تبليغاتX
معرفت دینی
 
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
 

بمناسبت هفته دفاع مقدس

flor129

تقدیم به سلحشوران و پاکمردان هشت سال دفاع مقدس

پاســدار  مــرز  عشـق  و  بـاورم  ــــــــــــ  با خــدا در جبـهه ها همســنگرم

از  امــامـم  عاشـقـی  آمــوختــم  ــــــــــــ  جبـهه در جبهه به یادش سوختم

از  تبـــار  فتــح  ســـرخ  خیـبـــرم  ــــــــــــ  راز  رمــز   یا عـلــی در  سنـگـرم

اوج سبزم نقطه ای بی ا نتهاست  ـــــــــــ  رد پایم جـاودان در جبـهه هـاست

از  کنــار  لالــه ها   بر گشــته ام  ــــــــــــ  از  طـــواف  کــــربـلا  برگشــته ام

ترکـش  خمپــاره  مانـده  بر تنـم   ــــــــــــ  عطـر  ایـمان  می دهـد  پیراهنــم

داغ  یک صحـرا شقایق د یـده ام   ــــــــــــ  کـــربلا را بارهــــا  فـهمیــده ام

دستهایم پشت سنگر مانده است ــــــــــــ  روی دوشم زخم خنجر مانده است

مـادرم مـی گـفت : بایـد مـرد بـود  ــــــــــــ  با امـام عـاشـقــان هـمــدرد بــود

مادرم می گفت: جبهه کربلاسـت  ــــــــــــ  جــنگ با صــدام فرمـان خداســت

بار دیگــر نخــل دیــن پر بــار شـد  ــــــــــــ  کـــربلا  در   کــــربلا  تکــرار شـــد

نخـلهـای تشــنه پرپر  مـی زدنــد  ــــــــــــ  در فـراق دوسـت بر سـر می زدند

راهشان یک راه بی بر گشت بود ــــــــــــ  راز دار  گـریه‌ هایشـان  دشـت بـود

ناگهان در خون شناور می شدند ــــــــــــ  سیـنه سرخا بی که پرپر می شدند

ای بـرادر جبــهه هـا را یــاد کــن ــــــــــــ  بــار  دیگـــر  عشـــق را فریـــاد کــن

نهضــت ما نهضـت روح خداسـت ــــــــــــ  امتــداد  خــط  ســرخ  کــربــلاســت

ما پر از فــریاد  عشــق و غیرتیم ــــــــــــ  مـــرد  ایــمان مــرد  رزم و  همــتیـم

یا ابا الفضل

جــانا  هنــر  اهــل  وفـــا  را  مـــبر از یـاد ـــــــ  جـان بازی مــردان خـدا را مبر از یـاد

آییــن  جـوانمــردی  شــیرا ن سلـحشـور ـــــــ سرها ی زتن  مانده جدا را مبر از یاد

هــان! جـاذبــه  کــاذب  نفســت  نفــریبـد ــــــ خـون خاطره  کرب و بلا را  مبر از یـاد

بـا  زاغ و زغـن یار  مشــو  جیفــه میـندوز ــــــ عنقا شو و تشریف هما را مبر از یـاد

آن  عهــد  که در جبــهه ببـستیم  نگـه دار ــــــ پیمان مشکن رسـم وفا را مبر از یـاد

دیــن  را  بـدل  نـــاز  مـکن  از  پـی  دینــار ــــــ همـت کـن و آییــن ولا  را  مبر از یـاد

آنجـا  که شهیـدان همگی شاهد عشقنـد ــــــ جـوشیـدن خون شهـدا را مبر از یــاد

ده روزه عـمر  تو  فسـون است و  فسـانه ــــــ در  دار فـنــا مـلـک بقـا را مبر از یــاد

افکنـد عـدو  در سـر هـر  راه  دو صـد  دام ــــــ حیلتـگری خصــم  دغـا  را مبر از یــاد

امـروز بــود جـنگ تو  در  عـرصـه  فرهنـگ ــــــ ای مـرد در این عرصـه خـدا را مبـر از یـاد

ای شاهد از جبهه سخن گوی و شـهیدان ــــــ حق نمـک و صحبت ما را  مبر از یــاد

 

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 22:34  توسط حسین شاهد  | 

گفتار دوم-- سکولاریزم

جمع بندی و نتیجه کلی از پنج قسمت قبلی

(( جهت اطلاع دوستان عزیزم میرسانم قبل از این مطلب به مطلب قبلی که پاسخ بزبان تبرای حزب الله و پیروان و عاشقان ولایت و امامت به سکولاریزم است را مروری بکنند)).

الف)) معنا و مفهوم سکولاریزم: سکولاریزم در فرهنگ غرب در معانی مختلفی از قبیل: جدا انگاری دین و دنیا- غیر مقدس و غیر روحانی- عقلانیت- علم گرائی- و نو گرایی و مدرنیسم بکار می رود.

در اصطلاح نیز به معنای هر چیزی که به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه غیر مستقیم از خداوند و الوهیت دور است. همچنین این لغت به معنا هایی چون جدایی دین از سیاست یا جدا شدن دین از دنیا و دنیوی کردن - اعتقاد به اصالت امور دنیوی - غیر دین گرایی - نا دینی گری- دنیویت و دین جهانی بفارسی ترجمه شده است. در عربی هم مصدر جعلی علمانیت را نظیر عقلانیت مترادف آن قرار داده اند. در هر صورت امروزه یکی از معانی شایع سکولاریزم در جهان - خاصه در غرب- جدا انگاری دین از قلمرو سیاست- حکومت و اجتماع است. به این معنا که دین باید در مسائل مربوط به انسان و دنیا از قبیل اقتصاد- آموزش و حقوق دست شسته و خود را مشغول به تدبیر در امور جزئی و فردی از قبیل مراسم دعا- ازدواج و طلاق کند. از آنجایی که دین و مقدسات و آموزه های فرا تجربی مانند وجود متعالی- وحی- غیبت و جهان آخرت در ترازوی تجربه گرایان نمی گنجد ودر مقابل آموزه های این جهانی قرار دارد باید از اندیشه انسان تبعید شود. دین نه تنها از عرصه سیاست و اجتماع بلکه از حوزه اندیشه و عقلانیت نیز حذف می شود.

هاروی کاکس در وصف سکولاریزم چنین می گوید: رهانیدن از دریافت های دینی و شبه دینی واز هم پاشیدن ( طرد دین و آموزه های آن) همه جهان بینی های بسته و شکستن همه اسطوره های فوق طبیعی و نهادهای مقدس. محققین موارد زیر را ارکان ایدئولوژی سکولاریزم بر شمرده اند:

((۱)) عقل محوری و عقل بسندگی- یعنی برای یافته های علمی و عقلی جهت و اعتبار مطلق قایل بودن و عقل را ملاک و میزان همه چیز دانستن و آن را برای اداره جامعه و زندگی بشر و سعادت او کافی شمردن. ((۲)) بشر گرایی ( انسان محوری) در مقابل خدا محوری.((۳)) نسبی گرایی در معرفت و نیز در قلمرو ارزشهای اخلاقی.((۴)) مخالفت با سنت( ضد سنت گرایی: سنت دینی یا قومی).((۵)) تجدد گرایی ( مدرنیسم). ((۶)) ابا حی گری ( آزادی مطلق و بی حد و مرز).((۷)) الحاد و بی دینی ( آتئیسم و لائیسم).((۸)) علم پرستی ( سیانتیسم).

خلاصه اینکه سکولاریزم بمعنای کنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنه معیشت- سیاست و حکومت- حکومتی که دین را نه مبنای مشروعیت خود قرار می دهد ونه مبنای عمل خود و نتیجه آن دور کردن خداوند از جهان و تفسیر و تبیین امور عالم مستقل از مشیت و تصرف و تقدیر او. یعنی در واقع لادینی - بی اعتنایی به دین و میدان ندادن به دین در عرصه های اجتماعی حیات بشری است.

ب)) سابقه و علل پیدایش سکولاریزم: خاستگاه جغرافیایی و فکری سکولاریزم مغرب زمین است ودر پرتو حوادث و تغییرات شگرف و عمیقی که در فاصله قرن ۱۵ تا ۱۹ در عرصه حیات و اندیشه آدمی در اروپا جوانه زد - رشد و توسعه یافت. اندیشمندان و محققین علل پیدایی و پویایی سکولاریزم را در مغرب زمین بدو دسته تقسیم می کنند: عوامل درونی- عوامل بیرونی.

مراد از عوامل درونی: فکر دینی معینی که قرنها حاکم بر کلیسا بوده است مثل جزم گرایی در باورهای دینی که از طرف آباء کلیسا تبلیغ می شد و هر گونه تردید و باز فهمی در خصوص این باورها بمعنای ارتداد و کفر تلقی می شد. الهیات گرایی مطلق- یعنی الهیات رایج در کلیسا که مدعی تفسیر و تبیین تمام علوم اعم از خداشناسی و علوم طبیعی بود ومعتقد بود هیچ راز و مجهولی در دنیا نمانده است که کلیسا به حقیقت آن پی نبرده باشد. البته کلیسا با عقاید خاص مذهبی - یک سلسله اصول علمی مربوط بجهان و انسان را که غالبا ریشه های فلسفی یونانی و غیر یونانی داشت ( مثل مکانیک و متا فیزیک ارسطویی- هیات بطلمیوسی- طب جالینوسی وحتی تصویرهای خرافی که بصورت مسلمات عام و مقبولات عقلاء قوم در آمده اند) و تدریجا مورد قبول علماء بزرگ مذهب مسیح قرار گرفته بود در ردیف اصول عقاید مذهبی قرار داد و مخالفت با آن علوم رسمی را جایز نمی شمرد. بلکه بشدت با مخالفان آن عقاید مبارزه می کرد.

نمونه های زیادی از بر خورد و تفتیش عقاید کلیسا در حق اندیشمندان و محققان را در مغرب زمین داریم که بر خورد کلیسا با گالیله نمونه معروف آن است. عدم دسترسی مسیحیت به متن وحی و مبنا  قرار گرفتن دین تحریف شده توسط کلیسا یعنی فقدان متن و حیانی دست نخورده - سبب پیدایش باور و بر داشتهای نادرست و رواج عقاید خرافه آمیزی مانند عقیده به تثلیث و اقالیم سه گانه شد. در نتیجه باعث غیر عقلانی جلوه گر شدن عقاید دینی و احیانا القا تقابل عقل و دین شد.

همچنین آباء کلیسا برای خود عصمت- قداست و الوهیت قائل بودند. در واقع مطلق انگاری آراء و افعال کلیسا آنها را در مسند خدایی نشانده بود. آنها مانند خداوند- گناهان بندگان را مورد بخشایش قرار می دادند و مانع مجازات الهی در خصوص عاصیان می شدند. محکمه تفتیش عقاید بنا می نهادند و هر کس که با آراء کلیسا به نوعی همدلی نداشت مورد مجازات قرار می گرفت.در هر صورت عوامل فوق زمینه را جهت پیدایش سکولاریزم بوجود آوردند. آن گونه که حتی در درون کلیسا- کشیشانی علیه رویه معمول آباء کلیسا قیام کردند و جنبش اصلاح مذهبی را بنیان نهادند. از جمله می توان مارتین لوتر و کالوین را نام برد.

مراد از عوامل بیرونی: شرایط فرهنگی- سیاسی خاصی است که طی چند قرن با توجه به بستر موجود باعث بروز و ظهور اندیشه ها و فلسفه های معارض با دین و مذهب و ظهور پیامبران سکولاریزم شد. پیامبرانی که مدعی رسالتی برای بشریت بوده و خود را آورنده دین و آیین و ایدئولوژی می دانند. اما بر خلاف پیامبران آسمانی آنها را نه تنها خداوند فرو نفرستاد بلکه بخشی از رسالت آنها مستغنی ساختن انسان از خدا و به تعبیر نیچه اعلام مرگ خدایان است. کسانی چون اگوست کنت- کارل مارکس- زیگموند فروید- نیچه و سارتر را می توان از پیامبران سکولاریزم محسوب کرد.

ج)) اسلام و سکولاریزم:

همانطوریکه بیان شد یکی از اصلی ترین علل و عوامل پیدایی ایدئولوژی سکولاریزم در غرب - ضعف عمیق درونی دین تحریف شده مسیحیت بوده است.

اما اسلام دینی است که تفاوت عمده با مسیحیت رایج دارد. در اندیشه دینی مسلمانان باب تحقیق واجتهاد همواره پیش روی علما و محققین باز است. در دین اصل بر اجتهاد و تحقیق است. بویژه در عرصه نظر اساسا تقلید ناروا تلقی می شود. در این ارتباط استاد شهید مطهری می فرماید: اینکه اصول دین باید تحقیقی باشد نه تقلیدی و یا تحمیلی- تزی است که اسلام طرفدار آن است بر خلاف مسیحیت که اصول دین را برای عقل منطقه ممنوعه اعلام کرده است. اساسا اصول اسلام تعریف نشده است تا خرافات و موهومات در راستای منافع طبقه خاص به آن آمیخته شود.

در این دین معصوم فقط پیامبر ص و ائمه اطهار ع هستند ودر عصر غیبت کسی از رهبران دینی در جامعه اسلامی مدعی معصومیت نیست. پیامبر اسلام به صراحت و نص صریح قران عبد و رسول خداست ونه فرزند و تجسم خدا آنگونه که در مسیحیت مطرح است. همچنین اسلام و علمای دینی آن عملکرد ناشایست قرون وسطایی کلیسا را هر گز نداشته است.

عقل در قاموس اسلام عدل وحی و پیامبر درونی خوانده می شود. توصیه های جدی به تعقل و تدبر از سوی قران و عقیده بعقل در اسلام سبب ظهور مکاتب فلسفی بسیار غنی و مشارب کلامی در جهان اسلام شده است.

نگرش اسلام به منزلت رفیع علم و عالم از امتیازات این دین نسبت به دیگر ادیان است. توجه اسلام و مسلمین به حرمت دانش و دانشور هرگز مجال ظهور به شبهه تقابل علم و دین را در این عرصه نمی دهد.

در نگاه وحی اسلامی شجره ممنوعه درخت دانش نیست بلکه برتری علمی انسان مایه امتیاز او بر همه آفریدگان گردیده است. تا آنجا که همه هستی و حتی فرشتگان باید در برابر او کرنش کنند و صفات خدا گونگی انسان مرهون دانشوری اوست. در منظر قران کریم دانایان خدا ترس ترند. انما یخشی الله من عباده العلماء - لذا عناصری از این قبیل ظهور سکولاریزم بومی را در فرهنگ اسلامی ممتنع و بدون وجه می نماید.

اما علیرغم مطالب فوق جریان سکولاریزم بعنوان هدیه نا میمون غرب بخاطر وجود زمینه های زیر در میان مسلمانان توانست در حوزه اسلامی نفوذ کند.

((۱)) عملکرد استبدادی حکام سیاسی که معمولا با استناد و تمسک بدین حکم می راندند. در این میان می توان سلسله های بنی امیه- بنی عباس و عثمانیان را نام برد.((۲)) بکار نگرفتن تمام توان بالقوه در حوزه های دینی و سهل انگاری مراکز دینی در پاسخگویی به نیازهای روز آمد و بعضا اصرار نابجا بروشهای کهنه و نا کارآمد.((۳)) مشاهده وضعیت عقب مانده بلاد اسلامی در قیاس با کشورهای پیشرفته غربی از حیثیت فن آوری- خدمات و رفاه اجتماعی و عواملی از این دست.

به این جهت است که امروزه جریانی با الهام از تفکر فلاسفه غرب در جهان اسلام برای دنیایی ساختن اسلام پدید آمده و با طرح تصویری انحرافی از مقولاتی چون آزادی بیان و آزادی عقیده و... که از یک اعتبار اولیه برخوردارند سعی دارند دین را از عرصه اجتماع منزوی کنند. این جریان را تحت عنوان سکولاریزاسیون در جهان امروزی پیاده می کنند.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 13:10  توسط حسین شاهد  | 

فصل دوم(قسمت دوم )

نقد دیدگاه سکولاریزم در ایران

در رد و نقد نظراتی(  آنچه در سه قسمت فصل اول بیان شد )تاکنون مکتوبات شایسته ای نوشته شده است که هر یک در جای خود قابل تقدیر و تامل است. اما در اینجا هم سعی شده است در حد مقدورات دلایلی چند در رد نظرات بیان شود تا خوانندگان گرامی به بی پایه بودن این نظرات ( سکولاریزم ) پی ببرند.ولی در این قسمت به زبان تبرای حزب اللهی پاسخ خواهیم داد.

مقدمه: علیرغم همه استدلالات که در قسمت اول بیان شد نظام جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با دیدگاه رهبر انقلاب حضرت امام خمینی ره و با تایید قریب به اتفاق آرای مردم مسلمان ایران شکل گرفت که سند رسمی آن قانون اساسی است که در آن مطابق اصول متعدد نظام حاکم بر ایران نظام دینی با محوریت ولایت فقیه است. از طرفی همه محققین و دانشمندان سیاسی و نخبگان سیاست اظهار می دارند در جهان مدرن اداره کشور بدون قانون اساسی که ناشی از اراده ملی است غیر ممکن است. لذا هجمه اینچنینی به نظام دینی مورد تایید قانون اساسی - مخالفت با اراده ملی تلقی شده و از مقولات بحثهای علمی و کلاسیک خارج می گردد.

در واقع نظام دینی با محوریت ولایت فقیه- دیگر یک نظریه فقهی و تئوری حکومتی صرف نیست که عده ای با بکار گیری همه امکانات فکری- فرهنگی و سیاسی بر سر آن مجادله کنند و هر روز شبهات گوناگونی را به جامعه تزریق و رفتارهای متضاد با اصول و ساختار نظام دینی در جامعه بروز دهد. بلکه بر اساس این نظریه و موافقت مردم مسلمان ایران حکومتی در چارچوب قانون اساسی بنام جمهوری اسلامی شکل گرفت که می بایستی موازین قانون اساسی آن مبنای عمل و رفتار همه مردم جامعه قرار گیرد.

عزت یا ذلت

ای حسین کیست ترا نشناسد و به مقام زیبای عبودیت و شهادتت غبطه نخورد! تو جامه زیبای شهادت را با عزت و افتخار به تن کردی و تن پوش سازش و ذلت از پیکر امت اسلام بر کندی و لباس عزت بر قامتشان پوشاندی.

پیام دشمن شکن هیهات منا الذلهات لرزه بر اندام ستمگران تاریخ انداخته و انسانهای طالب حق و حقیقت را به مبارزه خستگی نا پذیر علیه جور فساد فرا خوانده است.

اما پیام تو ای حسین عزیزپیام آزادگی و آزاد زیستن است. آزادی ای که میوه اش عزت و افتخار است. آزادی ای که یله و رها بودن جایگاهی ندارد بلکه مطرود است. افتخار ما بتو از آن جهت است که برای زنده کردن آزادی و آزادگی و بر قراری حکومت عدل و داد از تمام هستی خویش گذشتی . آری ! حسین عزیز تو قربانی عشق شدی عشق بخدا و عشق به قران و اسلام و عشق به همه خوبی ها و پسندها و دوری از همه فسادها و ناپسندها و احیای همه ارزشهای دینی و پشت پا زدن به تمام ضد ارزشهایی که انسان را به نا کجا آباد ذلت و خواری می کشاند و این برای انسانی که اشرف مخلوقات است و برای رسیدن به جوار حق تلاش می کند خسرانی آشکار است.

حسین جان : وقتی می بینیم که با صلابت و استواری قد علم کردی تا حکومت عدل الهی را بر زمین بگسترانی و قران خدا را حاکم گردانی و حتی حاضر شدی همه خاندان خود را در این راه قربانی کنی.

حال از خود می پرسیم آیا با داشتن چنین رهبر و مقتدایی که با گفتار و عملش درس آزادی و عدالت گستری را به پیروانش - بلکه به همه انسانها آموخت باز هم می توان به سازش و ذلت تن داد و دست در دست یزیدها و معاویه های زمان گذاشت؟ آیا زیر پرچم حسین ع سینه زدن و بر سر سفره یزید ریزه خواری کردن و با آنان کنار آمدن جدا شدن از راه عزت و افتخار حسینی نیست؟ ما به آنانی که به برکت خون هزاران شهید و با آرای مردم انقلابی و شهید داده مقام و مسوولیتی را به دست آورده اند لکن زمینه سازش با دشمنان این ملت و پذیرش سلطه ابر قدرتها را دنبال می کنند و بر نظرات مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای بی مهری می ورزند می گوییم:

آگاه باشید و بدانید که تنها هنرتان خوش رقصی برای معاویه های زمان است و خیانت به این انقلاب و ملت قهرمان ! اما ملت ما کالای گرانبهای عزت و افتخار حسینی را به ذلت و ننگ یزیدی نمی فروشد و کسانیکه بخواهند به آرمان این ملت و شهیدانش خیانت کنند باید منتظر تازیانه قهر و عذاب خدا که به دست این امت پیروز محمدی جاری خواهد شد باشند و بدانند که آنان هیچ گاه از اهداف اصیل و انقلابی شان دست نخواهند کشید و شعار همیشگی شان هیهات من الذلهخواهد بود.

ادامه مطلب را کلیک تا کلام آخر را مطالعه فرمایید

                      


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 17:30  توسط حسین شاهد  | 

فصل دوم(قسمت اول )

نقد دیدگاه سکولاریزم در ایران

در رد و نقد نظراتی که آنچه در سه قسمت فصل اول بیان شد تاکنون مکتوبات شایسته ای نوشته شده است که هر یک در جای خود قابل تقدیر و تامل است. اما در اینجا هم سعی شده است در حد مقدورات دلایلی چند در رد نظرات بیان شود تا خوانندگان گرامی به بی پایه بودن این نظرات ( سکولاریزم ) پی ببرند.

۱)) وقتی خداوند در قران اطاعت از اولی الامر منکم ( نساء:۵۹ ) را تکلیفی برای مومنین معین فرموده- وقتی اطاعت از فرمان و امر مسرفین یعنی کسانی که مفسد جو هستند و کار نیک انجام نمی دهد را منع کرده ( شعرا:۱۵۲و۱۵۱ ) وقتی خداوند با صراحت و قاطعیت حکم غیر  بما انزل الله...( غیر از آنچه خداوند نازل کرده است) را در سه آیه قویا تقبیح نموده و آنرا از اعمال کافران و ظالمان و فاسقان معرفی کرده ( مائده: ۴۴و۴۵و۴۷ ) دلیل روشنی است که خداوند در مورد حکومت بطور کلی نظر قاطع و روشن دارد و در نتیجه دین اسلام نمی تواند نسبت به حکومت و سیاست ساکت باشد.

۲)) آموزه های دینی و همه علماء و محققین دینی اذعان دارند که دین فقط متوقف به معرفت و تفکر نیست بلکه بدنبال آن سلوک دینی است که موجب تغییر احوالات انسان می شود.

اصولا برنامه و هدف پیامبران عمدتا معطوف به تعییر احوال و رفتار آدمیان بوده است. لذا پیشوایان دینی ما نیز فرموده اند: الاسلام هوالعمل و یا الایمان هوالعمل یعنی در واقع دینداری در هر حال متوقف بر ایمان و عمل است.

در وصف مومن آمده است که هم ایمان و اعتقاد دارد و هم در عمل آداب شرعی را انجام می دهد. بقول مولانا:

این نماز و روزه و حج و جهاد *** هم گواهی دادن است از اعتقاد

فعل و قول آمد گواهان ضمیر *** زین دو بر باطن تو استدلال گیـــر

بنابراین مومن بودن شخص در گروه اعتقاد قلبی و عمل به موازین دینی است و بسیاری از موازین دین چون جهاد- زکات- امر به معروف ونهی از منکرو... کاملا جنبه اجتماعی دارد و برای اجرای آنها سازمان اجتماعی مشخص ( حکومت ) ضرورت پیدا می کند.

۳)) دینی که در آن خداوند به پیامبر سفارش به قتال بر علیه دشمنان می کند(انفال:۶۵) ( آنجایی که دشمنان تصمیم به نابودی اسلام و مسلمین گرفتند و هیچ منطق و رفتاری نمی تواند آنها را وادار به عقب نشینی و تسلیم کند) و توصیه می کند تا می توانی نیرو و تجهیزات نظامی فراهم کن تا دشمنان را در بیم و هراس قرار دهی و از ترس بشما حمله نکنند ( انفال:۶۰) و دینی که جهاد را دری از درهای بهشت می داند که بروی بندگان خاص خداوند گشوده خواهد شد. ( نهجالبلاغه: خطبه۲۷) چنین جامعه ای آیا می تواند بدون یک نظام سیاسی و حاکمیت دینی باشد؟ قطعا جواب منفی است. زیرا در جامعه ای دین جهت دهنده و الهام بخش مکتبی و راهنمای عمل دولت و ملت خواهد بود که دولت و حاکمیت دینی باشد.

۴)) حضرت علی ع می فرماید: لا تکن ظالما ولا تکن مظلوما. کن للظالم خصما و للمظلوم عونا - ودر جای دیگر می فرمایند: لا تکن عبدا لغیرک وقد خلقک الله حرا - حال اگر بخواهیم این کلام مبارک امیرالمومنین ع را پیاده کنیم و با مظاهر زور- مثل استبداد- بردگی- سلطه گری مبارزه کنیم ودر مقابل از مستضعفین و مظلومین جامعه دفاع کنیم چگونه خواهد بود؟ آیا حرکتهای انفرادی کارساز خواهد بود؟ یا عاقلانه این است که با تشکیل نظامات اجتماعی و دولت این کار را انجام دهیم.

۵)) دین از سه مقوله عقاید- اخلاق و احکام شکل گرفته است. طبعا در جامعه بشری اجرای قوانین و احکام نیاز مند ضمانت اجرا است. ودر ضمانت اجرا هم اجبار وجود دارد. حال اگر در متن دین برای جلوگیری از جرم و جنایت در جامعه روشهای الهی مثل قصاص- قطع دست سارق- رجم زانیه و... توصیه شده و اگر ضمانتی برای اجرای احکام نباشد- احکام بدون فایده و معطل می ماند و در واقع واجبی ترک شده که انجام آن منوط به مقدمه واجب ( شکل گرفتن یک سازمان اجتماعی یا حکومت) است. یعنی همانطور که انجام یک امر واجب - واجب است مقدمه واجب هم واجب است.

۶)) روح و جوهر اصلی دین یعنی هدایت و عبادت و تزکیه اخلاقی و تعالی آدمی و کمال انسان و یا بعبارت دیگر توجه انسان به کانون هستی و پرستش و عبودیت خداوند است اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت( نحل:۳۶) هدف دیگر ادیان الهی عدالت است. چنانچه در فرهنگ دینی و قرانی هدف از انگیزه بعثت پیامبران را عدالت می داند( حدید:۲۵) و در این مورد آیات فراوانی وجود دارد اعدلوا هو اقرب للتقوی ( مائده:۸) طبیعی است که اجرا و بر قراری قسط و عدالت مورد توجه و عنایت دین بدون تاسیس دولت و حکومت و قدرت اجرایی محال و ناممکن است چنانچه حضرت علی ع در این مورد می فرماید: العدل اساس الحکم. در واقع طبیعی ترین و مفید ترین و عملی ترین راه برای ایجاد قسط و عدالت و توازن مورد توجه دین در جامعه انسانی تاسیس دولت و حکومت دینی است و این یک التزام منطقی بین اجرای عدالت و تشکیل حکومت دینی است.

برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 12:20  توسط حسین شاهد  | 

سکولاریزه کردن حکومت دینی ( سکولاریزاسیون ):

فصل اول(قسمت سوم)

عملیاتی کردن سکولاریزاسیون:

البته سکولاریزه کردن حکومت دینی بهمین بحثهای فکری ختم نشده است. بلکه این نظریه ها مبنای عمل بسیاری از اشخاص و گروهها قرار گرفته و با تمسک به آن نهادهایی که حافظ هویت دینی حکومت هستند را مورد تهاجم قرار داده اند که بعنوان نمونه می توان به شعارهایی در باب تغییر قانون اساسی بمنظور تغییر نظام که رئیس جمهور آقای خاتمی آن را یک خیانت به ملت بزرگ ایران دانسته اند اشاره نمود. همچنین هجوم به نهادهایی چون شورای نگهبان- مجلس خبرگان و... و همچنین طرح تز حاکمیت دو گانه ( حاکمیت انتخابی و حاکمیت انتصابی ) با این منظور که رهبری و نهادهای زیر نظر او دارای حاکمیت انتصابی هستند و اشاعه اباحیت و ناکار آمدی نظام... همه در راستای عملیاتی کردن تز سکولاریزاسیون قابل تحلیل است.

در همین راستا راهکارهای عملیاتی را در اظهارات زیر می توان مشاهده کرد:

مهناز افخمی مدیر مطالعات ایران در واشنگتن چنین می گوید: قانون اساسی به گونه ای قالب ریزی شده است که جای زیادی برای انعطاف نمی گذارد در واقع برای نزدیکتر کردن کشور به آنچه که مردم می خواهند و آنچه گروههای اصلاح گراتر می طلبند کار زیادی نمی توان کرد مگر اینکه قالب را شکست یعنی حاکمیت ولایت فقیه را از میان بر داشت. زیرا قدرت ولی فقیه ظاهرا از خدا ناشی می شود نه از مردم و حرف آخر با اوست ودر واقع هیچ راهی برای ایجاد تغییراتی چشمگیر بدون شکستن ساختار حکومت مذهبی و گماردن حکومت مردم بجای آن وجود ندارد.

علی افشاری یکی از اعضای دفتر تحکیم وحدت در راستای مطلب فوق می گوید: این دولت اسلامی یک فرمان تثبیت شده نیست. و در جای دیگر اظهار می دارد: حاکمیت مطلق علمای اسلامی به حاکمیت مردم خدشه وارد می کند و باید از میان برود.

عباس عبدی در گفتگو با رادیو بی.بی.سی- علت اصلی کشمکش جناحی در ایران را دعوای حکومت انتصابی و حکومت انتخابی و اصل مربوط به ولایت فقیه در قانون اساسی را انتصابی دانسته و گفته: طرفداران اصلاحات طرفداران حکومت انتخابی هستند و راه حل از بین رفتن دعواهای جناحی بر گزاری یک همه پرسی با هدف ایجاد اصلاحات و تغییر در قانون اساسی است.

مطالب فوق مصداق مشت نمونه خروار است و برای جلوگیری از اطاله کلام از ذکر بیش از آن خودداری می کنیم. در هر صورت سکولاریزاسیون در عرصه اندیشه و در عرصه عمل بعنوان راهکار عملیاتی بعضی از گروهها و اشخاص اعم از مقیم خارج یا داخل- فضایی را ایجاد کرده است که گری سیک از اعضای برجسته و با سابقه سازمان سیا و مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور پیشین آمریکا پس از سفر به ایران !!! با ذوق زدگی طی مصاحبه ای اعلام می دارد:

چگونه خوشحال نباشیم از اینکه موج تازه ای در ایران بر پا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامی را در هم بپیچد و حکومتی نظیر حکومت ایران در دوران شاه و عربستان سعودی را روی کار آورد.

خواست ما و دولت آمریکا این است که دین در سیاست دخالت نکند. البته هر کسی بخواهد می تواند آزاد باشد و آنقدر نماز بخواند و تسبیح بچرخاند که پوست انگشت و پیشانی اش ضخیم شود.

توجه به این نکته نیز ضروری است که سکولاریزه کردن حکومت دینی می تواند معطوف بعمل و رفتار کارگزاران نیز باشد. بدین معنا که کسانی از لحاظ فکری- اعتقادی و معرفت سیاسی- معتقد به حکومت دینی باشند اما در عمل و رفتار آنها خاصه در پستهای مسوولیتی هیچگونه سنخیتی با حکومت دینی نداشته باشد. در چنین وضعیتی ( دو گانگی در ادعا و عمل) ضمن القاء ناکارآمدی نظام دینی در اذهان- جامعه در مسیر سکولاریزاسیون و حکومت در جهت تغییر ماهیت دینی سوق داده می شود چون الناس علی دین ملوکهم.

در هر صورت حرکت در مسیر سکولاریزه کردن حکومت دینی مراحل و فازهای مختلفی دارد که از مبنای فکری- معرفتی و اعتقادی شروع می شود. و سپس با عمل و رفتار سیاسی موجب تغییر ماهیت دینی نظام می گردد. در نهایت با عملیات ضد امنیتی تغییر ساختار نظام دینی هم تحقق می یابد.

در همین راستاست که کنت تیمر من از اعضای بر جسته سازمان سیا می گوید:

اصل جمهوری اسلامی منافع آمریکا را تهدید می کند پس باید برای تغییر ماهیت و جوهره آن کوشید که نتیجه این تغییر ماهیت با سرنگونی یکی است.

در قسمتهای بعدی پاسخهای منطقی با استدلالات محکم و قاطع به این دیدگاهها و نظریات الحادی داده خواهد شد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 10:39  توسط حسین شاهد  | 

سکولاریزه کردن حکومت دینی ( سکولاریزاسیون ):

فصل اول (قسمت دوم)

۲)) حکومت وظیفه انبیاء و رسولان نبوده است. ( جدایی دین از سیاست):

یکی دیگر از وابستگان بهمین جریان فکری در باب حکومت در عرصه دین معتقد است: در مدارک معتبر و اصیل دینی دستور صریحی مبنی بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی و چگونگی تشکیل آن و نحوه روی کار آمدن زمامدار نمی بینم و هیچیک از انبیاء گذشته غیر از سلیمان نبی و داود پیغمبر زمامداری و حکومت نداشته اند و حکومتی هم تاسیس نکرده اند و پیامبر اکرم ص هم پس از هجرت از مکه به مدینه در مدینه حکومت تشکیل داد و شخصا در راس سه مقام- امامت- زعامت و قضاوت قرار گرفت بنابراین ما هستیم و عقل و منطق که چگونه باید بهترین نظام را که بحق و عدالت نزدیکتر باشد بر گزینیم. امروز دمکراسی مورد قبول تمام دانشمندان مهم سیاسی جهان است. و از این بابت که قدرت حاکمیت را ناشی از آراء مردم و حق عزل و نصب و نظارت بر حکومت را برای ملت شناخته است و در مقابل استبداد به هر شکل و به هر نام که تماما فاسد است ایستادگی می کند. بهترین نظام نسبی است.

مهندس بازرگان از معتقدین جدا انگاری دین از سیاست معتقد است: هدف پیامبر ص و علی ع بحکومت و قدرت رسیدن و ولایت بر مردم کردن نبوده است.

نامبرده برای اثبات نظر خود دلایل مختلف از آن جمله دلیل زیر را بیان می دارد: او معتقد است در دین    الله بدلیل اصل   لا اکراه فی الدین...( بقره: ۲۵۶) اجباری برای پذیرش وجود ندارد و هر کس آزادی مطلق در انتخاب و اختیار دارد و هیچ کس را نمی توان به عقیده ای مجبور کرد. اما در دین ملک یعنی قوانین اجتماعی و نظامات حکومتی التزام به قانون و اجرای آن برای همه شهر وندان واجب است ودر صورت تخلف مطابق قانون محکوم به جریمه و جزا می شوند. در اولی آزادی مطلق ( در روابط فرد با خالق نه مخلوق) وجود دارد در دومی آزادی فرد بخاطر آزادی دیگران محدود و مقید می گردد.

۳)) حکومت دینداران نه حکومت دینی:

دسته ای دیگر از همین جریان ضمن رد اصالت حکومت دینی- آنچه که تاکنون بعنوان حکومت دینی نامبرده شده آنرا حکومت دینداران می دانند نه حکومت دینی. در این ارتباط ابراهیم یزدی در مقاله ای با عنوان دین و دولت ضمن بیان تاثیر موازین و ارزشهای دینی بر رفتار فردی و اجتماعی مثل روابط زن و مرد و شکل گیری نهاد ازدواج و حتی بر معماری و... اظهار می دارد: در شکل گیری قدرت سیاسی و حکومت و امر اداره جامعه - ارزشهای اسلامی اثرات خود را بر جا گذاشته است و نوعی از حکومت با ویژگیهای معین بعنوان حکومت اسلامی را پیدا کرده است. اجزاء و ساختارها و عناوین این حکومت ساخته و پرداخته خود مسلمانان است نه بر گرفته از فرامین یا توصیه های مشخص دین.

همچنین عزت الله سحابی در این ارتباط می گوید: ... ما مدعی هستیم حکومت دینی معین ممکن نیست مگر بدست و از طریق عده ای از مومنین به آن دین و آن عده مومنین هم درک و فهمی نسبی از کل معارف دین دارند در عمل هم همان فهم و درک نسبی اشان بطور نسبی تری پیاده می شود... پس بهتر آن است که ما حکومت را حکومت مسلمین و مومنین به اسلام بشناسیم. همان چیزی که در واقعیت هست و رفتار این حکومت را به گردن دین اسلام نیندازیم.

فرد دیگری با توجه به بروز و ظهور دمکراسی در طول تاریخ جلوه های مختلف حاکمیت مردم را با شرایط خاص تاریخی آن مورد تایید اسلام می داند و در این ارتباط می گوید: اگر در دوران انقلاب مشروعیت باشیم که در آن هدف کوتاه کردن دست استبداد است نه اینکه رژیم سلطنتی کاملا از بین برود مسلم است حکومت به شکلی مطرح می شود که مرحوم نائینی گفته است. یا در زمان ملی شدن نفت حکومت ملی مسائل خاص خودش را دارد. یا در شرایط دیگری حکومت دمکراتیک دینی بر قرار شود. حتی از آن مهمتر ممکن است شرایطی بوجود بیاید که از لحاظ دینی معتقد بشویم و بگوییم در شرایط خاصی یک نوع حکومت سکولار که دین از حکومت جدا باشد بهتر است.

نامبرده حتی در این فرایند در شرایطی از تاریخ حکومت سکولار را به زعم خود مورد تایید اسلام می داند. این دیدگاه معتقدند در زمان غیبت که دسترسی به امام معصوم مقدور نیست ولایت شرعا معنا ندارد و حکومت از آن متشرعان است که در این صورت اطاعت از حکومت یک وجه شرعی ندارد و از ذیل مقوله ثواب و عقاب خارج می شود و نگاه اطاعت از حکومت از باب اطاعت از نظم و قانون است که برای هر جامعه انسانی ضروری است.

لذا اگر ما حکومت را در هاله ای از قداست و دین قرار دهیم آنگاه دین نه تنها افیون توده هاست بلکه حکومتها هم نیز خواهد شد.

برای ادامه بحث ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 16:32  توسط حسین شاهد  | 

سکولاریزه کردن حکومت دینی ( سکولاریزاسیون ):

فصل اول (قسمت اول)

تذکر ابتدائی: این مبحث در دو فصل پنج قسمتی مورد بررسی قرار میگیرد لذا از دوستان محترم خواهشمندم که تا فصل آخر در باره حقیر زود قضاوت نکنند و در فصل آخر هر قضاوتی بکنند حق داشته و از درگاه خداوند متعال موفقیت و سربلندی را برای تمامی دوستان آرزومندم.

 مقدمه :سکولاریزاسیون یک پروسه یا فرآیند بیرونی است که در متن جامعه تحقق می یابد. سکولاریزاسیون فرایند غیر دینی سازی یا قداست زدایی است و معادلهای لغوی آن عبارتند از: عرفی شدن- غیر دینی شدن- غیر روحانی شدن- دیانت زدایی- قداست زدایی که طی آن اندیشه- اعمال و نهادهای دینی نقش و اهمیت اجتماعی خود را از دست می دهند. افول و زوال و انحطاط دین و کاهش حضور دین و مظاهر دین در جامعه و متن زندگی و فرهنگ - هنر- آموزش- حکومت- مدیریت و سیاست- جریان یا فرا گردی است که در جامعه شناسی از آن سکولار شدن تعبیر می کنند خصوصی شدن دین- تبدیل شدن دین به نوعی فعالیت و سرگرمی اوقات فراغت هم از مفاهیمی هستند که گه گاه از سوی جامعه شناسان دین بعنوان معادلهایی برای این اصطلاح ارائه شده اند.

سکولاریزاسیون نضج و اشاعه فرآیندی در جهان دینی می باشد که مطابق آن عقل ابزاری به گفته وبر بکار افسون زدایی از دین می پردازد واز این طریق جوهره و گوهر الهی دین را از آن گرفته و محصولی بشری از آن ارائه می دهد.

الف)) مروجین تفکر سکولاریزم:

سکولاریزه کردن دین در تاریخ حیات سیاسی- اجتماعی ایران یک سابقه همزمان با ورود اندیشه های نوگرائی اروپائیان توسط فرنگ رفتگان ایرانی در جامعه ما دارد و بزمانی که بعضی از افراد با تماس به فرهنگ و تمدن غرب - مبهوت و مجذوب شده و این تفکر در آنها القاء شد که ترقی و پیشرفت جز با دست شستن از بنیانهای فرهنگی و دینی جامعه و پوشیدن ردای فرهنگ غرب تحقق نخواهد یافت. بر می گردد. سکولاریزه کردن دین توسط غرب زدگانی چون آخوند زاده- میرزا ملکم خان- کسروی و تقی زاده ها بعنوان سلسله جنبانان این تفکر در ایران شروع و بعدها توسط اعقاب آنها پیگیری شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی تفکر سکولاریزم تا مدتی در پرتو شعاع پر تلاتو انقلاب خاموش شد و عرصه ای برای عرض اندام پیدا نکرد. اما بعد از سکوت چند ساله امروز شاهد شکل گیری جریانهایی در داخل و یا خارج از ایران هستیم که صراحتا خواستار هدایت اسلام به مسیری است که دین یهود و مسیحیت رفته است.

طرفداران این جریان فکری متاثر از عملکرد دین گریزان و تئوری پردازان سکولاریزم غرب و با تمسک به ادله آنان مبنی بر نفی دین از عرصه های اجتماعی خاصه از حوزه سیاست و حکومت - اسلام و ارزشهای متعالی آنرا نفی کرده و پیشرفت و توسعه جامعه را منوط به تنزل دین و محدود نمودن آن و دست شستن دین از حیات اجتماعی و سیاسی می دانند. این جریان سعی دارد در عرصه اندیشه و حتی الامکان در عرصه عمل با نا کار آمد جلوه دادن نظام دینی- سکولار شدن را نتیجه محتوم تمام نظامهای دینی از جمله جمهوری اسلامی ایران القا کند. در این بخش ما سعی داریم به عنوان نمونه نظرات بعضی از افراد این جریان را باز گو و حتی الامکان نقد کنیم:

برای آگاهی از این نظرات ادامه مطلب را کلیک کنید

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 15:4  توسط حسین شاهد  | 

فصل چهارم ( قسمت سوم )

۵)) فریب مردم و گرفتن امکان انتخاب درست از آنان

کشورهای اروپایی و آمریکا که خود را مهد دمکراسی می پندارند بواسطه ی عملکرد متناقص خود و ضعف ساختاری در دمکراسی و لیبرالیسم و فریب مردم- از لحاظ آماری نیز دچار تناقص شده و حضور مردم در انتخابات آنان بسیار کم رنگ شده است. انتخابات قبلی امریکا که منجر به رای دادگاه برای ریاست جمهوری بوش کوچک شد بخوبی این ضعف و نقصان اساسی را نمایان ساخت و طبق اصول دمکراسی - مشروعیت آنان را زیر سوال برده است.

مقام معظم رهبری در دیدار وزیر و مسوولان وزارت کشور و استانداران۲۷/۹/۱۳۷۰

امروز در دنیا - دمکراسی یک دمکراسی حقیقی نیست زیرا فشار تبلیغات پر زرق و برق تو خالی با سخنان فریب آمیز آنچنان بر ذهن مردم سنگینی می کند که امکان انتخاب درست را بمردم نمی دهد. نمی گذارند مردم فکر کنند. هر کس که مقداری از کارهای انتخاباتی کشورهای به اصطلاح دمکراتیک را مشاهده کرده باشد. این معنا برایش واضح است. حرفهایی که می زنند - وعده هایی که می دهند- قیافه هایی که می گیرند- تملق هایی که از بعضی از قشرها یا گروهها می گویند- ارتباط هایی که با جناحهای خاصی بر قرار می کنند تا نظر آنها را جلب بکنند- این کارهای سالمی نیست- کارهایی است که وقتی در یک مجموعه ی مردمی انجام گرفت فضا را مسموم می کند و قدرت فکر کردن به آنها نمی دهد.

مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم اراک ۲۴/۸/۱۳۷۹

آنچه امروز بطور مسلم می شود فهمید این است که این دمکراسی ای که سردمداران رژیم امریکا از آن دم می زنند افسانه ای بیش نیست این یک چیز حقیقی نیست نشانه اش این است که این دمکراسی در سر راه خود با این گونه موانع مواجه می شود یعنی با تقلب های بزرگ و تعیین کننده یی که راه حل و علاجی هم برای آن وجود ندارد. البته سر و ته قضیه را یکطوری بهم خواهند آورد نخواهند گذاشت حقایق قضایا معلوم بشوداما حقیقت قضیه یک فساد درونی و همه گیر در سطوح مختلف است. ملت امریکا در انتخابات شرکت ضعیف می کند بعد هم که شرکت می کند نتیجه ی انتخابات اینگونه می شود! اینها ضعف ساختاری است.

۶)) تفاوت تئوری با عمل:

مقام معظم رهبری در دیدار با استادان و دانشجویان قزوین ۲۶/۹/۱۳۸۲

یک مساله اصل مساله ی انتخابات و ربط آن با مردم سالاری از نظر اسلام است. دمکراسی غربی- یعنی دمکراسی متکی بر لیبرالیسم - منطقی برای خودش دارد. آن منطق پایه ی مشروعیت حکومتها و نظامها را عبارت می داند از رای اکثریت. مبنای این فکر هم همان اندیشه ی لیبرالی است - اندیشه آزادی فردی- که هیچ قید و بند اخلاقی ندارد. مگر حد و مرز ضرر رساندن به آزادی دیگران. تفکر لیبرالیسم غربی این است: آزادی شخصی و فردی مطلق انسان در همه ی زمینه ها و در همه ی عرصه ها- که تجلی گاه آن در تشکیل نظام سیاسی کشور هم خواهد شد. چون در جامعه اقلیت و اکثریتی هستند چاره ای نیست جز اینکه اقلیت از اکثریت پیروی کند این پایه ی دمکراسی غربی است. اگر نظامی این را داشت این نظام از نظر دمکراسی لیبرالی مشروع است اگر نظامی این را نداشت نا مشروع است.

این تئوری دمکراسی لیبرالیسمی است در حالی که بکلی عمل دمکراسی های غربی با این تئوری متفاوت است و آنچه امروز در عرصه ی عمل در دمکراسی های غربی مشاهده می شود. این نیست. اگر پایه ی مشروعیت عبارت از رای اکثریت مردم یعنی کسانی که صاحبان رای هستند است پس حکومت امریکا و همین رئیس جمهور امریکا نا مشروع است چون اکثریت ندارد. سی و پنج یا سی و هشت و یا چهل درصد از صاحبان حق رای در انتخابات شرکت کرده اند که از آن تعداد هم مثلا بیست و یک درصد به ایشان رای داده اند- که اینطور هم نبود می دانید! ایشان ناپلئونی به کاخ سفید رفتند. بحکم قاضی و بزور هلش دادند به کاخ سفید!!!! که یادتان است- که اگر فرض کنیم همین رای هم برای مشروعیت او کافی است بنابراین حکومت فعلی امریکا مشروع نیست. ما برای عدم مشروعیت حکومت امریکا دلیلهای بیشتری داریم که حالا با منطق خود آنها داریم بحث می کنیم که این منطق مخصوص آن حکومت هم نیست بسیاری از همین دمکراسی های رایج و سینه سپر کرده ی دنیا ی دمکراسی غرب در انتخابات های گوناگونشان این رقم شصت و شصت و پنج و هفتاد درصدی که شما در جمهوری اسلامی ایران ملاحظه می کنید ندارند و رقم آنها خیلی کمتر از اینهاست. البته بعضی از اوقات رقم آنها همین شصت و شصت و چند درصد است اما غالبا چهل و چند درصد و پنجاه و سی و هشت درصد و... است.

۷)) زیر پا نهادن خواست و آراء مردم:

در نظریه لیبرال دمکراسی- خواست و آرای مردم اصل است و بایستی بر اساس آن عمل کرد. اما آیا در عمل نیز چنین چیزی محقق می شود؟ حوادث کوچک و بزرگ قابل توجهی در جهان اتفاق افتاده است که این اصل را زیر سوال برده و عملکرد کشورهای مدعی دمکراسی را فاقد مشروعیت مورد اشاره ساخته است. در الجزایر مردم در یک انتخابات آزاد و با حضور ناظران بین المللی به کاندیداهای اسلامی رای می دهند. اما بدون درنگ قدرتهای استکباری مدعی دمکراسی با کودتا رای مردم را نقص و رژیم مورد نظر خود را سر کار می آورند!!! این مساله در نقاط دیگزی نیز روی داده است از جمله در شیلی و بر اندازی حکومت آلنده - یا اقدام به براندازی حکومت برخاسته از آرای مردم در ونزوئلا در سالهای اخیر- همچنین میتوان مساله حجاب و جنجال اروپا بویژه فرانسه را در مورد جلوگیری از ورود دختران با حجاب در مدارس دولتی مورد اشاره قرار داد. که با تمامی اصول دمکراسی مطرح شده مخالفت دارد! فشار بر اقلیتهای مسلمان در کشورهای مدعی دمکراسی نقص آشکار اصول دمکراسی است که بطور آشکار و وقیحانه انجام می شود.

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 15:24  توسط حسین شاهد  | 

فصل چهارم ( قسمت دوم )

ماهیت مردم سالاری غرب و خصوصیات آن

۴)) دست داشتن آمریکا و غرب در حوادث خونین جهان و حمایت از مستبدین و دیکتاتورها:

از زمانی که لیبرال دمکراسی در غرب بعنوان یک نظام و حکومت شناخته و مستقر گردید. حوادثی در عالم اتفاق افتاده است که نگاه نه چندان عمیق به آنها نیز پرده از چهره ی واقعی این نظامها بر می دارد. در گذشته ی نه چندان دور کشور ایران کودتای ۲۸ مرداد و استقرار استبداد ۲۵ ساله ی محمد رضا پهلوی را شاهدیم. کودتایی که سردمداران آمریکا از جمله وزیر امور خارجه ی اسبق مادلین آلبرایت در سالهای اخیر به آن اعتراف نموده اند. جنایتهایی که این روزها در فلسطین - افغانستان و عراق انجام می شود و نیز خود اروپا مانند بوسنی هرزه گوین انجام گرفت ماهیت دمکراسی های غربی را روشن ساخت. دو جنگ جهانی اول و دوم با آن همه خسارتهای انسانی و مادی از همین کشورها شعله گرفت و دنیا را بکام خود کشاند.

مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم شهرستان کاشان و آران و بیدگل ۲۰/۸/۱۳۸۰

بزرگترین تبلیغ برای یک نظریه ی سیاسی چیزی است که در میدان عمل اتفاق می افتد. من در اصفهان خطاب به جوانها و مردم این مطلب را تکرار کردم و گفتم امروز بزرگترین ضربه یی که به اعتبار لیبرال دمکراسی رایج در دنیای غرب وارد می شود این دنیای آغشته ی از کشته و خون و جسد و ظلم است که بر اساس لیبرال دمکراسی در دنیا بوجود آمده است. مرکز و اطراف هر دو جنگ جهانی اروپا بود یعنی مرکز لیبرال دمکراسی- استعمار- دخالت در کشورها- قضایای کشورهای امریکای لاتین- از همه مهمتر قضایای فلسطین - و حالا قضیه ی افغانستان- در همین ارتباط بوجود آمد. در مقابل این حوادث نظریه ی لیبرال دمکراسی پاسخی ندارد. به بحث نظری و فلسفی و نشستن پشت میز مناظره احتیاجی نیست مردم دنیا وقتی نگاه می کنند می بینند این نظریه ی سیاسی نتیجه اش این است و کارایی ندارد.

مقام معظم رهبری در دیدار کارکنان نیروی هوایی ۱۸/۱۱/۱۳۸۰

آنها در دفاع از آزادی و دمکراسی دروغ می گویند به دلیل اینکه در طول تاریخ سی- چهل سال گذشته ی سیطره ی امریکا بر بسیاری از کشورهای دنیا- همیشه پشتیبان دولتها و قدرتهای مستبد- ولی مطیع آنها- بوده اند. در ایران هم اینطور بود. حکومت شاه حکومتی مستبد و غیر انسانی بود که بویی از مفاهیم دمکراسی و امثال اینها نبرده بود اما تسلیم آنها و در اختیارشان بود. نفت ایران متعلق به آنها بود- سیاستهای نفتی صدرصد منطبق با اراده ی آنها بود- حضور آنها در سرتاسر مراکز قدرت ایران محسوس بود- ارتش در پنجه ی اقتدار آنها قرار داشت- منابع مالی - صدردصد مورد استفاده ی آنها و در اختیارشان بود. لذا شاه مستبد- فاسد- رشوه بگیر و بی اعتنای به مصالح ملی- از نظر آنها مطلوب و مقبول بود آنها این را می خواهند. آنها حکومتی را که بخاطر منافع ملی به آنها پاسخ نمی دهند - بخاطر شرف ملی تسلیم آنها نمی شوند- بخاطر عزت ملی و هدفهای ملت خود به آنها اعتنا نمی کند- دوست نمی دارند بنابراین با او کینه ورزی می کنند- آنگاه خود را پشت پرچم دمکراسی و آزادی پنهان می کنند. این منطق در دنیا شکست خورده است. چنین منطقی - منطقی نیست که امروز دنیا آن را بپذیرد و بپسندد و هواداران آن منطق بتوانند به توفیق خود امیدوار باشند. قدرتهای پوشالی تهی از معنویت و فکر درست و جهت گیری های انسانی- اگر به بیش از اسلحه یی که امروز با آن مجهزند - مجهز نباشند راه بجایی نخواهند برد.

سرد مداران امریکا   گله می کنند که چرا ملت ایران از ما متنفرند! فقط ملت ایران از شما متنفر نیستند همه ی دنیا از شما نفرت دارند - ملتها از شما نفرت دارند. شما در امریکای لاتین مورد تنفر نیستید؟ شما در سرتاسر آسیا- میان ملتها مورد تنفر نیستید؟ شما حتی در اروپا مورد تنفر ملتهای اروپا هستید! شما خودتان چه گذاشته اید تا ملتهای جهان و انسانها از شما متنفر نباشند؟ یک رژیم مستکبر- متکبر- زورگو و مزور- چه توقعاتی دارد که ملتهای دنیا به محبت بورزند؟ مگر چنین چیزی ممکن است؟!.

مقام معظم رهبری در دیدار گروه زیادی از اعضای سپاه پاسداران ۲۴/۶/۱۳۸۱

دنیای جذابی که غربی ها تصویر می کنند- که در آن حقوق بشر و آزادی و رای وجود دارد- ما در طول دوران پهلوی آن را در زندگی خود دیدیم. معنای دمکراسی و حقوق بشر آن روز را فهمیدیم. خود امریکایی ها - برای ایجاد وحشتگاههای ساواک و شکنجه گاهها و ابزارهای شکنجه و روشهای شکار جوانها ی مردم و سرکوب ملت- با رژیم پهلوی همکاری کردند. ای آن لیبرال دمکراسی ای است که امروز دارند به مردم دنیا وعده می دهند و رادیو هایشان دارد تبلیغ می کند که بشتابید بسوی این- ای ملتهای جهان سوم! از جمله اینرا بما می گویند. ما این را در زندگی خود آزمایش کرده ایم برای ما ندیده نیست. ما حکومت سیاه دیکتاتوری پهلوی را که از پنجه هایش خون می زیخت و از سر و پایش فساد می تراوید و در زیر سایه ی امریکا و با کمک امریکا و با تکیه به آن کشور همه ی این جنایتها را می کرد. از نزدیک لمس کرده ایم این قضایا برای ما ندیده نیست. حقوق بشر امریکایی را اینجا دیده ایم. گوشه ی زندانها و در شکنجه گاهها- و با گوشت و پوستمان آن را لمس کرده ایم. مگر ملت ایران این چیزها را فراموش می کند؟

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 20:56  توسط حسین شاهد  | 

فصل چهارم( قسمت اول )

ماهیت مردم سالاری غرب و خصوصیات آن

غرب خود را زادگاه مردم سالاری می داند و از این لحاظ مدعی است که بایستی مدافع آن در تمام نقاط جهان باشد و خود را محق می داند که درهر نقطه از جهان دخالت کند. بعد از استقرار مردم سالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی ایران و فراگیر شدن موج بیداری حاصل از این انقلاب و درخشندگیهای حضور واقعی وارزشی مردم در صحنه های مربوط به نظام ادعا های غرب رنگ باخته و لیبرال دمکراسی غرب در برابر چالشی بزرگ قرار گرفت.

در سالهای اولیه انقلاب غرب تلاش کرد تا با انواع توطئه ها از جمله محاصره اقتصادی- کودتای نوژه- تحمیل جنگ هشت ساله و تجهیز کروهکهای محارب داخلی بویژه منافقین - این انقلاب را منحرف یا ساقط نموده واز این چالش بزرگ رهایی یابد .این تلاشها با رهبری الهی ولی فقیه و هوشیاری و حضور مردمی خنثی شد. چند سالی نیز در برابر انقلاب اسلامی به صف آرایی نظری و فکری پرداختند تا شاید نظام را از لحاظ اصول و مبنا ودر زمینه های نظری مورد خدشه قرار داده از اثر آن بکاهند. این ترفند نیز با اصول مستحکم و غیر قابل خدشه اسلام و مردم سالاری مبتنی بر آن رنگ باخت.

اینک نظام شناخته شده غربی ناگزیر شده است در قالب نظم نوین آمریکایی چهره واقعی خود را پس از سالها پیراستن نشان دهد. نمونه های فراوانی از دو گانگی های دموکراسی ادعایی غرب در مواجه با مسائل جهان رخ داده است که چهره بی نقاب آنان را به نمایش گذاشته است. امروز لیبرالیسم در زادگاه خود- غرب- نیز دچار تناقص شده است.امروز مردم سالاری غرب در کشورهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین دچار دو گانگی های حیرت انگیزی گردیده است. امروز آمریکا و اروپا بر طبل جنگ می کوبند تا به زعم خود مردم سالاری را در دیگر نقاط جهان استقرار بخشند! و مردم دمکراسی آمریکایی و اروپایی را در افغانستان و عراق و بوسنی و زندانهای ابو غریب و فلسطین و الجزایر به تماشا نشسته اند و باطن خشن و غیر انسانی و کریه و نفرت آور دموکراسی غربی را بروشنی شاهد هستند. غرب در برابر نظام اسلامی باطن خود را اجبارا به نمایش گذاشته است و همین مساله سقوط و فروپاشی این نظام دروغین و بزک کرده را نوید می دهد.

مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان استان اصفهان ۱۲/۸/۱۳۸۰

لیبرال دموکراسی غرب که یک روز گفته می شد اوج تکامل فکر و عمل انسان است و بالاتر از آن چیزی وجود ندارد - که به نظر من خود این حرف نشانه ی کوته فکری است که آدم نقطه یی را پیدا کند و بگوید از این بالاتر ممکن نیست انسان حرکت کند-نه- انسان در حرکت خود بی نهایت است- امروز بدست خود خودش را رسوا کرده است. این لیبرالیسم همان چیزی است که امروز ماجرای افغانستان و سالهاست مساله ی فلسطین را بوجود آورده است. این اومانیسم دروغین غرب همان چیزی است که پنجاه سال ملت فلسطین را ندیده می گیرد و می خواهد آن را به کلی حذف کند. از خودشان سوال نمی کنند که اصلا ملت فلسطین در دنیا وجود داشته یا دروغ است. اگر قبول دارید سرزمینی بنام فلسطین وجود دارد پس کو آن ملت؟ خواستند یک ملت و یک نام جغرافیایی را به کلی از روی کره ی زمین حذف کنند. امروز اومانیسم و لیبرالیسم و دمکراسی آنها به اختناق و خفقانی رسیده است که حتی نمی خواهند به یک رسانه ی خارجی اجازه دهند که اخبار افغاستان را پخش کند! این جریان آزاد خبر از نظر غرب است. این نسخه رسوا شده و غلط از آب در آمده است.

مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و هیات دولت ۵/۶/۱۳۸۰

امروز مردم سالاری دینی ای که ما در کشور خود مطرح می کنیم یک حرف نوست نه فقط بخاطر اینکه ما شاخه یی از مردم سالاری را داریم ارائه می دهیم نخیر ما در واقع داریم در مردم سالاری های دنیا شبهه می کنیم. من حقیقتا در مردم سالاری های دنیا خدشه دارم برای خاطر اینکه انتخابات و گزینش ها در دنیا تحت تاثیر عوامل تبلیغاتی ای است که یک سره دست سرمایه دارهاست. چه کسی است که از تاثیر عوامل ارتباطی امروز یک سره غافل باشد؟ می گویند روزنامه ها در امریکا یا در انگلیس آزاد است. من سوال می کنم: کدام روزنامه متعلق به قشرهای متوسط و پایین مردم است تا آدم از آرادی روزنامه - آزادی آن قشر را کشف کند؟ روزنامه ها متعلق به چه کسانی است؟ کارتل ها و تراست های بزرگ و سرمایه دارها . بله- روزنامه ها آزادند یعنی آنها آزادند که هر چه می خواهند بگویند. آنها بر خلاف مصلحت خودشان حرفی نمی زنند این مربوط به آنهاست که مظهر و مادر و آورنده ی دمکراسی اند و به آن افتخار هم می کنند. شما ملاحظه کنید دولتهایی هستند که از آنها دمکراسی را گرفتند مثلا در میان همسایه های ما- من نمی خواهم اسم بیاورم- دولتهایی هستند که عنوان دمکراسی را با خود دارند اما در حقیقت حاکمیت با نظامیان است یک وقت کسی به وسط میدان می آید و بدون اینکه اعتنایی بکند که انتخاباتی وجود دارد همه را کنار می زند و سر کار می آید و می شود حاکمیت نظامی! یا حاکمیت انحصاری احزاب است و کسی جرات ندارد غیر از نامزد آن حزب نامزدی معرفی کند. انتخاباتی با یک نامزد برای ریاست جمهوری!!! امروز در میان کشورهای اسلامی و در مجموعه هایی که ما داریم در آن زندگی می کنیم و با آنها تعامل داریم کدام کشور است که مثل جمهوری اسلامی - آحاد مردم قشرهای گوناگون و طبقات متوسط آن بیایند و در انتخابات شرکت کنند؟ اگر یک وقت سرمایه دارها هم بخواهند در حزب و جناح و تشکیلاتی اعمال نفوذ کنند از ترس این کار  رامخفیانه می کنند چون بد نام هستند.

برای ادامه بحث ادامه مطلب را کلیک کنید تا مطالب زیر را بخوانید.

چند سال قبل از این کسانی که اهل خبر و مطبوعات هستند یادشان است که جماعتی را زنده زنده در آتش سوزاندند. هفتاد- هشتاد مرد و زن و کودک را در آمریکا در همان جایی که به خیال خودشان سگها و حیوانات حقوق دارند و اگر کسی به گربه یا سگ خود در خانه ظلم کند ادعا می کنند که علیه اش اعلام جرم خواهد شد. انسانها را راحت در روز روشن جلو چشم مردم دنیا در آتش می سوزانند!!!

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 22:19  توسط حسین شاهد  | 

 فصل سوم

مردم سالاری دینی چیست؟

مردم سالاری دینی یعنی چه؟ این سئوالی است که اگر چه حرکت نظام اسلامی و اصول و قواعد آن در قانون اساسی و مدت بیست و شش سال موجودیت آن - پاسخ عملی به آن داده شده است لیکن رسانه ها و شخصیت های دشمن به کمک غیر خودی ها در داخل می کوشند تا این پیام را مخدوش نشان دهند. مردم سالاری را یک امر عارضی برای دین - عنوان کرده و ترکیب آن را غیر طبیعی و ناشناخته اعلام می کنند. ویژگیهای مردم سالاری دینی اگر روشن می گردد. وقوع چنین پدیده ای نیز امکان پذیر بودن آن را نشان داده است.

مردم سالاری در نظام اسلامی - مردم سالاری دینی است. یعنی به نظر اسلام متکی است فقط یک قرار داد عرفی نیست. مراجعه ی به رای و اراده و خواست مردم- در آن جایی که این مراجعه لازم است نظر اسلام است. لذا تعهد اسلامی بوجود می آورد مثل کشورهای دمکراتیک غربی نیست که یک قرارداد عرفی باشد تا بتوانند براحتی آن را نقض کنند. در نظام جمهوری اسلامی مردم سالاری یک وظیفه ی دینی است. مسوولان برای حفظ این خصوصیت تعهد دینی دارند و پیش خدا باید جواب دهند این یک اصل بزرگ از اصول امام بزرگوار ماست.

مردم سالاری دینی یعنی آرای مردم از نگاه و منطق دین با احترامی که دین برای آرای مردم قایل است. دین برای انسانها کرامت قایل است . دین برای حکومتها در مقابل مردم مسئولیت جدی قایل است. دین- استبداد و دیکتاتوری را از هیچ حاکمی و تحت هیچ عنوانی نمی پذیرد. اسلام ما این است. مردم سالاری اسلامی یعنی این- یعنی مردم سالاری متکی به یک منطق قوی و روشن با همان معیارهایی که اسلام برای حکومت کنندگان در هر جامعه ای قایل است. امروز این در دنیا مطرح شده در واقعیت پیاده شده فقط در کتابها و ذهن ها نیست. در طول بیست و پنج سال گذشته ما در جمهوری اسلامی بیست و چهار انتخابات داشته ایم و مردم پای صندوقها آمده اند و رای داده اند و این نظام را بر پا داشته و حفظ کرده اند. مظهر کامل مردم سالاری این است. امریکا در مقابل این دچار انفعال است که امروز شعار مردم سالاری در خاور میانه سر می دهد.

مردم سالاری دینی یعنی هدف- تحقق ارزشهای اسلامی و پیاده شدن و عینی شدن مقررات و احکام اسلامی است. اگر این مقررات پیاده شد قسط اسلامی و عدالت به معنای حقیقی را در جامعه مستقر خواهد کرد.

نکته دوم: از مبانی و پایه های سیاست خارجی این است که ما بر مبانی نظری و ارزشهای نظام جمهوری اسلامی تکیه کنیم. پرچم مردم سالاری دینی را بلند کنیم - مردم سالاری دینی یک حقیقت است. آقایان خیلی زحمت کشیده اند و نشسته اند فکر کرده اند و می گویند مردم سالاری دینی در درون خود حاوی یک تناقص است- به قول خود آقایان یک قضیه ی پارادوکسیکال است- نخیر نیست. یک قضیه ی کاملا مستقیم عملی و صحیح است.

مردم سالاری دینی را تبیین کرده ایم پایه های آن را مستحکم و به آن عمل کرده ایم. چه طور نظریه ی متناقض و پارادو کسیکالی است که بیست و سه سال است دارد تحقق پیدا می کند؟!!! آیا نظام ما یک نظام دینی هست یا نه؟ کسی نمی تواند این را منکر بشود.

ادامه مطلب را برای آگاهی از بقیه مطالب کلیک کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 12:9  توسط حسین شاهد  | 

فصل دوم

خصوصیات و ویژگیهای مردم سالاری دینی

مردم سالاری دینی بر خاسته از آموزه ها و اعتقادات اسلامی است و بطور واقعی و حقیقی با مردم ارتباط و پیوند دارد. چنین نظامی دارای ویژگیها و خصوصیات خاصی است که نظامهای شناخته شده از جمله لیبرال دمکراسی غرب فاقد این خصوصیات است. خصوصیات و ویژگیهای مهم و اساسی مردم سالاری دینی را در چهار اصل بر شماری می کنیم:

((۱)) پیوند عمیق دینی و عاطفی مردم با مسوولان نظام: در بسیاری از کشورهای مدعی دمکراسی و لیبرالیسم ارتباط و پیوند بین مردم و مسوولان نظام- پیوند عمیق و عاطفی نیست. حضور آنان در بین مردم و میزان استقبالشان از این حضور کاملا نشان دهنده ی این مساله است. در حالی که در نظام جمهوری اسلامی استقبالهای گسترده و کم نظیر مردمی به خوبی رابطه ی عمیق و پیوند دینی و عاطفی مردم با رهبری و مسوولان نظام را بدنیا نشان می دهد. این پدیده ی کم نظیر یکی از ارکان مشروعیت نظام و نشانه های وجود مردم سالاری واقعی در آن است.

مقام معظم رهبری در دیدار مدیران و مسوولان بخشهای خبری صدا و سیما تاریخ: ۲۱/۱۲/۱۳۶۹

فرض کنیم جمهوری اسلامی به تکیه گاه هایی که امروز به آنها متکی است- ایمان مردم - اعتقاد دینی آنها به نظام و مسوولان نظام- امیدشان- شجاعتشان- پیوستگی هایی که بین مردم و مسوولان وجود دارد- متکی نبود آنگاه چه اتفاقی می افتاد؟ این حوادث و این حقایق تقریبا در هیچ جای دنیا به این شکل نیست. ملت ما ملتی است که با مسوولانش - هم رابطه ی فکری دارد- هم رابطه ی عاطفی دارد- هم ایمان دینی اش به او حکم می کند که از این مسوولان متابعت کند- هم با آنها بده  وبستان فکری دارد- از آنها حرف می شنود و به آنها حرف می گوید. این وضعی که الان در کشور ما وجود دارد نظیر آن نه در کشورهای برخوردار از دمکراسی غربی وجود دارد و نه در کشورهایی که شکل های استبدادی حکومتهای سوسیایستی و حزبی را داشت- و به طریق اولی - نه در این کشورهایی که دیکتاتوری فردی حاکم است- یعنی حکومتهای پادشاهی و یا روسای شبه پادشاهی.

اگر این چیزی که الان در ایران هست وجود نداشت اگر در این یازده سال اول انقلاب پیوند دینی مردم با امام نبود که یک اشاره ی ایشان دلها را منقلب و عقاید را هدایت می کرد و اصلا  نیروها را بسیج می نمود اگر این عشق مردم به امام و این اعتقاد آنها به اسلام- که این نظام را نماینده ی اسلام می دانند- نبود شما ببینید این رادیو ها و این خبر ها و این تحریکاتی که می شود و این ظرافتهایی که در بیان خبر و تنظیم خبرهای خارجی بکار می رود چه می کرد و چه بر سر این نظام جمهوری اسلامی می آورد. چیز خیلی عجیبی می شد.

مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران ۱/۲/۱۳۷۹

مردمی بودن چیزی بالاتر از انتخاب شدن بوسیله ی مردم است. بعضی ها ممکن است در یک نظام دمکراتیک به شکل دمکراتیک هم انتخاب بشوند اما با مردم رابطه یی نداشته باشند اینها مردمی نیستند. در کشور اسلامی ما- مردمی بودن یک ارزش است: رئیس جمهور مردمی است- مسوولان مردمی اند و می خواهند مردمی باشند- هر کسی که بیشتر با مردم احساس همدردی و ابراز همدردی کند مردم به او علاقه ی بیشتری نشان می دهند. این هم یکی از امتیازات بزرگ  وضع کنونی ماست.

مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ زا ئران و مجاوران حضرت رضا ع مشهد مقدس ۶/۱/۱۳۷۹

معنای ولایت چیست ؟ بطور خلاصه معنایش این است که اسلام در نماز و روزه و زکات و اعمال فردی و عبادات خلاصه نمی شود اسلام دارای نظام سیاسی است حکومتی بر مبانی مقررات اسلامی پیش بینی شده است. در اصطلاح و عرف اسلامی نام حکومت ولایت است. ولایت چه طور حکومتی است؟ ولایت آن حکومتی است که شخص حاکم با آحاد مردم دارای پیوندهای محبت آمیز و عاطفی و فکری و عقیدتی است. آن حکومتی که زورکی باشد - آن حکومتی که با کودتا همراه باشد- آن حکومتی که حاکم عقاید مردمش را قبول نداشته باشد و افکار و احساسات مردمش را مورد اعتنا قرار ندهد - آن حکومتی که حاکم حتی در عرف خود مردم- مثل حکومتهای امروز دنیا - از امکانات خاص و از برخورداری های ویژه برخوردار باشد و برای او- منطقه ی ویژه یی برای تمتعات دنیوی وجود داشته باشد هیچ کدام به معنای ولایت نیست و ولایت یعنی آن حکومتی که در آن ارتباطات حاکم با مردم - ارتباطات فکری- عقیدتی- عاطفی- انسانی و محبت آمیز است- مردم به او متصل و پیوسته اند. به او علاقه مندند و او منشاء همه ی این نظام سیاسی و وظایف خود را از خدا می داند و خود را عبد و بنده ی خدا می انگارد. استکبار در ولایت وجود ندارد. حکومتی که اسلام معرفی می کند از دمکراسی های رایج دنیا مردمی تر است. با دلها و افکار و احساسات و عقاید و نیازهای فکری مردم ارتباط دارد. حکومت در خدمت مردم است.

بقیه بحث - ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 13:34  توسط حسین شاهد  | 

فصل اول

مردم سالاری دینی

انتخاب آگاهانه جمهوری اسلامی:

نظام جمهوری اسلامی با نهضت و انقلاب اسلامی ملت ایران با رهبری کم نظیر حضرت امام خمینی قدس سره در یک همه پرسی شکوهمند و با ۲ / ۹۸ درصد آرای موافق مردم به ثمر نشست و حیات طیبه خود را آغاز کرد. استکبار جهانی و دنباله های وابسته به آنان در داخل تلاش کرده و می کنند که انتخاب بزرگ مردم را نا آگاهانه جلوه دهند تا بتوانند مساله رفراندوم پیشنهادی خود را توجیه کنند. این اهانت بزرگی به مردم آگاه و متدین ایران اسلامی است. مردم بخوبی می دانستند چه می خواهند و به چه چیزی رای می دهند چرا که تقدیم دهها هزار شهید و جانباز و سالها زندان و پیوند عمیق مردم با اسلام و مراجع شیعه دارد.

ملت ما بروشنی بیان کرده است که دنبال چیست. ملت ما آن روزی که پشت سر امام قرار گرفتند- چه در دوران انقلاب - چه در دوران ۸ سال دفاع مقدس- و چند صد هزار جوان خود را در این راه دادند مشخص کردند که دنبال چه چیزی هستند. ملت دنبال دمکراسی غربی نبود. ملت مسلمان ما و کسانی که در دوران مبارزات زمام رژیم طاغوت- در زندانها آن رنجها را کشیدند و آن شلاقها را خوردند دنبال جمهوری غربی و فرهنگهای ملحد غربی و دمکراسی دروغین غرب و شرق نبودند. مادرانی که فرزندان خود- گاهی دو پسر- سه پسر- چهار پسر- یا داماد و شوهر خود را قربانی کرده اند و خم به ابرو نیاوردند و احساس افتخار کرده اند دنبال دمکراسی غربی و جمهوری دمکراتیک و امثال اینها نبودند. منشور واقعی انقلاب و خواست حقیقی مردم همان چیزی است که در قانون اساسی ما- بخصوص در اصول اول آن- منعکس شده است. مردم رشد معنوی و رفاه مادی را در سایه ی اسلام و به برکت اسلام و حاکمیت مقررات اسلامی خواستند الان هم همین را می خواهند.

ما هیچ ملتی را مثل ملت ایران سراغ نداریم که پای آرمانهای معنوی و الهی خودش را با خون چند صد هزار شهید امضا کرده باشد. ملت خود ما هم در گذشته چنین کار بزرگی را انجام نداده است که در این دوره انجام داد. کشورهایی که دمکراسی غربی را تجربه کرده اند ما دیدیم به چه فلاکت و ذلتی افتادند و چه گونه بنام دمکراسی پنجه های طماعان غرب و بخصوص امریکا در دوره ی اخیر در جسم جان آن مردم فرو رفت و همه چیز آنها را به یغما برد. مردم ما دنبال این نوع دمکراسی نبودند. امروز هم ملت ما بدنبال تحقق آرمانهای اسلامی است که در درجه اول - عدالت و معنویت و آزادی- به معنای حقیقی اسلامی - و استقلال کشور از شر قدرتهای بیگانه و متجاوز خارجی است اینها چیزهایی است که ملت ما بدنبال آن هستند برای آن فداکاری کردند و بعد از این هم برای آن فداکاری خواهند کرد. ملت باید مراقب و هوشیار باشند تا دشمن نتواند با روشهای موذیانه - چه امنیتی - چه سیاسی و چه تبلیغاتی - در صفوف آنها نفوذ کند.

منشور رسمی و قانونی انقلاب و کشور عبارت است از قانون اساسی ما. همه ی چیزهایی که برای اداره امور ملت لازم است به شکل متین و مستحکمی در این منشور وجود دارد. منشور معنوی انقلاب هم وصیتنامه ی امام و وصیتنامه های شهداست. این وصیتنامه ها را بخوانید و ببینید شهدا که در میدان جنگ جان خود را فدا کردند برای چه فدا کردند و دنبال چه بودند. مگر می شود از مجموعه ی فداکاریها و آرمانهای یک ملت کسی به این آسانی دست بشوید؟! اینها راه ماست اینها مایه های سعادت ماست که باید دنبال کنیم.

برای آگاهی این بحث ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:49  توسط حسین شاهد  | 

مردمسالاری دینی

۱)) مردمسالاری دینی چیست؟

۲)) خصوصیات مردم سالاری دینی

۳)) مردم سالاری غربی

از دیدگاه مقام عظمای ولایت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

سید علی خامنه ای

این مبحث در چند فصل مورد بررسی قرار می گیرد.

پیشگفتار:

غرب در رویکرد خود بعلم دست به یک اشتباه تاریخی زد. جدا کردن علم از دین و منزوی ساختن دین از متن جامعه و رفتارها و نظامات سیاسی- اجتماعی و اقتصادی و محدود نمودن آن به رابطه فردی با خالق. چندین قرن است که بشریت را در وادی مادیت بدون معنویت کشانده و به انواع فسادها و تباهی ها- مبتلا ساخته است. در این رویکرد غلط عوامل صهیونیسم نقش مهمی بعهده داشتند که روز به روز این تاثیر گذاری بیشتر آشکار می گردد.

از جمله تباهی هایی که از رهگذر رویکرد ضد دینی غرب و در پی رشد اعجاب آور علم و تکنولوژی- گریبان بشریت را گرفت دمکراسی لیبرالیسم است. دمکراسی نظامی سیاسی است که رویکرد ظاهری آن تکیه بر آراء مردم برای انتخاب متولیان و گردانندگان اصلی و کلیدی کشورهاست. اما رویکرد پنهانی آن- بخاطر بلیه جدایی علم از دین و محور شدن انسان بی ایمان- نقش آفرینی صاحبان سرمایه و زور مداران در جلب و سمت دهی به آراء مردم است. سالهاست که دمکراسی های غربی- با فریب افکار عمومی خود را نظامی وابسته به آراء مردم قلمداد می کنند در حالیکه انبوه تبلیغات رسانه های رنگارنگ- قدرت فکر و ادراک عمق مسائل را از آنان گرفته است و در نهایت این نظامهای سیاسی تنها منافع کمپانیها و موسسات و سرمایه داران و احزاب وابسته به سرمایه و قدرت را تامین نموده اند.

انقلاب اسلامی ایران با طرح جدید خود مبتنی بر آمیختگی ذاتی دین با مردم سالاری و ارائه الگوی موفق جمهوری اسلامی ایران- اشتباه تاریخی غرب را در رویکرد خود و در دمکراسی مبتنی بر لیبرالیسم نمایاند و نظامهای آنان را به چالشی بزرگ کشاند. مردم ئنیا نیز این فرصت را یافتند تا از ورای تبلیغات غرب - نقش معنویت و هدایت را در آراء مردم در این الگوی جدید در یابند و دستهای پنهان زر سالاران و قدرت طلبان را در پس نظامهای به ظاهر دموکراسی خود کشف کنند.

اگر چه غرب با قدرت اهریمنی تبلیغاتی و روانی خود تلاش می کند تا با وارد کردن اتهامات بی اساس و فریب افکار عمومی- مردم سالاری دینی را غیر موفق جلوه دهد و درخشندگی های آن را تیره نشان دهد لیکن در این امر نیز چندان موفق نشده است به گونه ای که ناگزیر شده تا به شیوه جدیدی روی آورده و با اشغال نظامی کشورها به تحمیل مسئولین وابسته به سیاستهای خود اقدام نماید!!!. در هر حال مردم سالاری دینی در حال شکوفایی است. گرایش جهان اسلام و افکار عمومی ملت ها به این نظام الهی و مردمی در حال گسترش است و هر اندازه مسئولین جمهوری اسلامی- آرمانی و ارزشی حرکت کنند بر جاذبه ها و بر موفقیت این نظام خواهد افزود. شناخت مردم سالاری دینی و ویژگیهای آن و نیز وجوه تمایز آن از سایر مردم سالاری های دنیا برای مردم بزرگ و فهیم ایران و بویژه حافظان دستاوردهای انقلاب- سپاهیان- بسیجیان- ارتشیان و نیروهای انتظامی و خیل آزادگان جهان بسیار مهم است. این مجموعه (مبحث ) گزیده ای از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه است که می تواند مایه های اصلی این شناخت باشد. که در چند فصل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

 

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 18:38  توسط حسین شاهد  | 

سلام- افتخاری است برای این وبلاگ که یک مقاله از آن بعنوان منتخب بر گزیده شده و توسط سایت ایسنا خبرگزاری دانشجویان ایران و در سایت مزبور نمایش داده شده است. برای اطلاع از آن ادامه مطلب را کلیک کنید.این مطلب بنام وتاریخ زیر در این وبلاگ نوشته شده بود. پیشاپیش عید مبعث مبارکباد ۲۵/۵/۸۵

Buy K // at Amazon.com - amazon.com

Free Shipping on Over 40,000 Styles. Summer Shoe Sale - Save up to 40%

Results

معرفت دینی

معرفت دینی - ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره ... ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم ...

  • www.isna.ir

    http://h-shahed-k.blogfa.com

  • www.isna.ir/Main/NewsDownload.aspx?ID=772966
  • Cached page
  • ISNA - 08-19-2006 - 85/5/28 - سرويس: / نگاهي به وبلاگ ...
  • ... سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "معرفت ديني" به نشاني http://h-shahed-k.blogfa.com در ...
  • SPONSORED SITES


  • ادامه مطلب
      نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 23:40  توسط حسین شاهد  | 

    السلام علیک یا مهدی عج

     

    حضرت رسول اکرم ص: افضل العباده انتظار الفرج-- برترین عبادت انتظار فرج است.

    میلاد

    با سعادت

    یگانه منجی عالم بشریت

    آخرین وصی حضرت رسول اکرم ( ص )بر عاشقان و منتظران ظهورش و تمام مومنان

    مبارک و تهنیت باد

    زمینه سازی برای حل مسئله غیبت حضرت مهدی ( عج )

    از آنجا که امام عسکری ع می دانست مشیت الهی بر غیبت فرزند عزیزش تعلق می گیرد. کوشید تا مساله غیبت آن حضرت را در زمان حیات خود حل کند و افکار عمومی را برای پذیرش حادثه ای مهم که تا آن زمان سابقه نداشت آماده سازد.

    البته روایاتی معتبر که از پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع در باره غیبت دوازدهمین پیشوا رسیده بود زمینه را برای پذیرش این امر مهم آماده کرده بود. ولی دشوارترین رسالتی که امام حسن عسکری ع بر عهده داشت این بود که مسلمانان را آگاه کند که زمان غیبت فرا رسیده است و فرزند بزرگوارش مصداق آن روایات و همان قائم آل محمد ص است از این جهت به دو اقدام دست زد:

    ۱)) پنهان داشتن فرزند خود از چشم مردم و نشان دادنش به خواص: امام ع افزون بر این ارتباط خود را نیز با مردم محدود کرد و تنها با شماری خاص مرتبط بود و از طریق مکاتبه و تعیین نماینده با شیعیان رابطه بر قرار می کرد تا بدین وسیله با غیبت امام به یکباره از هم نپاشند.

    ۲)) تبیین و تشریح موضوع غیبت و انتظار فرج در اذهان مسلمانان: آن حضرت این موضوع را از گذر بیانیه ها- اعلامیه ها و نامه های مختلف تبیین می کرد.

    معتمد عباسی- بشدت از امام عسکری ع مراقبت می کرد و جاسوسانی تحت عنوان پزشک معالج یا خدمتکار- در خانه امام گماشته بود تا زندگی امام ع را از نزدیک زیر نظر بگیرند و دریابند که آیا امام صاحب فرزندی ذکور هست یا نه.

    سرانجام معتمد که می دید توجه مردم روز به روز به امام ع بیشتر می شود و مراقبت و زندان اثری معکوس دارد تصمیم به قتل امام ع گرفت و آن حضرت را پنهانی مسموم کرد. امام ع پس از هشت روز بستری شدن در هشتم ماه ربیع الاول دویست و شصت هجری به سرای جاوید شتافت و در کنار پدر گرامی اش در سامراء بخاک سپرده شد.

    زندگانی حضرت امام زمان ( عج )

    دوازدهمین امام معصوم و آخرین وصی پیامبر خدا ص در سپیده دم جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری در سامراء چشم بجهان گشود. ( صلوات ) از مشهورترین لقب هایش مهدی- -- قائم--- حجت--- بقیه الله-- است. پدر گرامی اش پیشوای یازدهم - حضرت امام حسن عسکری ع و مادر ارجمندش نرجس دختر یشوعا پسر قیصر روم و از نسل شمعون یکی از حواریون حضرت مسیح ع است.

    ادامه مطلب را کلیک کنید

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 18:57  توسط حسین شاهد  | 

    نیکی به پدر و مادر

    خداوند حکیم احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از دستورات مشروع آنان را در آیات متعددی از قران یاد آوری فرموده و نیکی به آنان را پس از عبادت خویش ذکر کرده است: وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا ( اسراء:۲۳ ) خدای تو حکم کرد که جز او هیچ کس را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.

    در ادامه آیه فرزندان را به مهربانی - برخورد نیک و سخن و رفتار متواضعانه نسبت به پدر و مادر فرمان می دهد. فلا تقل لهما اف ولا تنهر هما وقل لهما قولا کریما واخفض لهما جناح الذل من الرحمه وقل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا ( اسراء:۲۳و۲۴ ) ... به آنان اف ( اوه ) نگو و آزار به آنان نرسان و با ایشان از روی تکریم سخن بگو پیوسته پرو بال تواضع و کوچکی را با رحمت و مهربانی برایشان بگستر و بگو پروردگارا چنان که آنان مرا در کودکی پرورش دادند تو در حق آنان رحمت و مهربانی فرما.

    در این آیه خداوند از گفتن اوه ( اف ) به پدر و مادر که نشانه پائین ترین درجه اظهار ناراحتی است نهی فرموده ودر روایتی نیز آمده است که اگر کلمه ای پائین تر از اف وجود می داشت از آن نیز نهی می شد یعنی خداوند اجازه نداده است حتی در شرایط کهولت سن پدر و مادر که معمولا پر توقع و پر زحمت می شوند فرزند حداقل ناراحتی را در مقابل آنان ابراز کند تا چه رسد به اینکه بر سر آنان فریاد بکشد و پرخاش کند.

    پیامبر گرامی ص فرمود: خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر و نارضایتی پروردگار در ناخرسندی پدر و مادر است.

    شخصی بدیدار رسول خدا ص شرفیاب شد و گفت: از شهر و دیار و پدر و مادر خویش بریده و بسوی شما آمده ام تا مسلمان شوم وبا شما بیعت کنم. در آن لحظه که عازم سفر بودم پدر و مادرم می گریستند. پیامبر ص فرمود: بر گرد و پدر و مادرت را شاد کن سپس پیش ما بیا ودر کنار ما باش. آن مرد نیز بدستور آن حضرت عمل کرد.

    شخص دیگری خدمت آن حضرت رسید و درخواست نصحیحت کرد رسول خدا ص فرمود: پدر و مادرت را اطاعت کن و به ایشان نیکی نما چه زنده باشند و چه مرده.

    احترام به پدر و مادر پس از مرگ

    وظیفه انسان نسبت به پدر و مادر با مرگشان پایان نمی پذیرد زیرا مرگ نیستی و نابودی نیست که رسالت انسان نیز پایان پذیرد. بلکه آنان از منزلی به منزل دیگری قدم گذاشته و در جهان برزخ به سر می برند و نیکی های فرزندان به آنان می رسد. فرزندان باید برایشان توشه ای بفرستند و اگر تکلیف واجبی از آنان ترک شده یا بدهی بدیگران دارند برای انجام و پرداخت آن اقدام کنند و آنان را از گرفتاری نجات دهند. برای پدر و مادر و به نیت آنان نماز بخوانند و روزه بگیرند و برایشان صدقات و خیرات دهند. گرسنگان را از طرف آنان سیر کنند و برهنگان را بپوشانند و به مشکلات خانواده های محروم و گرفتار رسیدگی کرده به نیابت از آنان زیارت و حج کنند و ثواب کارهای خود را بروح آنان هدیه نمایند و گاهی بزیارت قبر آنان رفته و برایشان قران بخوانند. پیامبر گرامی اسلام ص در این باره فرمود: سید الابرار یوم القیمه رجل بر والدیه بعد موتهما-- در روز قیامت سرور نیکوکاران کسی است که پس از مرگ پدر و مادر نیز به آنها نیکی کرده باشد.

    اهمیت ویژه احترام مادر

    از روایات امامان معصوم ع استفاده می شود که احترام مادر بالاتر از احترام پدر است. چنانکه امام صادق ع فرمود: شخصی از پیامبر اکرم ص در باره نیکی کردن به پدر و مادر پرسید: حضرت در پاسخ ابتدا سه بار فرمود: به مادرت نیکی کن. سپس سه بار فرمود: به پدرت نیکی کن.

    همچنین نقل شده است که شخصی از آن حضرت پرسید: ای رسول خدا ص به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد به چه کسی ؟ فرمود: مادرت. پرسید: بعد از آن چه کسی . فرمود: پدرت.

    آثار نیکی به پدر و مادر

    خدمت و نیکی به هر کس- آثار و فواید ارزنده ای در دنیا و آخرت دارد ولی احترام و نیکی به پدر و مادر از اهمیت بیشتری برخوردار بوده- آثار مهمتری در بر دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم: ((۱)) همنشینی با پیامبران در بهشت. ((۲)) طولانی شدن عمر. ((۳)) برخورداری از ثواب حج قبول شده.((۴)) خشنودی پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار ع. ((۵)) مرگ آسان. ((۶)) نیکی فرزندان به انسان.

     

     

    التماس دعا

     

      نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 13:17  توسط حسین شاهد  | 

    ایمان و عمل بهترین عامل دوست یابی

    مقدمه: چون ریشه از هم پاشیدن بسیاری از دوستی ها رامی کاویم. به این نتیجه می رسیم که اگر دوستی بر پایه های لرزان و زود گذر بنا شود بقا و دوام ندارد. هرگاه پول- ثروت- جمال - زیبایی - مقام و رتبه یا یکی دیگر از عمامل مادی و دنیایی انگیزه محبت و دوستی باشد عمری کوتاه خواهد داشت و همواره از پایه ارزان است.

    اگر دوستی ها بر پایه ایمان و هدفهای مذهبی استوار شود نه تنها برای جامعه ارزنده و سودمند است. بلکه جوابگوی غریزه اصیل انسانی یعنی خویشتن دوستی نیز خواهد بود. چون بحساب این غریزه است که انسان می خواهد در جامعه همگان به وی علاقه مند بوده و او را دوست بدارند. انسان می تواند در پرتو ایمان و کردار شایسته این غریزه تشنه را هم سیراب کند و تا هر کجا که اشعه تابناک ایمانش پرتو افکند بهمان نسبت به تعداد دوستان و شدت علاقه مردم نسبت  بخود بیفزاید. آنکه به روز واپسین معتقد است و می داند که رفتار و کردار او در آن روز کاملا بر رسی و سزا داده می شود همواره می کوشد که رفتاری انسانی و شایسته داشته باشد تا از پاداشهای بزرگ آن جهان بر خوردار گردد.

    لذا بنده اخیرا با شخصی بنام  آقا مهدی شهرت... ولی آدرس سایت بشرح زیر بوده که حتما مراجعه خواهید کرد زیرا این شخص واقعا یک فرد به تمام معنا دوست واقعی و از تمام خصوصیات انسانی و اخلاقی و اجتماعی بر خوردار است که به پاس جوانمردی هایش تنها یکی از خصوصیات ایشان را با پرتوی از قران مجید و احادیث تقدیم حضورتان میکنم و توصیه میکنم حتما به آدرس ایشان مراجعه فرمائید و با ایشان آشنا شوید:http://www.khademane-velayat.blogfa.com

    ادب

    ادب یعنی انجام دادن یک کار اختیاری که از نظر عقل یا دین مشروع باشد. شاید برخی گمان کنند که اخلاق و آداب یکی هستند در حالیکه چنین نیست زیرا اخلاق عبارت است از ملکه های پرنفوذ روحی که با جان انسانها آمیخته است ولی آداب شکل و هیات های زیبایی است که اعمال انسان با آن متصف می شود و میان این دو تفاوت بسیار است.

    رابطه عقل و ادب

    ۱)) ادب خاص خردمندان است پس کسی که ادب ندارد خردمند نیست . رسول اکرم ص فرمود: لا ادب لمن لا عقل له- بی خرد را ادب نیست.

    ۲)) خردمندان باید مودب باشند: امیر مومنان ع فرمود: کل شیء محتاج الی العقل والعقل محتاج الی الادب - هر چیزی نیاز به خرد دارد و خرد نیاز مند ادب است.

    ۳)) ریشه ادب عقل است: همان حضرت فرمود: الادب فی الانسان کشجره اصلها العقل- ادب آدمی چون درختی است که ریشه اش خرد است.

    ۴)) ادب موجب افروختگی و زیادتی عقل است همان امام فرمود: همانگونه که آتش با هیزم افروخته می شود خردت را با ادب افروخته کن.

     

    شکوفه های ادب

    چنانکه یاد شد ریشه درخت ادب را خرد انسان تشکیل داده است پس شایسته است چنین درخت خوش ریشه ای میوه هایی گرانقدر و ارزنده به بار آورد و چنین نیز هست. برخی از ثمرات ادب بدین شرح است:

    ۱)) حسن خلق: انسان با ادب بطور طبیعی خوش سیرت و خوش بر خورد بار می آید و با همنوعان خود با گشاده رویی مواجه می شود. حضرت علی ع می فرماید: خوش خلقی میوه ادب است.

    ۲))خود سازی: ادب نیکو سبب می شود که انسان به پاکسازی درون خود بپردازد صفات نکوهیده را از خویش دور سازد و فضایل اخلاقی را جایگزین آن نماید. امیر مومنان ع فرمود: زیبایی ادب سبب پاکسازی خوی هاست.

    ۳)) بهشتی کردن اطرافیان: انسان مودب محیط زندگی خود و اطرافیانش را به بهشت برین بدل می سازد او چون فرشته ای است که همواره صفا و صمیمیت و معنویت را با عطر ادب میان معاشران خود تقسیم می کندودر نهایت ادب زیبای او سبب می شود که آنان را به بهشت جاودان نیز رهنمون سازد. حضرت صادق ع فرمود: مومن همواره برای خاندان خویش علم و ادب نیکو بر جای می گذارد تا آنها را وارد بهشت سازد. از کوچک و بزرگ گرفته تا خدمتگزار و همسایه همه را در بهشت خواهد یافت.

    کلام آخر

    ادب پیامبر (ص): ((۱ )) هنگام سخن گفتن تبسم می نمود و حتی با دیگران شوخی می کرد.ولی جز سخن حق بر زبان نمی راند. ((۲)) امیرمومنان ع فرمود: هرگز دیده نشد که پیامبر ص پایش را جلوی کسی دراز کند.((۳)) امام صادق ع فرمود: هرگاه کسی خدمت پیامبر ص بود آن حضرت لباس و زینت خود را از تن خارج نمی ساخت. ((۴)) معروف است که آن حضرت در سلام کردن از دیگران پیشی می گرفت.((۵)) امیر مومنان ع فرمود: رسول اکرم ص هنگام مصافحه دست خود را از دست دیگران نمی کشید. ((۶)) هنگام خداحافظی برای مومنان دعا می کرد. ((۷)) هر کس آن حضرت را صدا می کرد در پاسخ می فرمود: لبیک((۸))همواره خود را می آراست و می فرمود: خدا دوست دارد که بنده اش هر وقت برای دیدار برادران خود از خانه خارج می شود آماده و آراسته باشد. ((۹)) حضرت موسی بن جعفر ع فرمود: هنگامی که برای پیامبر ص مهمان می رسید حضرت با او غذا می خورد و تا مهمان دست از غذا نمی کشید پیامبر ص به خوردن ادامه می داد.

    خلاصه در اخلاق اسلامی: عناوین گوناگونی چون حسن خلق- مدارا- خوش گمانی- مصافحه- سلام و احوالپرسی- خوشرویی و... آداب و رسوم مردم داری را تبیین می کنند. که همه این موارد جزئی از خصوصیات بارز این دوست عزیز و گرامی و گل گلستان من وجود دارد. که امیدوارم همیشه در پناه حضرت حق موفق و سربلند و سرافراز باشد.

     

      نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 0:24  توسط حسین شاهد  | 

    ادیان

    مقدمه: اصولا اعتقاد به دین امری فطری و غریزی است و انسان از بدو آفرینش می خواسته چیزی را بپرستد و بدان تکیه کند بدینجهت از پرستش پدیده های طبیعی و بت به پرستش خدای واحد رسیده است بنابراین تاریخ ادیان جهان به دو دوره تقسیم می شود دوره اول از زمان پیدایش انسان تا ظهور حضرت ابراهیم و دوره دوم از ظهور حضرت ابراهیم و دعوت به یکتا پرستی.

    در این بخش به بر رسی ادیان از زمانهای قدیم تاکنون می پردازیم ( بنابر اهمیت دین مبین اسلام بررسی را با این دین آغاز می کنیم).

    اسلام: آورنده این دین حضرت محمد بن عبدالله ص خاتم الانبیاء است. آنحضرت در ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل برابر با ۵۷۰ میلادی در شهر مکه متولد شدند. مدتی از شیر مادر تغذیه کردند و سپس به دایه ای بنام حلیمه سعدیه سپرده شدند. ایشان در ایام جوانی بعلت راستی و درستی به محمد امین معروف شدند. در بیست و پنج سالگی با حضرت خدیجه س ازدواج نمودند. در چهل سالگی از طرف خداوند به پیامبری مبعوث شدند( ۲۷ رجب ۶۱۰ میلادی)- در ربیع الاول ۶۲۲ میلادی از مکه به مدینه هجرت نمودند که این سال مبداء تواریخ شمسی و قمری می باشد. پس از ۲۳ سال دعوت به یکتا پرستی و افراشتن پرچم توحید در ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری برابر با ۶۳۲ میلادی دعوت حق را لبیک و به سرای باقی شتافتند.

    پیروان دین مبین اسلام امروزه متجاوز از یک میلیارد نفر می باشند که در سرتاسر گیتی پراکنده اند. کتاب مقدس مسلمین قران کریم است که مشتمل بر ۱۱۴ سوره می باشد قران در زمان خلافت عثمان جمع آوری و تدوین گردید. قران مجموع وحی هایی است که از طرف خداوند بر پیامبر ص نازل گردیده اند. کاتبان قران را ۶ نفر نام برده اند که عبارتند از: حضرت علی ع -- عبدالله بن مسعود-- معاذبن جبل-- ابی بن کعب-- زید بن ثابت-- عثمان بن عفان.

    فرستادگان پیامبر ص به سرزمینهای مختلف جهان جهت ابلاغ اوامر و تقدیم نامه ایشان عبارتند از: ( ۱) عبدالله بن حذافه- ایران .(۲)دحیه کلبی- روم. (۳) عمروبن امیه- حبشه.(۴) حاطب بن ابی بلتعه- اسکندریه.(۵) شجاع بن وهب- شام.(۶) سلیط بن عمرو- یمامه.(۷) علاء حضرمی- بحرین.

    خلفای اسلامی: پس از وفات پیامبر ص حکومت خلفای راشدین آغاز می شود که عبارتند از: ((۱)) ابوبکر- مدت خلافت ۲ سال و ۴ ماه.((۲)) عمربن خطاب- مدت خلافت ۱۰سال و ۶ ماه.((۳)) عثمان- مدت خلافت ۱۲ سال.((۴)) علی بن ابیطالب ع - مدت خلافت ( ظاهری) ۴ سال و ۸ ماه و ۲۶ روز.

    بنی امیه: ( ۴۱--۱۳۲ ه.ق ): معاویه بن ابوسفیان-- یزید بن معاویه-- معاویه بن یزید-- عبدالملک بن مروان-- ولید بن عبدالملک-- سلیمان بن عبدالملک-- عمر بن عبدالعزیز-- یزید بن عبدالملک-- هشام بن عبدالملک-- ابراهیم بن ولید-- مروان بن محمد بن مروان.

    بنی عباس: ( ۱۳۲-- ۶۵۶ ه.ق ): عبدالله بن عباس-- عبدالله بن سفاح-- ابوجعفر المنصور-- محمد المهدی-- موسی الهادی-- هارون الرشید-- محمد الامین-- عبدالله المامون-- محمد المعتصم-- ابوجعفر هارون-- جعفر المتوکل-- محمد المتوکل-- محمد المنتصر-- ابن العباس-- المعتز بالله-- محمد المهدی-- احمد المعتمد-- احمدالمعتضد-- منصورالمستنصر-- علی المکتفی-- جعفر المعتز-- ابو منصور محمد القاهر-- عباس الراضی بالله-- ابراهیم المتقی-- ابوبکرالطالع-- احمدالقادر-- عبدالله القائم-- عبدالله المقتدی-- احمد المستظهربالله-- فضلالمنصور-- محمدالمتقی-- یوسف-- حسن المستضی-- احمد الناصر الدین-- محمد الطاهر-- عبدالله المستعصم بالله ( که بدست هلاکوخان کشته شد).

    مذاهب دین مبین اسلام: الف)) تسنن ب)) تشیع

    جمع بندی مذاهب اسلام

    زیدیه-- سلیمانیه-- تبریه- ۳ فرقه

    رافضیان :کیسانیه ۸ فرقه--امامیه ۱۵ فرقه-- جارودیه ۴ فرقه

    خوارج: ۲۰ فرقه-- معتزله: ۲۲ فرقه

    جمع کل: ۷۲ فرقه

    و بقول حافظ:

    جنگ هفتاد دو ملت همه را عذر بنه** چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

    اگر طالب آشنایی با این فرقه ها و ادیان دیگر هستید ادامه مطلب را کلیک کنید

     

     


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 18:52  توسط حسین شاهد  | 

    (الف)مکتبهای سیاسی

    ۱)) امپریالیسم:

                      به حکومتی گویند که قدرت و وسعت فراوانی داشته باشد و ملل مختلف را زیر نفوذ و سلطه خویش قرار دهد. امپراطوریهای بزرگ و استعمارگران تاریخ از آن جمله اند.

    ۲)) سوسیالیسم:

                     یعنی مرام تعدیل ثروت و جلوگیری از تمرکز سرمایه در دست عده ی معدود و سهیم ساختن مردم در منافع و مواهب اجتماعی و طبیعی و کنترل کردن دولت تمام موسسات اقتصادی را به نحوی که به نفع اکثریت باشد. البته نظریه خوبی است ولی متاسفانه آنطوریکه باید و شاید اجرا نگردیده است.

    ۳)) دموکراسی:

                      حکومت مردم بر مردم را گویند. از زمان یونان باستان حکومت دموکراسی منتها به شکل تکامل نیافته وجود داشته اما امروز بطوری که گفته می شود در بعضی از کشورها حکومت دموکراسی وجود دارد و بخصوص پس از انقلاب کبیر فرانسه رشد چشمگیری داشته است.

    ۴)) ناسیونالیسم:

                       مسلکی است که در آن به ملت اصالت داده می شود و در واقع ملی گرائی و وطن پرستی است ناسیونالیسم وقتی به افراط کشیده شود زمامداران آن معتقد می شوند که نسبت به سایر ملل بر تری دارند و همین انگیزه باعث بروز جنگهای خانمانسوز می شود.

    ۵)) فاشیسم:

                      در این شیوه حکومت جنگ لازم و ضروری است و ملت همیشه باید آماده رزم باشد و دولت هم بفکر و عمل و قدرت افراد باید نظارت داشته باشد- فاشیستها معتقدند که در اداره کشور وجود احزاب متعدد لازم نیست بلکه یک حزب کافی بنظر می رسد- نمونه این مکتب را در آلمان نازی زمان هیتلر و روسیه استالین و ایتالیای زمان موسولینی بخوبی می توان مشاهده کرد.

    ۶)) فئو دالیسم:

                       در اصطلاح حکومت مالکان و اشراف را گویند که رعایای خود را از هر حقوقی محروم می سازند. سیستمهای روستائی ارباب و رعیتی نمونه این مکتب بجا مانده از قرون وسطی می باشند.

    ۷)) کاپیتالیسم:

                        یا سرمایه داری عبارت است از وجود مالکیتهای بزرگ شخصی بطوری که کارخانجات و معادن کشور را در اختیار خود داشته باشند. و کارگران را استثمار کنند این سرمایه داران معدود با اتحاد هم تشکیل کارتلها - تراست بدهند- تا جنسی را بهر قیمتی که می خواهند عرضه کنند. شرکتهای بزرگ چند ملیتی نمونه هائی از این سیستم بشمار می روند.

    ۸)) کمونیسم:

                      مسلکی است که بر اساس لغو مالکیت فردی و اشتراک قرار دارد در حقیقت سوسیالیزم افراطی می باشد که در این نوع حکومت مالکیت اشتراکی است و هر کسی بقدر نیاز خود می تواند از منافع عمومی استفاده کند دولت همه امور اجتماعی و اقتصادی جامعه را به نفع مردم کنترل و در آنها دخالت می نماید.

    برای آشنایی با اصطلاحات و واژه های مهم فلسفی - سیاسی- علمی و ادبی و علم اقتصاد

    ( حتما مروری بکنید ارزش دیدن را دارد)

    ادامه مطلب را کلیک کنید.

                       


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 12:19  توسط حسین شاهد  | 

    فصل دوازدهم

     

    رسانه های گروهی

    از آنجا که وسائل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی هر جامعه می تواند در رشد و تعالی انسانها و جوامع نقش داشته باشد و نوعی هدایت عمومی را به عهده بگیرد یا بر عکس نقشی مخرب و ویرانگر داشته باشد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن بیان اهمیت نقش آنها نظرات خود را که متاثر از مبانی اسلامی است بیان کرده است.

    صدا و سیما:

    امروزه صدا و سیما بخاطر امتیازات بر جسته و فوق العاده ای که در اجرای برنامه های متنوع سیاسی- اجتماعی- اقتصادی- فرهنگی و اخلاقی دارد دارای اهمیت زیادی است. گستردگی حوزه فعالیت این رسانه و کثرت بینندگان و شنوندگان و سلیقه های مختلف آنان ایجاب می کند که این رسانه همگانی باشد و در انحصار افراد و گروهها و یا دولت قرار نگیرد. بهمین جهت اداره صدا و سیما به سازمانی مستقل واگذار شده تا بتواند ضمن رعایت آزادی بیان و افکار- نظم عمومی و اخلاق حسنه جامعه را مد نظر قرار دهد و ارائه کننده خدمت عمومی در زمینه تبلیغات و اخبار و اطلاعات آنهم در کمال بی طرفی باشدو نظارت و مراقبت بر برنامه های آن بمنظور جلوگیری از انحراف امری ضروری تلقی می شود.

    ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 17:45  توسط حسین شاهد  | 

    فصل یازدهم

    قوه قضاییه

    iran judiciary logo

    قوه قضاییه یکی از قوای سه گانه است که بر اساس قوانین - مقررات- رویه قضایی و عرف و عادت مسلم- به اختلافاتی که بین اشخاص یا بین افراد و دولت یا بین سازمانهای عمومی بروز می کند رسیدگی کرده با صدور احکام شرعی به دعاوی خاتمه می دهد.

    وظایف قوه قضاییه:

    قوه قضاییه قوه ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسوول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظایف زیر است:

    ۱)) رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلظمات- تعدیات- شکایات- حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه که قانون معین می کند.

    ۲)) احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادیهای مشروع.

    ۳)) نظارت بر حسن اجرای قوانین.

    ۴)) کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام.

    ۵)) اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

    ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 15:46  توسط حسین شاهد  | 

    فصل دهم

    نیروهای مسلح

    کشور ایران نخستین بار در زمان صفویان با سلاحهای مرگبار جدید آشنا شد. ایران در زمان قاجاریه در پی تحمل شکستهای مکرر از روسیه تزاری- احساس بیشتری به تقویت بنیه نظامی و مجهز شدن به سلاحهای روز کرد و سر انجام در حکومت ننگین پهلوی بخش زیادی از سرمایه ملت در جهت منافع منطقه ای بیگانگان صرف تقویت بنیه نظامی و تجهیز ارتش به سلاحهای آمریکایی گشت.

    نیروهای مسلح در ایران اسلامی با رشد و پیشرفتی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کردند و ایثار و فداکاری که در صحنه های مختلف انقلاب و جنگ تحمیلی از خود نشان دادند اساس و بنای یک نیروی مسلح مستقل و متکی بخود را پی ریخته و ایران اسلامی را در ردیف کشورهای قدرتمند جهان قرار داده است.

    ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 12:0  توسط حسین شاهد  | 

    فصل نهم

    قوه مجریه

    قوه مجریه یکی از قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران است که زیر نظر ولایت امر بر طبق قانون اساسی اعمال می گردد. رئیس این قوه پس از مقام رهبری عالیترین مقام رسمی کشور است و مسوولیت اجرای قانون اساسی و ریاست این قوه را- جز در مواردی که بطور مستقیم برهبری مربوط می شود. بر عهده دارد.

    شرایط ریاست جمهوری:

    از آنجا که ریاست جمهوری از موقعیت حساس و مهمی بر خوردار است قانون - شرایط سختی را برای احراز این مقام در نظر گرفته است این شرایط عبارتند از:

    ((۱)) از رجال سیاسی و مذهبی باشد. ((۲)) ایرانی الاصل باشد. ((۳)) تابع ایران باشد. ((۴)) دارای حسن سابقه و امانت و تقوا باشد. ((۵)) معتقد به مبانی جمهوری اسلامی باشد. ((۶)) معتقد به مذهب رسمی کشور باشد. ((۷)) مدیر و مدبر باشد.

    مراحل و چگونگی انتخاب رئیس جمهور:

    رئیس جمهور با رای مستقیم مردم و با اکثریت مطلق آرای شرکت کنندگان انتخاب می شود ولی هر گاه در دور نخست چنین اکثریتی بدست نیاورد روز جمعه بعد دوباره رای گرفته می شود. در دور دوم تنها دو نفر از نامزدها که در دور نخست آرای بیشتری داشته اند شرکت می کنند. چنانچه بعضی از نامزدها دارنده آرای بیشتر از شرکت در انتخابات منصرف شوند از میان بقیه دو نفر که در دور نخست بیش از دیگران رای داشته اند برای انتخاب مجدد معرفی می شوند.

    برای آگاهی از مطالب:مدت دوره ریاست جمهوری-وظایف و اختیارات ریاست جمهوری-معاونان و مشاوران ریاست جمهوری- هیات وزیران- مدت دوره وزارت- وظایف و مسوولیتهای وزیران و... ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 2:3  توسط حسین شاهد  | 

    دوستان

    چند روز نبودم --- نبودم از اینکه در کلینیک چند منظوره درد بیمارستان خاتم الانبیاء تهران زیر نظر پزشکان انواع آزمایشات و تصویر برداریهای مختلف را جهت درمان انجام می دادم. در نتیجه پس از سه روز آنالیز کامل بدن در ساعت ۳۰/۱۵ تاریخ ۷/۶/۸۵ کمیسیون عالی پزشکی متشکل از سیزده پزشک که دو نفرشان خارجی بودند تشکیل و به این نتیجه رسیدند که نمی توان برای بار سیزدهم عمل جراحی انجام داد لذا بمدت دو ماه دارو تجویز و در این مدت اگر  سی درصد بهبودی حاصل شد ادامه درمان با دارو انجام گیرد در غیر این صورت برای ادامه درمان بخارج از کشور اعزام شوم. قابل توجه آن است که هیچ یک از پزشکان جرات قبول مسوولیت عمل جراحی را نداشتند. آخر می دانید که ما قربانی سلاحهای شیرین بخصوص مواد شیمیایی دموکراسی و حقوق بشر !!!!!!! کشورهای غربی و شیطان بزرگ هستیم.

    لذا باز هم درد- باز هم رنج و عذاب- باز هم انتظار و باز هم... فعلا اگر مصلحت الهی باشد تا دو ماه دیگر همیشه بروزم. در این مدت خیلی از دوستان اظهار لطف کرده اند که از همگی آنها از صمیم دل سپاسگذارم. امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشند.

    تقدیم به دوستان بزرگوار 

    beija27

     

     

     

     
     

     

     

     

     

      نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 20:55  توسط حسین شاهد  | 

    السلام عليك

    يا نور چشم پيامبر خدا ص يا ابا عبدالله يا مظلوم كربلا يا ثار الله

    سوم شعبان سالروز فرخنده ميلاد سومين اختر آسمان ولايت و امامت حضرت امام حسين ع

    و روز پاسدار بر حضرت بقيه الله اعظم عج و نايب بر حقش ولي امر مسلمين و تمامي

    عاشقان عشق و ايثار و شهادت و تمامي پاسداران انقلاب اسلامي

    مبارك و تهنيت باد

    السلام عليك

    يا عباس يا ابوالفضل يا علمدار كربلا يا سقاي تشنه لب كربلا

    چهارم شعبان سالروز ميلاد فرخنده ي عباس بن علي يادگار حيدر كرار فاتح قلعه خيبر

    و سقاي تشنه لب دشت نينوا يار بي رياي حضرت ابا عبدالله الحسين ع

    و بزرگ جانباز تاريخ اسلام  و روز جانباز بر حضرت بقيه الله اعظم عج و نايب بر

    حقش ولي امر مسلمين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي( قدس سره)

    و تمامي عاشقان و جانبازان هميشه سر افراز مبارك و تهنيت باد

    السلام عليك

    يا علي بن الحسين يا سجاد امام الساجدين يا بيمار كربلا

    پنجم شعبان المعظم سالروز ميلاد فرخنده چهارمين اختر آسمان ولايت و امامت حضرت

    علي بن الحسين ع امام الساجدين و روز بيمار بر حضرت بقيه الله اعظم عج و نايب بر حقش

    ولي امر مسلمين و آفتاب فروزان ايران اسلامي و تداوم گر نهضت حسيني

    حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ( قدس سره ) و تمامي عاشقان ولايت و امامت و

    بيماران مبارك و تهنيت باد.

    براي آشنايي با زندگاني حضرت امام حسين ع و حضرت امام سجاد ع

    ادامه مطلب را كليك كنيد.

     


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 15:13  توسط حسین شاهد  | 

    فصل هشتم

    قوه مقننه

    ۱)) مجلس شورای اسلامی: مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که بطور مستقیم و با رای مخفی مردم انتخاب می شوند تشکیل می گردد.

    در انتخاب مستقیم رای دهندگان بدون واسطه نمایندگان خود را انتخاب می کنند. منظور از مخفی بودن رای آن است که رای دهندگان آزادند نام هر کاندیدایی را که بخواهند در ورقه رای بنویسند و هیچ کس نمی تواند در مقام تجسس و بازرسی بر آید و از نوع رای آنها اطلاع یابد. انتخابات مجلس منطقه ای و بر اساس حوزه های جغرافیایی انجام می گیرد و احراز نمایندگی ممکن است بر اساس اکثریت نسبی است.

    مجلس شورای اسلامی تعطیل بر دار نیست برای این منظور انتخابات هر دوره باید پیش از پایان دوره قبل بر گزار شود بطوری که کشور در هیچ زمان بدون مجلس نباشد. بنابراین هیچ مساله ای مانع انتخابات و تشکیل مجلس گردد مگر جنگ و اشغال نظامی کشور.

    شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان: در این زمینه در قانون اساسی چنین آمده است: شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را قانون معین خواهد کرد.

    منظور از قانون در اینجا مصوبه مجلس است که به تایید شورای نگهبان رسیده باشد. و منظور از کیفیت تعیین حوزه های انتخاباتی- چگونگی ثبت نام- شیوه رای گیری- شمارش آراء و شیوه احراز بر گزیدگان - نهادهای مسوول اجرای انتخابات- موارد ابطال و مسائلی از این قبیل است.

    الف) شرایط انتخاب کنندگان: (۱) تابعیت ایران (۲) شرط سن و عدم محجوریت: رای دهندگان باید بحدی از بلوغ و رشد رسیده باشد که بتواند با در نظر گرفتن مصالح جامعه رای دهد. در دوره اول مجلس- شرط سنی شانزده سال و در دوره های دوم و سوم پانزده سال تمام قرار داده شده بود.

    ب) شرایط انتخاب شوندگان: (۱) التزام به احکام اسلام (۲) تابعیت ایران (۳) حد اقل سن ۲۵ سال و حداکثر ۷۵ سال (۴) عدم اشتهار به فساد و نادرستی (۵) اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و ابراز وفاداری به قانون اساسی آن (۶)سواد خواندن و نوشتن بحد کافی (۷) سلامتی جسمی لازم جهت ایفای وظایف نمایندگی (۸) جزو محرومین از داوطلبی نباشد (۹) دارای مشاغلی نباشند که مانع کاندیداتوری آنان باشد. اینان به چند گروه تقسیم می شوند. مثل رئیس جمهور- مشاورین رئیس جمهور- اعضای شورای نگهبان- رئیس قوه قضاییه و...

    افتتاح مجلس شورای اسلامی: پس از بر گزاری انتخابات جلسات مجلس شورای اسلامی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت می یابد. نمایندگان در نخستین جلسه مجلس بایستی در برابر قران مجید بخدا سوگند یاد می کنند که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشند. نمایندگان اقلیت های مذهبی این سوگند را با ذکر کتاب آسمانی خود یاد خواهند کرد.

    برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید

     


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 2:2  توسط حسین شاهد  | 

    فصل هفتم

    خبرگان رهبری - مجمع تشخیص مصلحت نظام- شورای عالی امنیت ملی

    خبرگان رهبری: رهبری امام خمینی قدس سره بعلت برخورداری ایشان از ویژگی های بارز فردی و اجتماعی مقبولیت عامه پیدا کرده و مردم با راهپیمایی های میلیونی و اهدای جان و مال در راه اهدافش ایشان را به رهبری پذیرفتند. روشن است که مساله رهبری همیشه بدین شیوه نخواهد بود از این رو قانون اساسی تعیین رهبر بعد از امام خمینی قدس سره را به عهده خبرگان منتخب مردم گذارده است.

    شرایط رهبری بگونه ای است که عموم مردم نسبت به آن آگاهی ندارند و نمی توانند با شناخت قطعی در مورد آن اظهار نظر کنند برای مثال در مورد فقاهت- فقط کسانی می توانند اظهار نظر کنند که در ارزیابی استنباط شخص با توجه به حوادث واقعه خبره باشند.

    قانون اساسی برای اینکه مجلس خبرگان را از نفوذ هریک از قوای سه گانه دور نگاه بدارد وضع مقررات مربوط به تعداد و شرایط خبرگان- کیفیت انتخابات و آئین نامه داخلی این مجلس را بعهده خود آنان گذاشته است.

    برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 16:44  توسط حسین شاهد  | 

    فصل ششم

    رهبری

    به اعتقاد شیعه - امامان معصوم ع علاوه بر آنکه پس از پیامبر اکرم ص متصدی زمامداری جامعه اسلامی بوده اند یکی پس از دیگری از سوی خداوند رهبری مسلمانان را نیز بر عهده داشتند و اساسا در فرهنگ سیاسی اسلام رهبری و زمامداری قابل تفکیک نیستند. نظام ملحد غربی که خود را در پوشش دمکراسی پنهان کرده- اصل رهبری را منکر است و تنها به زمامداری آنهم در مفهوم ریاست و حکومت آن از طریق احزاب سیاسی و انتخابات عمومی اکتفا کرده است.

    در زمان غیبت اگر چه شخص معینی برای تصدی حکومت تعیین نشده ولی از سوی امامان معصوم ع در این زمینه معیارهایی بیان شده و مردم موظفند آن ملاکها و معیارها را در تعیین رهبر و زمامدار خود مد نظر قرار دهند.

    در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از اجتهاد مستمر فقیهان جامع الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین ع بعنوان یکی از پایه های نظام جمهوری اسلامی یاد شده است و ولایت امر و امامت امت در زمان غیبت حضرت ولی عصر عج بر عهده فقیه عادل و با تقوا- آگاه به زمان- شجاع - مدیر و مدبر گذاشته شده است.

    (( کسانیکه مایلند از ولایت فقیه بیشتر آگاهی داشته باشند به آرشیو مرداد ماه  همین وبلاگ که در ۸ فصل مورد بر رسی قرار گرفته مراجعه فرمایند))

    ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 15:18  توسط حسین شاهد  | 

    فصل پنجم

    اصول کلی نظام جمهوری اسلامی

    در علم جامعه شناسی انسان را مدنی بالطبع دانسته اند که عوامل فطری و اجتماعی - او را بزندگی دسته جمعی و تشکیل جامعه وادار ساخته است. این اجتماع برای پایداری و حفظ حقوق افراد نیاز به قواعد و سازمانی دارد که آن را اداره کند. حکومت و حاکمیت از مسائل جدید اجتماعی نیست بلکه بشر از همان ابتدای زندگی جمعی خود بدنبال آن بوده هر چند شکل آن در طول حیات بشر دستخوش تغییر و تحول بسیار شده است.

    شکل حکومتها:

    حکومتها از نظر شکل حکومتی به دو شکل بشری و الهی تقسیم می شوند:

    ۱) حکومتهای بشری بطور عمده بر سه قسمند: (( الف)) حکومت سلطنتی که در راس آن فردی بعنوان شاه یا ملکه بطور موروثی به سلطنت می رسد و بدون آنکه مسوولیت قانونی نسبت به اعمال خود داشته باشد اختیارات محدود یا نا محدودی را در اداره امور کشور دارد. (( ب )) در برابر حکومت فردی ( مانند حکومت سلطنتی) و حکومتهایمدعی مردمی بودن ( مانند حکومتهای دمکراتیک) نوع دیگری از حکومت وجود دارد که آن را باید حکومت یکی از لایه های اجتماعی یا گروهی اندک بر سایرین دانست و نام سیاسی آن (( الیگارشی )) است. انتخاب این لایه حاکم اگر بر اساس فضیلتهای گوناگون باشد آن را (( اریستوکراسی )) یا حکومت (( شایستگان )) می نامند. ((ج )) حکومتهای جمهوری که حکومت مردم سالار- حکومت مردم بر مردم یا همه سالاری نیز لقب گرفته اند. مدعای این حکومت آن است که مردم بطور مستقیم یا توسط نمایندگان خود در اداره کشور اعمال حاکمیت نقش داشته باشند.

    ۲) نوع دیگری که از همه تقسیمات سه گانه بالا متمایز است نظریه الهی قدرت و حکومت است و امروز تنها حکومت اسلامی ایران در این تقسیم بندی جای می گیرد. برای حکومت اسلامی نمی توان شکل خاصی را الزامی دانست چون در حکومت اسلامی حاکمیت از آن خداوند است و قوانین و مقررات الهی باید اجرا شود و حاکمیت به کسانی تفویض می گردد که بطور مستقیم یا غیر مستقیم از طرف او معین شده باشند و به هر شکلی از حکومت که امور فوق تحقق یابد حکومت اسلامی است و امروز با توجه به امکانات و شرایط زمان بهترین شکل جمهوری اسلامی تشخیص داده شده است.

    برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 0:43  توسط حسین شاهد  | 

    فصل چهارم

    قانون اساسی

    قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبین نهادهای فرهنگی- اجتماعی- سیاسی و اقتصادی جامعه ایران بر اساس اصول و ضوابط اسلامی است که انعکاس خواست قلبی امت اسلامی می باشد.

    چگونگی تصویب قانون اساسی:

                                              پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به فرمان حضرت امام خمینی (قدس سره) پیش نویس قانون اساسی از سوی دولت موقت تهیه شد. نخست وزیر دولت موقت در چهاردهم تیر ماه سال ۱۳۵۸ خطاب به وزیر کشور- دستور انجام انتخابات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی را صادر کرد. وزرارت کشور مقدمات انتخابات مجلس یاد شده را فراهم ساخت. برای انجام انتخابات در سراسر کشور پانزده هزار شعبه اخذ رای در نظر گرفته شد و سر انجام - انتخابات در دوازدهم مرداد سال ۱۳۵۸ بر گزار شد و۷۳ نماینده - بر مبنای هر پانصد هزار نفر یک نماینده - بعنوان خبرگان ملت بر گزیده شدند.

    مجلس خبرگان در محل مجلس سنای سابق کار خود را شروع کرد و پس از تعیین هیات رئیسه به تدوین آیین نامه داخلی پرداخت. مراحل بر رسی قوانین بر اساس آیین نامه مصوب خبرگان بدین صورت بود:

    برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 23:18  توسط حسین شاهد  | 

    فصل سوم

    نقاط عطف انقلاب اسلامی

    ۱)شهادت فرزند امام- آغاز مرحله جدید نهضت اسلامی:

    رژیم شاه با همدستی رژیم عراق در اول آبان ۱۳۵۶ ه.ش حاج سید مصطفی خمینی فرزند بزرگ حضرت امام ره- را که به گفته امام راحل امید آینده اسلام بود به شهادت رساند. انگیزه آنها از دست زدن به این جنایت وارد کردن ضربه روحی به امام و تنها گذاشتن ایشان و از بین بردن یکی از مخالفین جدی نظام و ایجاد رعب و وحشت در بین سایر مخالفین بود.

    اما جنایت رژیم پهلوی نتیجه عکس داد: امام ره این شهادت را از الطاف خفیه الهی بر شمردند و شهادت ایشان زمینه مناسبی برای گسترش و تبیین اندیشه های امام شد بطوری که گویندگان و سخنرانان در مراسم بزرگداشت شهادت او بی پروا نام امام را برده و از مقام علمی- سیاسی- اهداف و انگیزه های ایشان از مبارزه تجلیل کرده و به تبعیت از امام شاه را عامل همه فسادها و بدبختی های کشور معرفی کردند.

    شهادت حاج آقا مصطفی آتش انقلاب را فروزان کرد. تظاهرات - راهپیمایی ها و افشاگریهایی که در پی شهادت ایشان آغاز گردید باعث آگاهی و از خود گذشتگی مردم شد بطوری که به فاصله کوتاهی سراسر ایران یکپارچه به صحنه مبارزه و خروش مبدل گردید.

    برای آگاهی ازدیگر مطالب ادامه مطلب را کلیک کنید:

     


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 2:0  توسط حسین شاهد  | 

    فصل دوم

    زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی

    در باره زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی دو دیدگاه دور و نزدیک وجود دارد: صاحبان دیدگاه اول معتقدند که باید زمینه های پیدایش انقلاب را در طول تاریخ شیعه جستجو کرد اما دارندگان دیدگاه دوم زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی را حوادث بعد از سالهای ۱۳۴۰ هجری.شمسی می دانند. بر طبق نظریه نخست--مکتب انسان ساز اسلام - با نهضت - حرکت و انقلاب پیوند ناگسستنی دارد چرا که اسلام دین جهانی و همیشگی بوده و با قوانین و احکام و دستورات انقلابی که دارد از ابتدا با طاغوتیان و زور مداران مبارزه کرده است.این راه و روش در زندگی سیاسی و مبارزاتی امامان معصوم ع علیه طاغوتیان می باشد. دیدگاه دوم هر چند علل دور را نادیده نمی گیرد ولی زمینه های پیدایش انقلاب اسلامی را مرهون یک سری علل نزدیک که بیشتر در اواخر دهه ۱۳۳۰ هجری. شمسی و اوایل دهه ۱۳۴۰ ( ش) اتفاق افتاد می داند. لازم بذکر است که این دیدگاه مورد تایید حضرت امام خمینی ره نیز هست چرا که ایشان نیز شروع انقلاب اسلامی را سال ۱۳۴۱ هجری. شمسی می دانستند.

    ۱) اقدامهای شاه پس از در گذشت آیت الله بروجردی و کاشانی ره: رحلت آیت ا... بروجردی ره در فروردین سال ۱۳۴۰ ه.ش بزعم دولتمردان موجبی برای تضعیف روحانیت و از مرکزیت افتادن شهر مذهبی قم به عنوان یکی از کانونهای مبارزه علیه شاه بود. زیرا با وجود ایشان رژیم شاه در کارهای خود احتیاط را رعایت می کرد یا جرات دست زدن حتی به کارهای خلاف شرع را نداشت.

    برای آگاهی بیشتر ادامه مطلب را کلیک کنید

     


    ادامه مطلب
      نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 20:11  توسط حسین شاهد  | 
    طراح قالب
    اكبر طاهري

     
      POWERED BY BLOGFA.COM