از اینکه موج تازه ای در ایران بر پا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه و عربستان سعودی را روی کار آورد.
خواست ما و دولت آمریکا این است که دین در سیاست دخالت نکند. البته هر کسی بخواهد می تواند آزاد باشد و آنقدر نماز بخواند و تسبیح بچرخاند که پوست انگشت و پیشانی اش ضخیم شود.
توجه به این نکته نیز ضروری است که سکولاریزه کردن حکومت دینی می تواند معطوف بعمل و رفتار کارگزاران نیز باشد. بدین معنا که کسانی از لحاظ فکری- اعتقادی و معرفت سیاسی- معتقد به حکومت دینی باشند اما در عمل و رفتار آنها خاصه در پستهای مسوولیتی هیچگونه سنخیتی با حکومت دینی نداشته باشد. در چنین وضعیتی ( دو گانگی در ادعا و عمل) ضمن القاء ناکارآمدی نظام دینی در اذهان- جامعه در مسیر سکولاریزاسیون و حکومت در جهت تغییر ماهیت دینی سوق داده می شود چون الناس علی دین ملوکهم.
در هر صورت حرکت در مسیر سکولاریزه کردن حکومت دینی مراحل و فازهای مختلفی دارد که از مبنای فکری- معرفتی و اعتقادی شروع می شود. و سپس با عمل و رفتار سیاسی موجب تغییر ماهیت دینی نظام می گردد. در نهایت با عملیات ضد امنیتی تغییر ساختار نظام دینی هم تحقق می یابد.
در همین راستاست که کنت تیمر من از اعضای بر جسته سازمان سیا می گوید:
اصل جمهوری اسلامی منافع آمریکا را تهدید می کند پس باید برای تغییر ماهیت و جوهره آن کوشید که نتیجه این تغییر ماهیت با سرنگونی یکی است.
در قسمتهای بعدی پاسخهای منطقی با استدلالات محکم و قاطع به این دیدگاهها و نظریات الحادی داده خواهد شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|