تبليغاتX
معرفت دینی
 
ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الا خره الحسنه - پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
 

دوستان عزیز

این وبلاگ بعلت هک شدن

و غیر قابل بازسازی به وبلاگ

لیله القدر

 

http://www.lailatolgadr.ir/weblog

 

منتقل شده است.

دوستان می توانند به آدرس یاد شده

مراجعه کنند.

دیگر بروز نخواهد شد.

  نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 15:37  توسط حسین شاهد  | 

این وبلاگ

در حال باز سازی می باشد

به امید خدا تا چند روز دیگر در خدمت دوستان

خواهیم بود

انشاالله تعالی

  نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 17:36  توسط حسین شاهد  | 

دوستان عزیز و محترم

این وبلاگ توسط گروهی بی دین و بی ولاء

شخصی بنام مانا ( روز نگارهای مانا )

هک شده است.

انشاءالله تا ۴۸ ساعت دیگر با سایتی مجهز در خدمت

خواهم بود.

ای بی مروت شاد باش ما قویتر از آنیم که با این کارها

عقب نشینی کنیم. فکر میکنی شق القمر کرده ای.

بد بخت فکر میکنی نمی شناسم به همه دوستان معرفی خواهم کرد.

مرگ بر ضد ولایت فقیه

مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر ضد ولایت فقیه

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 20:30  توسط حسین شاهد  | 

روز جهانی قدس

ایهاالناس- ایها المسلمین-- آزادگان جهان اتحدو اتحدو

همگی در روز جهانی قدس با فریاد مرگ بر آمریکا و اسراییل به حمایت از

مسلمانان و مظلومین و ستم دیدگان فلسطین خواهیم شتافت .

جمعه: ۲۸/۷/۸۵ مصادف با ۲۶ رمضان۱۴۲۷: روز جهانی قدس. حضرت امام خمینی ره فرمودند: روز قدس را باید مسلمانان زنده نگه دارند. ( صحیفه نور ج۱۲ ص ۲۷۱ ). مقام معظم رهبری ( مدظله العالی) فرمودند: فرا رسیدن روز جهانی قدس وظیفه مبرم پشتیبانی و دفاع از ملت مظلوم فلسطین را بار دیگر با تاکیدی از همیشه بیشتر به مسلمانان غیور جهان یاد آوری می کند.( ۲۴/۱/۶۹).

کیفر یاری نرساندن به مظلوم

 بیچارگی دنیا و آخرت: امام صادق ع می فرماید: ما من مومن یخذل اخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخره ( بحار الانوار ج ۷۵ص۱۷) هر مومنی که - با داشتن توانایی - برادر مومنش را یاری نکند خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد کرد.

 نزول بلا : امام سجاد ع می فرماید : ... الذنوب التی تنزل البلاء ترک اغاثه الملهوف و ترک معاونه المظلوم... ( بحارالانوار ج۷۳ص۳۷۵ ) از گناهانی که سبب نزول بلا می شود به فریاد مظلوم نرسیدن و ترک یاری ستمدیده است.

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 1:12  توسط حسین شاهد  | 

                           فصل هفتم  

                               تجلی ولایت فقیه در حضرت امام خمینی ( ره )

 

همانگونه که در زمان ائمه اطهار ع بعلت بقدرت رسیدن حکومتهای جبار و منحط بنی امیه و بنی عباس برخی از امامان ع موفق به تشکیل حکومت نشدند در طول دوران غیبت نیز علمای راستین شیعه بدلیل خفقان حاکم بر جامعه از هر نظر با شدید ترین فشار ها و محدودیتها مواجه بوده اند و هیچ گاه فرصت نیافته اند که یک سیستم حکومتی را بر مبانی نظریات اسلام پی ریزی کنند. عالمان ربانی و فداکار شیعه در طول چهارده قرن گذشته توانستند با تحمل بیشترین حجم شکنجه و آزار و اذیت مکتب حیاتبخش و اصیل اسلام را در کوران حوادث حفظ کنند و ملجا و پناه مسلمانان باشند . آنان در جو خفقان نیز در صدد پیاده کردن نظام حکومتی اسلام در قالب ولایت فقیه بوده اند و علمای بزرگی از جمله صاحب جواهر - ملا احمد نراقی - میرزای شیرازی - کاشف الغطاء - آیت الله بروجردی و ... در کتاب های فقهی خود به طرح این مساله پرداخته اند. بنابراین موضوع ولایت فقیه از دیر باز مد نظر فقیهان اسلام شناس بوده همانگونه که امام خمینی ره می فرماید:

موضوع ولایت فقیه چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم بلکه این مساله از اول مورد بحث بوده است. ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص ۱۷۴ )

 البته مساله ولایت فقیه به شکل تشکیل یک سیستم و نظام حکومتی تا قبل از انقلاب اسلامی محقق نشده بود بلکه حاصل و دستاورد آن همه مبارزات عالمان و فرزانگان در طول تاریخ و نیز فداکاری مردم غیور ایران در جریان انقلاب اسلامی منجر به تشکیل حکومت جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی ره در حقیقت موجب تحقق عملی ولایت فقیه در جامعه اسلامی شد.

 

دیدگاه های حضرت امام خمینی ره پیرامون ولایت فقیه :

حضرت امام دیدگاه های خود در مورد ولایت فقیه را که در حقیقت الهام گرفته از آیات قران و احادیث پیشوایان دینی است بنا به در خواست مسلمانان مبارز و انقلابی در دوران تبعید در نجف اشرف با تدریس سلسله مباحث ولایت فقیه بیان نموده اند که بصورت کتاب ولایت فقیه به زبان فارسی و  الحکومه الاسلامیه بزبان عربی منتشر شده است. اینک خلاصه ای از نظرات و دیدگاههای آن حکیم فرزانه را بیان می کنیم:

۱) ضرورت تشکیل حکومت اسلامی :

 

افلاطون می گوید: تحصیل حیات با فضیلت برای افراد بشر جز بوجود حکومت ممکن نیست. زیرا طبیعت انسان به حیات سیاسی و زدگی اجتماعی متمایل است و بنابراین وجود دولت از جمله اموری است که انسان از آن طبعا بی نیاز نیست.( جمهور افلاطون ص۱۴- ۲۰ تلخیص )در اسلام نیز بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی برای اجرای احکام و قوانین حیات بخش آن تاکید شده است. حضرت امام خمینی ره در این زمینه می فرماید:

مجموعه قانون برای اصلاح جامعه کافی نیست. برای اینکه این قانون مایه اصلاح و سعادت بشر شودبه قوه اجرائیه و مجری احتیاج دارد. بهمین جهت خداوند متعال در کنار فرستادن یک مجموعه قانون یعنی احکام شرع - یک حکومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر کرده است... بنا براین به ضرورت شرع و عقل آنچه در دوره حیات  حضرت رسول اکرم ص و زمان امیر المومنین علی بن ابیطالب ع لازم بوده یعنی حکومت و دستگاه اجرا و اداره پس از ایشان و در زمان ما لازم است. ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص۲۶-۳۴ )

 

۲) رهبری در حکومت اسلامی :

 

الف) شرایط رهبری : حضرت امام برای رهبر چهار شرط اساسی یعنی علم به قانون - عدالت - کمال اعتقادی و کمال اخلاقی را گوشزد نموده می فرماید:

چون حکومت اسلام حکومت قانون است برای زمامدار علم به قوانین لازم می باشد چنانکه در روایات آمده است. نه برای زمامدار بلکه برای همه افراد هر شغل و یا وظیفه و مقامی داشته باشدچنین علمی ضرورت دارد منتهی حاکم باید افضلیت علمی داشته باشد... ( همچنین ) زمامدار بایستی از کمال اعتقادی و اخلاقی بر خوردار و عادل باشدو داشتن به معاصی آلوده نباشدکسی که می خواهد حدود جاری کند یعنی قانون جزای اسلام را به مورد اجرا گذارد متصدی بیت المال و خرج و دخل مملکت شود و خداوند اختیار بندگانش را به او بدهد باید معصیت کار نباشد.( ولایت فقیه امام خمینی ره ص۶۱- ۵۸ )

 

ب ) اختیارات رهبری : حضرت امام خمینی ره در مورد اختیارات رهبری معتقد به ولایت مطلقه فقیه است بدین معنی که همان اختیاراتی را که پیامبر ص و ائمه ع در باب حکومت و اداره جامعه اسلامی داشتند برای ولی فقیه نیز ثابت است:

ولایتی که برای پیغمبر اکرم ص و ائمه می باشد برای فقیه هم ثابت است و در این مطلب هیچ شکی نیست ... این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم ص بیش از حضرت امیر ع بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است باطل و غلط است.( همان ص ۵۵-۱۷۲ )

 

امام خمینی ره و تحقق عملی ولایت فقیه :

 

۱) مبارزه با طاغوت : اولین و اساسی ترین گام برای تحقق و تشکیل حکومت اسلامی مبارزه با طاغوت و حاکمیت طاغوتیان است. حضرت امام ره با توجه به شناختی که از مردم فداکار و رشید ایران که پیروان راستین ائمه اطهار ع و از دست پروردگان مکتب امام صادق ع بودند داشت تصمیم گرفت با کمک مردم ستم دیده مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی را آغاز نماید.

قیام خونین ۱۵ خرداد ۴۲ سر آغاز مبارزه با طاغوت و رژیم وابسطه شاهنشاهی گردید. حضرت امام خود رهبری مبارزات مردمی و جهت دهی صحیح آن را در طول دوران مبارزه و حتی در تبعید به عهده داشت. بنیانگذار جمهوری اسلامی نه تنها اسلام را احیا و تقویت نمود بلکه آن را از انزوا خارج کرد و نظامی را بر اساس اسلام بنا نهاد که در طول تاریخ اسلام بجز دوره های کوتاه صدر اسلام سابقه نداشت. حضرت آیت الله خامنه ای ( قدس سره )در این باره می فرماید:

او به اسلام عزت بخشید و پرچم قران را در جهان به اهتزاز در آورد و او ملت ایران را از اسارت بیگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصیت و خود باوری بخشید... او در عصری که همه دستهای قدرتمند سیاسی برای منزوی کردن دین تلاش می کردند نظامی را بر اساس دین و معنویت و ارزشهای اخلاقی پدید آورده اند. ( روز نامه جمهوری اسلامی ۲۸/۳/۷۲ )

 

۲) پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی :

دومین گام اساسی برای تحقق ولایت فقیه تشکیل حکومت اسلامی بود. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی با آنکه رژیم شاه به ظاهر در ایران حضور داشت حضرت امام تصمیم گرفت به وطن باز گردد و برای تحقق و تسریع در روند پیروزی انقلاب اسلامی از نزدیک انقلاب را رهبری و هدایت نماید.

 

۳) سازماندهی ارکان نظام اسلامی :

پس از استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام دستور دادندبرای تعیین ارکان نظام اسلامی ( قوه مجریه- مقننه - قضائیه و دیگر نهادها ) قانون اساسی تدوین و سپس به رای مردم گذاشته شود. پس از تلاش فراوان فرزندان انقلاب و با هدایتگری های حضرت امام قانون اساسی تدوین و به رفراندوم گذاشته شد و بدینوسیله نظام مقدس جمهوری اسلامی که در راس آن فقیهی عادل و مدیر و مدبر قرار دارد تثبیت شد و در حقیقت برای اولین بار در عصر غیبت حکومت اسلامی و ولایت فقیه تحقق یافت.

 

شخصیت و ویژگیهای حکومتی حضرت امام خمینی ره :

بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ره با ویژگیهای منحصر بفرد خود شخصیتی نادر و کم نظیر بودکه بعد از ائمه اطهار ع کمتر میتوان نظیرش را در تاریخ یافت. حضرت آیت الله خامنه ای در مورد شخصیت والای حضرت امام می فرماید:

امام خمینی شخصیتی آنچنان بزرگ بود که در میان بزرگان و رهبران جهان وتاریخ - بجز انبیا و اولیاء معصومین ع - به دشواری می توان کسی را با این ابعاد و این خصوصیات تصور کرد. آن بزرگوار قدرت ایمان را با عمل صالح و اراده پولادین را با همت بلند و شجاعت اخلاقی را با هوشمندی و کیاست و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت و ابهت و صلابت رهبری را با دقت و عطوفت و خلاصه بسی خصال نفیس و کمیاب را مجموعه آن در قرنها و قرنها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود. همه و همه را با هم داشت. الحق شخصیت آن عزیز یگانه شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیر گونه بود. ( روز نامه جمهوری اسلامی ۲۰/۳/۶۸ )

البته بررسی ابعاد وجودی شخصیت آن حکیم فرزانه در این نوشتار نمی گنجد و در این بخش فقط شمه ای از ویژگیهای والای امام خمینی ره در بعد رهبری ذکر می شود.

 

۱) فقاهت در دین : از جمله شرایط لازم برای ولی فقیه فقاهت در دین و اجتهاد است. حضرت امام علاوه بر تسلط عمیق بر فلسفه - عرفان - تفسیر - اخلاق و کلام اسلامی و ... مجتهدی بر جسته بود و بیش از سی سال فقه و اصول را در سطح عالیآن تدریس کرد. حضرت امام تحولی عظیم در فقه پدید آورد و پویایی فقه و اصول را لازمه نگرش اجتهادی می دانست و معتقد بود که عنصر زمان و مکان نقشی بس تعیین کننده در اجتهاد دارند و نا دیده گرفتن آن به نا توانی در درک و پاسخگویی به مسائل مستحدثه و نیازهای روز منتهی خواهد شد.

 

۲) تقوا و عدالت : از جمله شرایط ولی فقیه تقوا و عدالت است. پایبندی به آداب شرع و تقید به موازین تقوا- عمل به وظایف الهی - شوق به نوافل و مستحبات و پرهیز از محرمات و رذایل اخلاقی از صفات روحی و رفتاری حضرت امام خمینی ره می باشد. بی آلایشی و سادگی از افتخارات زندگی حضرتش بوده و آراستگی به زیور قناعت و سادگی و پیراسته بودن از رذایل طمع و حرص و تکبر از بارزترین حالات روحی و رفتاری او بود. با آنکه بلند مرتبه ترین مقام کشور بود ولی در خانه ای اجاره ای در جماران بساط معشیت گستراند. پیوسته خویشتن را از آلودگی به جلوه های فریبنده دنیایی دور داشته و مناعت طبع و بزرگواری را سر لوحه زندگی خویش قرار داده بود.

 

۳) مدیریت و تدبیر : از جمله شرایط رهبر قدرت و توان اداره جامعه اسلامی و نیز حسن تدبیر و بینش سیاسی اجتماعی - آینده نگری و دور اندیشی است. در مسیر انقلاب اسلامی یکی از واقعیتهای مهم تاریخی بینش عمیق و آینده نگری حضرت امام خمینی ره بود.

بنیانگذار جمهوری اسلامی در دوران رهبری با ظرافت و دقت عمل و الهام از امدادها و قوه لایزال الهی همواره چند سال جلوتر از زمان خود حرکت می کرد و با ترسیم اوضاع آینده جهان نظام های غرب و شرق را در حال زوال و نابودی می دید... امام در پیام تاریخی خود به صدر هیات رئیسه شوروی سابق به صراحت آینده را این گونه ترسیم فرمودند: برای همه روشن است که از این سپس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست چرا که مکتبی است مادی و با مادیات نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است در آورد....

در سومین سالروز پیام امام به گورباچف همه دنیا به روشنی و با شگفتی نظاره گر سقوط و اضمحلال نظامهای کمونیستی و فرو پاشی شوروی سابق شد.( آئینه آفتاب ص۴۳و۴۴ تلخیص )

از جمله مصادیق مدیریت قوی ایشان نیز میتوان به فرمان تشکیل شورای انقلاب قبل از پیروزی انقلاب - تعیین دولت موقت- فرمان تدوین قانون اساسی - فرمان تشکیل نهادهای مورد نیاز کشور- پذیرش قطعنامه در شرایط مناسب- فرمان باز نگری در قانون اساسی و حل مشکل رهبری آینده اشاره کرد.

 

۴) شجاعت و قاطعیت: ولی فقیه شخصی شجاع و نترس باشد و جز از خداوند از هیچ قدرت دیگری هراسی به دل راه ندهد. حضرت امام خمینی ره مصداق عینی این ویژگی بود و از نظر شجاعت اخلاقی و روحی نیز کم نظیر بود. آن حضرت با شجاعت و اقتدار خویش و با اتکای به خداوند و پشتیبانی مردم فدا کار ایران توانست در مقابل رژیم تا دندان مسلح ستم شاهی بایستد و از تبعید و تهدید آنان نهراسد. پس از سخنرانی ها و افشاگری های حضرت امام در مورد رژیم وابسطه پهلوی ساواک و عمال سر سپرده رژیم شبانه به خانه ایشان ( در قم ) هجوم آوردند و شروع به کتک زدن افراد خانه از جمله خدمتکار خانه نمودند و محل اقامت حضرت امام را جویا شدند که ناگهان معظم له از اتاق بیرون آمده و با کمال شجاعت فریاد زد: روح الله خمینی منم چرا این بیچاره ها را کتک می زنید.( کوثر ج۱ص۸۷)

از دیگر ویژگیهایی که در بحثهای گذشته برای ولی فقیه ذکر شد قاطعیت در اجرای احکام و فرامین الهی بود. ولی فقیه هر گاه تکلیف را تشخیص داد و امری به مصلحت نظام دانست باید برای اجرای آن تصمیم جدی بگیرد و بر اجرای آن پافشاری نماید. قاطعیت حضرت امام زبانزد دوست و دشمن بود. ایشان هر زمانی که احساس تکلیف می کرد قاطعانه آن را بیان و بر اجرای آن تاکید می نمود. بعنوان مثال در آستانه پیروزی انقلاب و آن زمان که هنوز تفاله های رژیم ستم شاهی ( دولت بختیار ) بر سر کار بودند حضرت امام دولت موقت او را غیر قانونی اعلام کرد و در سخنرانی خود در بهشت زهرا فرمود: من تو دهن این دولت ( دولت بختیار ) می زنم! من دولت تعیین میکنم. من به پشتوانه این ملت دولت تعیین می کنم. ( همان ج۲ص۴۱) .

 

التماس دعا

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 8:17  توسط حسین شاهد  | 

فصل ششم ( قسمت دوم )

ج))) ارتباط ولایت فقیه با ارکان حکومتی :

امامت و رهبری از مهم ترین اصول اسلام و در حقیقت ضامن عدم انحراف تمامی ارکان حکومت است. چون ولی فقیه هدایت مجموعه نظام اسلامی را بعهده دارد لازم است بر هر یک از ارکان حکومتی بطور مستقیم یا غیر مستقیم نظارت و ولایت داشته باشد. در این بحث نحوه ارتباط ولی فقیه با ارکان جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.

۱)) قوه مجریه: بر اساس اصل ۱۱۳ قانون اساسی ریاست مجریه جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می شود با رئیس جمهور است و او پس از مقام رهبری عالی ترین مقام رسمی کشور می باشد.

از نظر قانون اساسی رئیس جمهور با نظارت کامل مقام رهبری از سوی مردم انتخاب و مشغول انجام وظیفه می شود که در زیر نحوه و مراحل نظارت رهبر بر این امر بیان می شود:

۱/۱ )تائید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری : تشخیص صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری بطور مستقیم یا غیر مستقیم به ولی فقیه مربوط می شود. تشخیص چنین صلاحیتی در اولین انتخابات رئیس جمهوری مستقیما بعهده مقام رهبری بود و پس از آن بعهده شورای نگهبان است ( اصل ۱۱۰)و چون فقهای شورای نگهبان از سوی رهبری منصوب می شوند در نتیجه رهبری بطور غیر مستقیم در تایید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری نقش دارد. همچنین شورای نگهبان مسوولیت نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری را نیز بعهده دارد.( اصل ۱۱۸ ).

۱/۲) امضای حکم ریاست جمهوری : پس از بر گزاری انتخابات ریاست جمهوری هر یک از نامزدها که حائز اکثریت آرا شود رئیس جمهوری منتخب مردم محسوب می شودکه در مرحله بعد حکم ریاست جمهوری او باید از سوی رهبری تنفیذ شود( اصل۱۱۰) و می توان گفت : مسوولیت رئیس جمهور هنگامی شرعی خواهد بود که ولی فقیه آن را تنفیذ نماید .

۱/۳ ) قبول استعفا یا عزل رئیس جمهور : دیگر وظیفه رهبری رد یا قبول استعفای رئیس جمهور است. رئیس جمهور استعفای خود را به رهبری تقدیم می کند و تا زمانیکه استعفای او پذیرفته نشده است به انجام وظایف خود ادامه می دهد.( اصل ۱۳۰)

همچنین از وظایف و اختیارات رهبری عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم ( اصل ۱۱۰ ) است.

۲)) قوه مقننه :

۱/۲ ) نصب فقهای شورای نگهبان : در نظام مقدس جمهوری اسلمی برای کنترل قوانین و مصوبات مجلس از جهت انطباق آن با موازین شرعی و قانون اساسی شورای نگهبان نگهبان تشکیل شده است. گرچه نمایندگان مجلس شورای اسلامی توسط مردم انتخاب می شوند ولی مصوبات مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان از اعتبار قانونی بر خوردار نیست.( اصل ۹۳)مقام رهبری در شکل گیری شورای نگهبان نقش اساسی دارد زیرا: اولا = نصب و عزل و قبول استعفای فقهای شورای نگهبان از اختیارات رهبری است. ثانیا= هر چند به غیر از شش نفر فقهای عادل - شش نفر حقوق دان برای عضویت در شورای نگهبان از سوی قوه قضائیه به مجلس معرفی و با رای مجلس انتخاب می گردند اما باید توجه داشت که رئیس قوه قضائیه توسط رهبر انتخاب می گردد بنابراین انتخاب شش حقوقدان نیز بطور غیر مستقیم به مقام رهبری مربوط می شود.

بنابراین رهبر بطور مستقیم ( از طریق شورای نگهبان ) بر مجلس شورای اسلامی نظارت و اشراف دارد.

۲/۲ ) انتخاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام : از دیگر اختیارات و وظایف مجمع تشخیص مصلحت مشاورت با رهبری است : در صورتی که اداره امور کشور مشکلی ایجاد شود که از طریق عادی قابل حل نباشد رهبری این مشکل را از طریق مجمع حل خواهد کرد. ( اصل ۱۱۲)

۳/۲ ) فرمان همه پرسی : در مسائل بسیار مهم و حیاتی اقتصادی- سیاسی - اجتماعی و فرهنگی از راه همه پرسی مستقیما به آراء مردم مراجعه می شود و بر اساس اصلیکصد و دهم فرمان همه پرسی از جمله اختیارات رهبر محسوب می شود.

۴/۲) دستور باز نگری در قانون اساسی : بر اساس اصل۱۷۷ در موارد ضروری مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور باز نگری در قانون اساسی را طی حکمی خطاب به رئیس جمهور صادر خواهد نمود و پس از بر رسی شورا مصوبات آن باید به تایید مقام رهبری برسدو سپس به همه پرسی گذاشته شود.

 ۳))) قوه قضائیه :

۱/۳) نصب و عزل عالی ترین مقام قوه قضائیه : رئیس قوه قضائیه که عالی ترین مقام قوه قضائیه است از اختیارات گسترده ای در جهت تحقق بخشیدن به عدالت اجتماعی و احقاق حقوق فردی و اجتماعی امت اسلامی بر خوردار است.

عزل و نصب و قبول استعفای این مقام قضائی از اختیارات رهبری است.

۲/۳ ) عفو یا تخفیف مجازات محکومین : از دیگر مواردی که بر اساس قانون اساسی ولی فقیه در قوه قضائیه دخالت دارد مساله عفو یا تخفیف مجازات محکومین بر اساس حدود و موازین اسلامی و بنا به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه است . ( اصل ۱۱۰)

۴))) نیرو های مسلح :

۱/۴ ) فرماندهی کل قوا : نیرو های مسلح در نظام مقدس جمهوری اسلامی علاوه بر وظیفه حفظ و حراست از مرزها عهده دارد جهاد مقدس در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان نیز می باشند. بر اساس قانون اساسی فرماندهی کل نیرو های مسلح از اختیارات مقام رهبری است.

۲/۴) اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها : ( اصل ۱۱۰)تشخیص این امر که چه زمانی نیروها را باید برای نبرد با دشمنان بسیج کرد یا در صورت وقوع جنگ در چه زمانی باید صلح شرافتمندانه را پذیرفت از جمله وظایف ولی فقیه است.

۳/۴ ) نصب و عزل رئیس ستاد مشترک : از آنجا که ولی فقیه فرماندهی کل نیروهای مسلح را به عهده دارد نصب و عزل و قبول استعفای رئیس ستاد مشترک از وظایف و اختیارات وی محسوب می شود.

۴/۴ ) نصب و عزل فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی : مهم ترین و اصلی ترین وظلیف سپاه نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن است. به جهت تحقق این هدف مهم و اساسی و اشراف بر این نهاد مقدس نصب و عزل و قبول استعفای فرمانده کل سپاه از وظایف و اختیارات ولی فقیه می باشد.

۵/۴ ) نصب و عزل فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی : نیز از وظایف رهبر می باشد.

۵))) شورای عالی امنیت ملی :

بمنظور تامین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی - شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس جمهور با وظایف زیر تشکیل می گردد.

۱)) تعیین سیاستهای دفاعی- امنیتی کشور در محدوده سیاستهای کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری.

۲)) هماهنگ نمودن فعالیتهای سیاسی - اطلاعاتی- اجتماعی - فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر دفاعی- امنیتی.

۳)) بهره گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی.( اصل ۱۷۶)

بنابر این شورای عالی امنیت ملی از اهمیت خاصی بر خوردار است و مقام رهبری از طریق ریاست جمهوری - رئیس قوه قضائیه و رئیس ستاد فرماندهی کل نیرو های مسلح که از اعضای شورایند و نیز دو عضو شورا که از طرف خود در شورا نصب کرده است در شکل گیری - هدف دهی و تصمیم گیری این شورا نقش موثر دارد. مصوبات این شورا نیز در صورتی قابل اجراست که مقام رهبری آن را تایید نماید. ( اصل ۱۷۶)

۶)) صدا و سیما :

از آنجا که رسانه های گروهی از جمله سازمان صدا وسیما مسوولیت خطیری را در جهت تکامل انقلاب اسلامی و نشر افکار و اندیشه های اسلامی و مقابله با تهاجم فرهنگی بر عهده دارد و از سوی دیگر این سازمان از حساسیتهای زیادی بر خوردار است که کوچکترین انحراف در آن باعث انحراف جامعه می شود لازم است مقام رهبری در این سازمان مهم و حساس دخالت مستقیم داشته باشد. از این رو نصب و عزل و قبول استعفای رئیس سازمان صدا و سیما از اختیارات مقام رهبری است.

                                                

                                                         التماس دعا

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 13:12  توسط حسین شاهد  | 

                                          فصل ششم ( قسمت اول )

                                          ولایت فقیه در قانون اساسی

الف ))) شرایط و صفات رهبر :

در حکومت اسلامی هر کسی نمی تواند عهده دار رهبری و حکومت بر جامعه شود بلکه باید از ویژگیهاو شرایط خاصی بر خوردار باشد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با الهام از فرامین حیات بخش اسلام صفات و شرایط ولی فقیه به شرح زیر تعیین شده است : ( اصل ۱۰۹ )

۱))) صلاحیت علمی : یعنی توانایی استنباط احکام الهی از منابع و ادله شرعی را داشته باشد بعبارتی دارای مقام فقاهت و اجتهاد باشد.

۲))) عدالت و تقوا :رهبر باید دارای ملکه ای نفسانی باشد که او را از انجام معاصی بر حذر و به انجام تکلیف ترغیب نماید به گونه ای که در همه حال بر هوای نفس خویش مسلط بوده و جز اطاعت فرمان خدا و تحصیل رضای او به چیز دیگری نیندیشد.

۳))) بینش صحیح سیاسی و اجتماعی : لازمه بینش صحیح - شناخت ملاک ها و ارزشهای اسلامی و نیز آگاهی به زمان و شناخت روابط بین الملل و تغییر و تحول وضع جهان است تا بتواند مصلحت امت اسلامی را تشخیص داده و جامعه را بسوی سعادت و خوشبختی هدایت نمایدو از گرداب طوفانهای حوادث نجات دهد.

۴ ))) تدبیر :رهبر باید مدبر باشد . یعنی عاقبت اندیش و آینده نگر باشد و بتواند اوضاع جامعه اسلامی را بخوبی تحلیل نموده و تصمیم مقتضی را اتخاذ نماید.

۵))) شجاعت : رهبر باید فردی شجاع و نترس بوده جز خدا از کسی هراس نداشته باشد. زیرا مسوولیت حفظ جان و مال و ناموس مردم بر عهده اوست و لازمه انجام این وظیفه خطیر بر خورداری از شجاعت و قاطعیت است.

۶))) مدیریت و قدرت کافی برای رهبری :لازمه انجام هر مسوولیتی برخورداری از توانایی متناسب با آن مسوولیت است. بدون تردید رهبری جامعه اسلامی مهم ترین و مشکل ترین مسوولیت اجتماعی است بر این اساس هر کسی که عهده دار چنین مسوولیتی می شود باید مدیریت و قدرت متناسب با آن را داشته باشد.

جایگاه مجلس خبرگان

۱))) تعیین رهبر :

مردم با شرکت در انتخابات نمایندگان مجلس خبرگان را انتخاب می کنند که وظیفه دارد از میان مجتهدان موجود شخصی اصلح و واجد شرایط رهبری را شناسایی و معرفی کند. در این زمینه در قانون اساسی آمده است :

پس از مرجع عالیقدر و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ( قدس سره الشریف ) که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری در باره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم بر رسی و مشورت می کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد بر جستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصدو نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می کنند و در غیر این صورت ( یعنی وجود چند نفر که همگی دارای شرایط هستند ) یکی از آنان را بعنوان رهبر انتخاب و معرفی می نمایند. رهبر منتخب خبرگان ولایت امر و همه مسوولیتهای ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. ((( اصل ۱۰۷ )))

۲))) جابجایی رهبری :

دوران زعامت ولی فقیه هر چند محدود به زمان معینی نیست ولی ممکن است رهبر در شرایطی از انجام وظایف خود نا توان شود یا فاقد همه یا برخی از شرایط رهبری گردد در این صورت جابجایی انجام می گیرد و در قانون اساسی آمده است :

هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود نا توان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصد و نهم گردد از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر بعهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می باشد . در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر خبرگان موظفند به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. ( اصل ۱۱۰)

ب ))) وظایف و اختیارات رهبر :

۱)) تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.

۲)) نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام .

۳)) فرمان همه پرسی .

۴)) فرماندهی کل نیرو های مسلح.

۵)) اعلان جنگ و صلح و بسیج نیرو ها .

۶)) نصب و عزل و قبول استعفای : ( الف ) فقهای شورای نگهبان(ب) عالی ترین مقام قوه قضائیه ( ج )

 رئیس ستاد مشترک( ه ) فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی( و ) فرماندهان عالی نیروی نظامی و انتظامی.

۷))حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.

۸)) حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.

۹)) امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم ...

۱۰)) عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.

۱۱)) عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد قوه قضائیه.

رهبر می تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند. ( اصل ۱۱۰)

آشنایی با خبرگان رهبری ... حتما ادامه مطلب را کلیک کنید

بنا بدرخواست یکی از دوستان محترم و عزیز بشرح زیر:

دوشنبه 24 مهر1385 ساعت: 10:19 توسط:مصطفی نمازیان
بنام خداباسلام به دوست عزیزوعرض تشکرازابرازلطفی که همیشه به من دارند.بنده به خاطرمشغله درسی که دارم نمیتوانمک به شماسربزنم.ولی بازهم فراموشتان نمیکنم.مباحث بسیاراموزنده ودرخورتاییدشماباعث افزوده شدن براطلاعات ناچیزمن شد.امیدوارم که ازماه رمضان فیض کافی رابرده باشی.درضمن میخواستم ازشمادرخواست کنم باتوجه به نزدیکی انتخابات خبرگان رهبری این بحثهارابه نوعی باانتخابات پیش روداریم مربوط سازید.وموفق باشید.والسلام
 وب سایت   پست الکترونیک


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 12:32  توسط حسین شاهد  | 

به نقل از وبلاگ

بسم رب اربابناالمظلوم علی بن ابیطالب ع

نماز بی ولایت حقه بازیست

               بنای مسجدش بتخانه سازیست

                             چرا بی ولا نمیخواهد بفهمد

                                                  وضوء بی ولایت اب بازیست

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 19:41  توسط حسین شاهد 

                                              فصل پنجم ( قسمت چهارم )

 

                                                       وظایف ولی فقیه

 

الف ) وظایف فرهنگی :

 

(۱) نشر فرهنگ و معارف اسلامی : از جمله وظایف ولی فقیه تبلیغ و تبیین احکام و معارف دینی است. او باید زمینها و امکانات گسترش معارف قرانی و آشنایی با قوانین و مقررات اسلامی را فراهم نماید و با استفاده از همه ابزار و امکانات و نیرو های فرهنگی - جامعه اسلامی را از جهل و نادانی رهایی و با معارف حیات بخش اسلام آشنا نماید. قران کریم می فرماید: الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلواه و اتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور ( حج : ۴۱) ( مومنان ) کسانی هستند که اگر در زمین به آنها قدرت ببخشیم نماز را به پای دارند و زکات بپردازند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و پایان همه کارها از آن خداست.

بدیهی است که تحقق این امور با وجود حکومت اسلامی امکان پذیر است و مسوولیت آن نیز در درجه اول بر عهده حاکم اسلامی است.

 

(۲) تربیت و تهذیب جامعه : از دیگر وظایف فرهنگی ولی فقیه آشنا ساختن امت اسلامی با آداب الهی و اخلاق صالح و بر حذر داشتن آنها از اخلاق زشت و صفات رذیله است. امام علی ع در جایگاه رهبری اسلامی می فرماید: ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و تو فیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا ( نهج البلاغه فیض الاسلام ص۱۱۴) ای مردم من بر شما حقی دارم و شما بر من حقی دارید حق شما بر من ( چنین است: ) خیر خواهی برای شما و پرداخت حقوقتان بطور کامل و تعلیم شما تا نادان نمانید و تربیت کردن شما تا بیاموزید.

 

(۳) پاسداری از ارزشهای دینی : از جمله وظایف ولی فقیه حفظ احکام و ارزشهای الهی و سنت نبوی از تغییر - تحریف و بدعت و نیز مقابله با افکار انحرافی و شبیخون فرهنگی از یکسو و امر به معروف و نهی از منکر و اجرای حدود الهی و مبارزه با مفاسد اجتماعی از سوی دیگر است. امام رضا ع یکی از دلایل وجود رهبری الهی را حفظ ارزشهای دینی از خطر بدعت و تحریف دانسته و می فرماید: ومنها لو لم یجعل لهم اماما قیما امینا حافظا مستودعا لدرست المله و ذهب الدین و غیرت السنه و الاحکام و لزادفیه المبتدعون و نقص منه الملحدون ... ( بحار الانوار ج۶ص۶) اگر برای ملت و رهبری امین و پاسداری نگهدارنده و امانتدار منصوب نشود دین فرسوده می شود و از میان می رود و سنن و احکام الهی تغییر می یابد و بدعتگذاران بر دین می افزایند و ملحدان از آن می کاهند.

ب) وظایف سیاسی :

 

(۱) تعیین خط مشی سیاسی جامعه اسلامی : از جمله وظایف ولی فقیه تعیین سیاستهای کلان جامعه در زمینه های داخلی و خارجی و نیز نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام اسلامی است.

 

(۲) بر قراری ارتباط با ملتها و کشورهای جهان : از دیگر وظایف ولی فقیه ایجاد زمینه های مناسب جهت بر قراری ارتباط با کشورهای جهان و نهضتهای آزادیبخش اسلامی و سازمانهای بین المللی است.

در مورد روابط با کشورهای جهان ذکر چند نکته حائز اهمیت است: نخست آنکه حاکم و ولی امر مسلمین بعنوان رئیس یک ملت و مملکت در روابط بین الملل و سیاست خارجی خود می تواند با همه ملل و مذاهب رابطه حسنه بر قرار کرده و از باب روابط متقابل حقوق آنان را محترم بشمارد مگر زمانی که آنان علیه اسلام و مسلمین اعلان جنگ کنند که در آن صورت نه تنها دوستی و رابطه با آنان روا نیست بلکه مبارزه و جهاد با آنان نیز لازم و ضروری است. دوم آنکه : ولی فقیه در روابط با جهان خارج هوشمندانه بر خورد می نماید تا باعث هیچ نوع سلطه ای بر مسلمانان نشود و دست اجانب را نسبت به جان و مال و عرض مسلمین دراز نکند. سوم: در هنگام بر خورد و ملاقات با سران کفر و الحاد طوری بر خورد کند که باعث ذلت و خواری مسلمانان نشود زیرا حاکم اسلامی در حقیقت تبلوری از همه امت اسلامی است و بر خورد نا مناسب او باعث خفت و خواری امت اسلامی خواهد شد.

 

(۳) نصب والیان متخصص و متدین : از جمله وظایف سیاسی ولی فقیه نصب مدیران مجرب - متدین و متعهد است تا جامعه رابسوی کمال مطلوب سوق دهند. زیرا اگر حاکم نسبت به مدیران و زیر دستان شناخت نداشته باشد چه بسا نا دانان و اشرار خود را بجای دانایان و صالحان جا زده حتی بکارهای مهم و کلیدی گمارده شوند و موجبات شکست جامعه اسلامی و مخدوش شدن حیثیت امت اسلامی را فراهم آورند و در مقابل افراد دلسوز لایق و متعهد نا شناخته باقی بمانند.

 

ج) وظایف نظامی :

 

(۱) تشکیل و تقویت نیرو های مسلح : امروزه کلیه امور نظامی بوسیله دستگاه حکومتی که در راس آن ولی امر مسلمین باشد قابل تحقق است اوست که می تواند کشور را به همه نوع سلاحهای جنگی اعم از زمینی - دریایی و هوایی مجهز نماید زیرا فرد فرد جامعه نمی توانند این مهم را به انجام رسانند.

 

(۲) حفاظت از مرزها و دفاع از مال - جان و ناموس مسلمانان : از دیگر وظایف ولی فقیه در بعد نظامی دفاع از مال و جان و ناموس امت اسلامی در مقابل تهاجمات احتمالی دشمنان و منافقان کور دل است .

 

(۳) ایجاد امنیت و آسایش در جامعه : امنیت در جامعه از بزرگترین نعمتهای الهی است و هر فعالیت عبادی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و ... در سایه آسایش و امنیت امکان پذیر است. بنابراین از مهم ترین وظایف ولی فقیه ایجاد امنیت در جامعه و حفظ جان و مال مردم در شهرها و روستاها و راهها و اقصی نقاط مملکت اسلامی بوسیله فرماندهی نیروی انتظامی قوی و متعهد و متدین است.

 

د ) وظایف اقتصادی :

 

(۱) تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی : بر قراری عدالت و رسیدگی به حق محرومان و دفاع از مظلومان در برابر زور گویان و غارتگران از اهداف اساسی حکومت اسلامی و یکی از مهمترین وظایف ولی فقیه است. امیر مومنان علی ع در آغاز حکومت خود دلیل پذیرفتن آن مسوولیت خطیر را گرفتن حق ستمدیدگان از ستمگران شمرده و می فرماید: اما والذی فلق الحبه و برء النسمه - لولا حصورالحاضر و قیام الحجه بوجودالناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم ولا سغب مظلوم لا لقیت حبلها علی غاربها ( نهج البلاغه فیض الاسلام ص۵۲) سوگند به آن خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید اگر این افراد حاضر نمی شدند و به سبب وجود یاران حجت تمام نمی شد و خدا از دانشمندان ( در زمان غیبت ولی فقیه مصداق این کلمه است) پیمان نگرفته بود که به سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند افسار شتر خلافت را بر کوهان آن می انداختم و رهایش می کردم.

 

(۲) گسترش عمران و آبادی جامعه اسلامی : از جمله وظایف اقتصادی ولی فقیه تلاش برای عمران- آبادانی - استقلال اقتصادی و فقر زدایی از جامعه اسلامی است. از شرایط اولیه یک اجتماع سالم اقتصاد سالم است یعنی اقتصاد خود کفا - بی عیب و مستقل . جامعه باید بنیه اقتصادی سالمی داشته باشد مبتلا به کم خونی اقتصادی نباشد و گرنه بیمار خواهد بود. از نظر اسلام هدفهای اسلامی بدون اقتصاد سالم غیر قابل تامین است.

محتاج هر که شوی اسیر اویی... از هر که بی نیاز شوی همتای اویی ... به هر که نیکی کنی فرمانروای اویی.( غررالحکم ج۲ص۵۸۴ چاپ دانشگاه تهران )

 

(۳) جلوگیری از اخلال اقتصادی : در هر جامعه افرادی سود جو و فرصت طلب یافت می شوند که با اخلال در نظام اقتصادی در پی زراندوزی بیشتر هستند که اگر مهار نشوند نظم اقتصادی را بر هم می زنندو کل نظام را دچار مشکل جدی می کنند. از این رو رهبری با جدیت تمام به کنترل مسائل اقتصادی می پردازد و آن را در بستر صحیح خویش قرار می دهد.

از دیگر وظایف ولی فقیه با فساد مالی و اختلاسهای کسانی است که بیت المال مسلمانان را در اختیار دارند. برای رسیدن به این هدف باید از ناظرین امین برای نظارت بر صرف هزینه های ادارات و نهادها و ... استفاده نمود.

گفتنی است که در ایران وظایف یاد شده طی قانون اساسی از طرف ولی فقیه به ارکان جمهوری اسلامی واگذار و وظایف هر یک در قانون اساسی مشخص شده است .

پایان فصل پنجم --- التماس دعا

 

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 16:52  توسط حسین شاهد  | 

فصل پنجم ( قسمت سوم )

حدود و اختیارات ولی فقیه

آیا تمام وظایف حکومتی که بر عهده امام معصوم بوده بر عهده ولی فقیه نیز میباشد. و بر این اساس ولایتی را که برای پیغمبر ص و ائمه ع می باشد برای ولی فقیه نیز ثابت است. فقیه ولایت مطلقه دارد؟

پیش از پاسخ به پرسش فوق باید مناصب و اختیارات امام معصوم ع را بیان کنیم سپس مناصب و اختیارات ولی فقیه را مورد بر رسی قرار دهیم. بر اساس روایات ائمه معصومین ع دارای سه منصب بوده اند :

۱))) بیان احکام و مرجعیت دینی.

۲))) مرجعیت در قضا .

۳))) زعامت و رهبری یا تشکیل و اداره حکومت.

دیدگاهها :

علما منصب فتوا و قضا را برای ولی فقیه ثابت می دانند و اختلافی در آن ندارند . تنها در منصب زعامت سیاسی - اجتماعی یا رهبری جامعه اسلامی اختلاف نظر وجود دارد.

برخی قائل به محدودیت هستند و ولایت فقیه را منحصر در امور حسبیه( امور حسبیه به اموری اطلاق می شود که باید انجام گیرد و شارع مقدس راضی به ترک آنها نیست. از قبیل ولایت بر غائبین - قاصرین - تصرف در اموالبی صاحب و ... ( مکاسب شیخ انصاری ص ۱۵۴ ) می دانند.

برخی هم معتقدند که اختیارات ولی فقیه در حد اختیارات پیامبر ص و ائمه معصومین ع و همه جانبه و گسترده است. توضیح این دو دید گاه در زیر می آید:

الف ))) ولایت محدود : قائلین به محدودیت معتقدند که ولایت فقیه مانند ولایت معصوم ع عام و همه جانبه نیست بلکه فقیه فقط در انجام آن دسته از کار های اجتماعی که مومنان عادل قادر به انجام آن هستند دارای ولایت بوده و انجام این امور در مرحله اول وظیفه فقیه است. این امور همان امور حسبیه است که در صورت نبود مومن عادل مسلمان فاسق نیز می تواند به انجام آن مبادرت ورزد.( مکاسب شیخ انصاری ص ۱۵۴ )

این نظریه از چند جهت دارای اشکال است :

۱))) این نظریه بوسیله بعضی از علما در شرایطی مطرح شده است که حکومت در دست طاغوتها بوده و علما در حوزه های علمیه به بحثهای علمی و فقهی مشغول بوده اند و یا به جرم ترویج نظریات تشیع در کنج زندانها یا در حال تقیه بسر می برده اند و هیچ یک از کارهای حکومتی را عهده دار نبوده اندو طبیعی است در محیطی که اداره جامعه و حکومت در دست حاکمان ستمگر بوده و قدرت اجرایی در دست فقها نبوده طرح ولایت مطلق دور از انتظار باشد . قطعا همان علما و بزرگان در وجوب طرد نا اهلان تردیدی نداشتند و آرزو می کردند که فقیه واجدالشرایط را بولایت و زمامداری بر گزینند. و به این وسیله ولایت و امامت ائمه معصومین ع استمرار یابد.

۲))) نظریه فوق در صدد بیان اندیشه ها و نظرات سیاسی اجتماعی اسلام در باب حکومت نبوده و منظور امور حسبیه بوده است. زیرا در جهان بینی اسلام به مساله رهبری اهمیت خاصی داده شده و حتی از نماز و روزه و جهاد و زکات و دیگر احکام اسلام مهم تر است.

۳))) این نظریه - که فقهی است - توسط دیگر فقها و مجتهدین مورد نقض و انتقاد قرار گرفته است از جمله صاحب جواهر این نظریه را مردود شمرده و آن را موجب تعطیلی احکام و حدود اسلام دانسته و آن را به کسانی نسبت می دهد که نه طعم فقه را چشیده و نه لحن امام معصوم ع را فهمیده اند ! ( جواهر الکلام ج۲۱ص۳۹۷ )

۴))) از نظر خردمندان نیز نظریه ولایت محدود مردود و مطرود است . زیرا بقول بو علی سینا چگونه باور کنیم خدای حکیم که از مژه چشم و گودی کف پا غفلت نکرده از رهبری مردم غافل شده ( شفا -- الهیات -- ابن سینا مقاله دهم فصل دوم ص ۴۴۱)

و یا دست حاکم اسلامی را بسته باشد؟!

ب))) ولایت مطلقه فقیه :

عده زیادی از علمای مشهور از جمله : صاحب جواهر - ملا احمد نراقی - میر زای نائینی - کاشف الغطاء - آیت الله بروجردی - حضرت امام خمینی ره و ... معتقدند که ولی فقیه در زمان غیبت همانگونه که حق فتوا و قضاوت دارد حق زعامت و رهبری و تشکیل حکومت و نظارت بر جریانات و حوادث واقعه در مملکت اسلامی را نیز دارا می باشد و می تواند فرمان جنگ یا صلح بدهد - مالیات بگیرد - حدود اسلام را اجرا نماید و با دولتهای دیگر پیمان نظامی - سیاسی - اقتصادی و ... منعقد نماید و هر کار مشروعی که برای اداره جامعه لازم باشد طبق موازین اسلام انجام دهد.

بنابراین ولایت مطلقه فقیه یعنی تمام شوون و اختیارات حکومتی ای که پیامبر و ائمه معصومین ع ر عهده داشتند ولی فقیه نیز آن اختیارات را دارد و می تواند همانند ائمه اطهار تشکیل حکومت داده و تمام کارهای حکومتی را عهده دار شود. حضرت امام خمینی ره می نویسد : ولایتی که برای پیغمبر ص  و ائمه می باشد برای فقیه هم ثابت است و در این مطلب هیچ شکی نیست. ( ولایت فقیه امام خمینی ره ص ۱۷۲ )

و نیز می فرماید : این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم ص بیش از حضرت امیر ع بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیش از فقیه است باطل و غلط است . ( همان ص ۵۵ ) برای اثبات ولایت مطلقه فقیه دلایل فراوانی اقامه شده که در زیر بدو دلیل اشاره می کنیم:

۱))) عموم نیابت : فقها در زمان غیبت با تعبیرات مختلف بعنوان نمایندگان و جانشینان پیامبر ص و ائمه طاهرین معرفی شده اند که هر یک از آن تعبیرات از قبیل (( العلماء ورثه الانبیا ء -- الفقها ء امناء الرسل -- اللهم ارحم خلفائی -- علماء امتی کانبیاء بنی اسرائیل)) و امثال این تعبیرات ( تحقیقی پیرامون ولایت فقیه حبیب الله طاهری ص ۲۰۰و ۲۳۷ ) نشانه نیابت فقها از ائمه طاهرین در زمان غیبت است و لازمه نیابت آن است که نائب ( جانشین ) بتواند در تمام شوونی که منوب عنه حق دخالت داشته دخالت کند .

۲))) ولایت علما و فقها در زمان حضور ائمه ع : این نمایندگی و جانشینی در زمان حضور امام معصوم ع هم محقق شده است و شاهد بر این مدعا عهد نامه مالک اشتر است. در این عهد نامه حضرت علی ع مالک اشتر را ( که از علما و فقهای عصر خویش بود) مامور تشکیل حکومت مصر با تمامی اختیارات حکومتی از قبیل تنظیم قوای مسلح - گرفتن مالیات - سازندگی و آبادانی - نصب کار گزاران و مدیران مجرب و ... نمود .

در عصر غیبت نیز امام زمان عج مردم را جهت حل مشکلات و معضلات جامعه اسلامی به فقها ارجاع داده است و لازمه این امر و تحقق عملی آن تشکیل حکومت اسلامی است.

                                 پایان قسمت سوم فصل پنجم-- التماس دعا

 

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 2:28  توسط حسین شاهد  | 

میلاد با سعادت

 دومين اختر آسمان امامت و  ولايت سبط اكبر- پور حيدر- كريم اهل بيت

امام حسن مجتبي ع به همه رهروان راهش و

بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد

اَلسَلامُ عليك یا سبط المصطفی ص وابن المرتضي علم الهدي كريم اهل بيت امام حسن مجتبي ع

flor020flor020flor020flor020

زندگانی امام حسن مجتبی ع

نخستین فرزند امیر مومنان ع و فاطمه زهرا س در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری چشم بجهان گشود. پیامبر اکرم ص نام نوزاد را از سوی خداوندحسن گذارد و در موردش فرمود: خداوندا! من او را دوست دارم تو نیز دوستش بدار.

در جنگ جمل بفرمان حضرت علی ع همراه با عمار یاسر به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند. در اثر تلاشها و سخنرانی های آن حضرت حدود دوازده هزار نفر به یاری امام شتافتند. در طول جنگ بسیار کوشید و فداکاری کرد تا سپاه امام علی ع پیروز شود. همچنین در جنگ صفین همراه پدر بود و رشادتها و جانفشانی ها از خود نشان داد.

ویژگیهای اخلاقی

امام حسن ع از هر جهت حسن بود در وجود مقدسش نشانه های انسانیت متجلی بود. از جمله:

الف)) ارتباط با خدا: آن بزرگوار توجهی ویژه بخدا داشت. چون وضو می گرفت رنگش تغییر می کرد و وجودش به لرزه می افتاد و وقتی علت را می پرسیدند می فرمود: کسی را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست. امام صادق ع می فرماید: امام حسن ع عابدترین و زاهد ترین و برترین مردم زمان خویش بود. چون به یاد مرگ و رستاخیز می افتاد می گریست و بی حال می شد.

ب)) جود و بخشش: امام حسن ع در طول عمر دو بار تمام اموال  و دارایی خود و سه بار نیمی را در راه خدا بخشید. روزی یکی از کنیزان دسته گلی خوشبو به ایشان هدیه کرد. آن حضرت در برابر او را آزاد کرد. فرمود: خدا ما را چنین تربیت کرده است. سپس این آیه را خواند: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها(نساء:۸۶) چون بشما هدیه ای دادند به نیکو تر از آن پاسخ گویند.

ج)) تواضع: امام حسن مجتبی ع روزی بر گروهی مستمند که بر روی زمین نشسته بودند و نان می خودند گذشت. آنان آن حضرت را به سفره خویش دعوت کردند. امام ع از مرکب فرود آمد و فرمود: ان الله لا یحب المستکبرین- خداوند مستکبران را دوست ندارد. سپس با آنان غذا خورد. آن گاه مستمندان را بخانه خود دعوت کرد و هم غذا به آنان داد و هم پوشاک.

امامت امام حسن ع

امام حسن مجتبی ع در بیست و یکم رمضان سال چهلم هجری عهده دار حکومت اسلامی و امامت مسلمانان گردید. پیامبر اسلام ص در باره امامت امام حسن و حسین ع می فرماید: الحسن والحسین امامان- قاما او قعدا- حسن و حسین هر دو امامند چه قیام کنند و چه بنشینند {صلح کنند} چون امیر مومنان ع ضربت خورد به فرزندش حسن ع دستور داد تا مردم را در نماز امامت کند و در آخرین لحظات زندگی او را بدین صورت وصی حود کرد:

پسرم! پس از من تو صاحب مقام و خون منی.

سپس امام حسین ع - محمد حنفیه و دیگر فرزندانش و نیز بزرگان شیعه و خاندانش را گواه گرفت و سلاح خود را به او داد و فرمود: پسرم! رسول خدا ص به من دستور داده است که تو را وصی خود